خیلی باهاش ارتباط برقرار نکردم ولی گویا یه مجموعه سه کتابی بوده شاید واسه همین برام گنگ بود فقط خوندن همین کتاب
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
ناگهان اشتیاق عجیبی احساس کرد که همه چیز را همینجا رها کند و خود به همانجایی برود که آمده بود، و برود به جایی، هر چه دورتر بهتر، جایی دورافتاده و فورا برود، بی خداحافظی با کسی. احساس میکرد که اگر، ولو چند روز دیگر، آنجا بماند به داخل این دنیا کشیده میشود و بیبازگشت. و از این به بعد جز همین دنیا نصیبی نخواهد داشت.
"ترس از عشق، همان ترس از زندگی است، و کسانی که از زندگی میترسند، مرده ایی بیش نیستند."
ـ آزادی ؟ آیا تو میدانی آزادی با چه بدست می آید ؟ ـ با چه ؟ ـ تنها با اراده و خواست شخصی اراده و خواست ، حاکمیت به تو میدهد که بالاتر از آزادیست. اراده کن و بخواه ، هم آزادی و هم فرمانروا.
«هرچه بیشتر میتوانی از زندگی بگیر و تابع هیچ کس نباش». به خود تعلق داشتن:این است رمز زندگی!
موضوع خاص و متفاوتی داشت ولی از پتانسیل این موضوع خوب استفاده نشد و به نظرم میتونست خیلی بهتر بشه
کتابی بود که منو به این ژانر علاقه مند کرد واقعا
در همهمهی نیازهای مردان، صدای تنهایی و بیکسی مرگان شنیده نمیشود آن زن که به دوش میکشد تمام درد و رنج را، بی آنکه دم بزند نه راه گریزی دارد و نه تاب ماندن کم نیستند چنین زنانی که هر چند خاموش، هر چند در پس پرده، ماندهاند و کمر خمیدهای خود را ستون کردهاند برای بقای خانواده و جگرگوشههایشان
اوایلش یکم گیج کننده است ولی واقعا آخرش جالب بود برام
داستان جالبی داشت من به شخصه نتونستم پیش بینی کنم
یه کتاب سورئال باید این سبک و دوست داشته باشی تا کتاب رو دوستش داشته باشی
یه کتاب آروم و لطیف
عالی بود واقعا آخرش به فکر فرو میرید
جالب بود دوستش داشتم اوایل داستان نمیتونی حدس بزنید ولی بعدش میشه فهمید که چی میشه اخذ داستان
کم حجم بود ولی خیلی جذاب نبود مثل بقیه کارهای این نویسنده
کتاب و دوست داشتم شاید برای خیلی ها سنگین باشه ولی جایی که نشستن اهل خونه و از خودشون گفتن برای من خیلی قشنگ بود
سمفونی مردگان روایت خانوادهای است که در آن، نشنیدن صدای یکدیگر و نپذیرفتن تفاوتها، آدمها را به جای نزدیکتر شدن، به سمت تنهایی و فروپاشی میبرد، داستان انسانهایی که گاهی پیش از مرگ، آرامآرام از زندگی و خودِ واقعیشان دور میشوند. تراژدی آیدین از جایی شروع شد که خانه، به جای اینکه پناهگاه او باشد، به اولین جایی تبدیل شد که مجبور شد در آن با خودش بجنگد.
توی این مملکت پیش از اینکه به سی سالگی برسیم، تباه میشویم
برای کسایی که کتاب خوندن براشون آسون نیست به شدت پیشنهاد میشه
عالیه ولی جلد اولش و سیستم اخلاقی آلساندرا رو بیشتر دوست داشتم تا روایت خواهرش⭐️🌸
