خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

این کتاب برای اهل ادبیات است( و اهل سیگار) غیر آن نه دلیلی برای خواندنش می‌یابید و نه لذتی از خواندن این دو روایت نا منسجم می‌برید. . با مقدمه‌ی خوب مترجم آغاز کنیم که علاوه بر واضح سازی و ملموس کردن داستان‌ها به بررسی کوتاه از نمادهای داستان‌های سامبرا می‌پردازد، مترجم کتاب را درک کرده و نه فقط کلمات را پشت سر هم ردیف کند و تمام. . داستان اول ″ بنسای ″ داستان عشق است، البته نمی‌توان نامش را عشق گذاشت، داستان رابطه‌ایست، رابطه هایی است که زمانه‌ آن ها را وصل می‌دهد و رابطه‌هایی نه چندان پر شور اما پر احساس با سبکی متفاوت از آنچه تا به‌حال خوانده بودم. . داستان دوم اما همان عنوان کتاب است که نقطه اوج، سیگار و نمادین بودن آن در زندگی شخصیت در سراسر کتاب مانند آن است که دوستی در بالکنی با نمای دریا در حال کشیدن سیگار دارد داستان زندگی خودش را تعریف می‌کند، همان‌قدر پراکنده، همزاد پندارانه و طالب دقت برای لمس لحظه‌های زندگی.

سمفونی مردگان داستان خانواده‌ای با پدری مستبد و دیکتاتور هست و ماجرای آن‌ها جایی آغاز میشه که یکی از فرزندان با فکری روشن مسیر زندگی خودش رو پیدا میکنه. . زمان این داستان به دهه‌ی ۲۰ تا ۵۰ خورشیدی برمیگرده و عمدتا در شهر اردبیل روایت میشه. فوق العاده نمادین هست، از اسم ها و شخصیت‌ها گرفته که بر اساس کهن الگوها طراحی شدند تا همین انتخاب اردبیل و حضود مداوم سرما برف و زمستان. . داستان ساختار غیر خطی داره که خاصش می‌کنه و از زاویه دید های متفاوت داستان رو روایت می‌کنه و همه این‌ها دقت خواننده رو برای کنار هم قرار دادن نت‌های این سمفونی می‌طلبه.

آخرش غافلگیرتون میکنه ، من گشتم و pdf قسمت دوم کتاب باعنوان عهد ی رحمانه رو دانلود کردم که بخونمش پ.ن. کتاب دوم رو هم خوندم و اگر از داستانهای عاشقانه این مدلی خوشتون میاد باید بگم عالیه

رقبای الهی

یکی از خوبی های کتاب های فریدا مک فادن اینه که داستانها خیلی ملموس هستن و جوری نوشته شدن که مخاطب راحت می‌تونه باهاش ارتباط برقرار کنه. این کتاب هم برای من همینطور بود و دوستش داشتم

آموزگار

سطح مشکلات و دغدغه های یک زن توی کره جنوبی برای یک زن که توی ایران و خاورمیانه زندگی میکنه زیادی پیش افتاده و لوسه. متاسفانه این کتاب دقیقا همینه، شاید یه سری از مشکلات هست که همه روزه همه زن ها درگیرش هستند و آزار میبینن ولی این مشکلات برای ما خیلی خیلی بزرگتر و عمیق تر از چیزیه که توی این‌کتاب هست و یه جورایی اعصابت خورد میشه از اینکه فقط به همون مشکلات بسنده شده.

این کتاب برام یه یادگاری از دوران دبیرستانه. یه کتاب ساده که خوب پیش میره و لحظات قابل لمسی داره؛ در کل اگه بخوای بگم کتاب بدی نیست برای وقتی که میخوای یه کتاب ایرانیِ ساده بخونی. پی نوشت: توقع خارق‌العاده‌ای ازش نداشته باشید.

پشت درخت توت

کتاب بسیار طولانی با توضیحات زیاد و اکثرا دلپذیر جوری که خودت رو قشنگ میتونی توی اون عالم تصور کنی به نظر من هرکسی باید دوبار این کتاب را بخواند:یکبار در دوران تجرد و یکبار بعد از ازدواج برای من به اندازه ده بار جلسه مشاوره کارامد بود

آنا کارنینا

تا به امروز، اگر قرار باشد از میان تمام کتاب‌هایی که خوانده‌ام، نام اثری را بیاورم که برای من معنای واقعی جمله‌ی «گاهی چه زود دیر می‌شود» باشد، بی‌شک «نازنین» داستایفسکی را انتخاب می‌کنم. کتابی که برای من فقط یک داستان نبود؛ انگار مواجهه‌ای بود با بخشی از حقیقت تلخ زندگی آدم‌ها؛ با حرف‌هایی که گفته نمی‌شوند، احساساتی که پنهان می‌مانند، غروری که اجازه نمی‌دهد دستمان را به موقع دراز کنیم و فرصت‌هایی که خیال می‌کنیم همیشه برای جبرانشان وقت داریم. اما همیشه وقت نداریم. داستایفسکی در چند صفحه‌ی پایانی کاری با من کرد که کمتر کتابی توانسته بود؛ چند صفحه‌ی آخر را با اشک و آه خواندم و بعد از تمام شدنش، مدتی فقط به آخرین صفحه نگاه کردم. شاید بعضی کتاب‌ها را تمام می‌کنیم و کنار می‌گذاریم؛ اما بعضی کتاب‌ها تازه بعد از تمام شدن، در ذهنمان شروع می‌شوند. «نازنین» برای من از همان‌ها بود.

نازنین