آقای ناظم ، بعضی چیز ها را نمیشود گفت . بعضی چیز ها را احساس میکنید. رگ و پی شما را میتراشد ، دل شما را آب میکند، اما وقتی میخواهید بیان کنید میبینید که بی رنگ و جلاست. مانند تابلوئیست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد. عیناً همان تابلوست ، اما آن روح ، آن چیزی که دل شما را میفشارد ، در آن نیست.
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
کسی که پرنده اش از جایی پر بکشد مشکل میتواند همان جا بماند در خانه خودش هم غریبه میشود
مومنت، مومنت!!! این دفعه دیگه واقعا مومنت :)))
گاهی عشق یعنی به کسی اجازه بدهی راه خودش را انتخاب کند حتی وقتی قلبت میخواهد او را نگه داری
آدم ها گاهی درست کنار هم زندگی می کنن اما آنقدر از هم دورند که از درد یکدیگر بیخبر می مانند
برای شروع یک ماجراجویی تازه هیچ وقت خیلی پیر نیستی
همهی ما نجات یافتگان فراموشکار هستیم. ما یادمان میرود که چقدر زیبا دوام آوردیم و گذر کردهایم.
آدم ها را آن طور که هستند نمی بینیم آنطور که میخواهیم ببینیم می بینیم
چیزی که بیشتر از همه از آن می ترسیم معمولا همان چیزی هست که باید با آن رو به رو بشیم
زندگی به چه دردم میخورد وقتی میبینم کسی که با تمام وجود دوستش دارم رویم هفتتیر کشیده است؟
کسی که گذشته را کنترل کند، آینده را کنترل میکند و کسی که حال را کنترل کند،گذشته را کنترل می کند !
گذشته را نمیتوان تغییر داد ولی آینده را میتوان تغییر داد
انسان، طنابی است میان حیوان و ابر انسان.
این کتاب باعث شد من مطالعه کردن رو شروع کنم و ادامه بدم 🌱
ناامیدی بهایی است که انسان برای خودآگاهی میپردازد🤌🏻
مامان امروز مرد، شایدم دیروز، نمیدانم...
بدون خیلی از نداشتهها میتوانیم زنده بمانیم و زندگی کنیم. تاریخ پُر است از آدمهایی که هیچ نداشتهاند اما تصمیم گرفتهاند ادامه دهند.
ما آدمهایِ تبدیل کردن دردها به رنجهایی چند سالهایم.
دنیای واقعی نمیرقصد، نه به ساز ما نه به ساز خودش. دنیا میگذرد؛هر لحظه و هر ثانیه.
از او پرسیدم پس توهم تشنه ای؟ با سادگی گفت: ممکن است آب برای قلب هم خوب باشد...
