من آن روز چهل و چهار بار غروب آفتاب را تماشا کردم...
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
بعضی وقت ها عیبی ندارد که آدم کاری را به بعد موکول کند اما اگر کار ریشه کن کردن یک درخت بائوباب را عقب بیندازد مصیبت بار میشود و او برای ریشه کن کردن بوته ی بائوباب امروز و فردا کرد...
هنوز جسمم جوان بود و با روح خسته ام جدال می کردم.
کاکا مراد می گفت زن وقتی عاشق است ، حسود است ، وقتی بی تفاوت شد ، یعنی که دیگر دوستت ندارد
کوچولوی من، ما در جهنم هستیم. هرگز اشتباهی در کار نیست و هرگز مردم را برای هیچ و پوچ محکوم به دوزخ نمیکنند.
جای کشتی در بندرگاه امن است اما این چیزی نیست که کشتی برای آن ساخته شده باشد!
از خیابان میگذرم اما اینبار دستی نیست که مرا نگه دارد(:
به این فکر می کنید که در دنیا همه چیز را با روش خودتان پیش ببرید. زن ها را نمی فهمید. آن ها حتی به اندازه ی نصف چیزی که خود را تحسین می کنید، شما را تحسین نمی کنند.
با خودش گفت حقیقت هر چه هست، معجزه این تجربه را نمی توان انکار کرد. این چیزی مستقل از مرگ است. مرگ هر چه خواهد باشد، گو باش. در واقع هر چه بیشتر درباره مرگ فکر کنی، معجزه زندگی در نظرت بزرگتر جلوه می کند. تامل در مرگ، تجلیل از زندگی است.
خاطرات خیلی بیشتر از اون چیزی که تصورش رو بکنی سرسختن. به سرسختی قلب هایی که اون حاطرات رو توی خودشون نگه می دارند.
می توانیم مشتی نا آگاه و بی فکر باشیم. قبلا هم بحران های مشابهی در تاریخ ما اتفاق افتاده است و معمولا جایی داشتیم که برویم و آنجا ساکن شویم. کلمب وقتی دنیای جدید را در سال 1492 کشف کرد، همین کار را کرد. اما اکنون دنیای جدید وجود ندارد. آرمانشهر در پشت کوه نیست. فضایمان دارد تمام می شود و تنها جایی که برای رفتن مانده است دنیاهای دیگر است.
وقتی آتش را اختراع کردیم، به کرات خرابکاری کردیم و بعد ابزار اطفای حریق اختراع کردیم. با فن آوری های قدرتمندتری مانند انرژی هسته ای، بیولوژی مصنوعی و هوش مصنوعی قوی، باید به جاری تکرار رویکرد گذشته آینده نگر باشیم و هدف ما این باشد که از اول درست عمل کنیم چون شاید فرصت دومی وجود نداشته باشد. آینده ما مسابقه ای است بین قدرتِ رو به افزایش فن آوری ما و خردی که از آن استفاده می کنیم. بگذارید تلاش کنیم که خرد پیروز شود.
من نسخه اصلی ترجمه شده روخوندم و شاید اولش از نحوه نوشتن نویسنده یکم این مدلی باشید که بد باشه اما جلو تر میرید ، بهتون خوندن خط به خط آن میچسبه، من فصل آخر اونو خیلی دوست داشتم ، اما یادتون باشه هر کتابی کامل نیست ما باید کامل بشیم
آدم اگر بخواهد به دیگران نزدیک شود، باید همیشه جاهل باشد. آدم اگر با ذهن دانا نزدیک بشود، نمیتواند با غرور دیگران کنار بیاید و خب، آدم عاقل همیشه از این قضیه اجتناب میکند.
پسرها تلاش کنید صدای خودتون رو کشف کنید، هر قدر این زمان را به بعد موکول کنید احتمال این که اصلا به اون دست پیدا کنید، کمتر خواهد شد. به قول ثورو، اغلب آدم ها عمرشان در سکوت و نومیدی سپری می شه. چرا به این خاموشی تن بدیم؟ خطر کنید و قدم در راه های تازه تر بگذارید.
شاید مرگ هم نوشیندنی سنگینی است که کمک می کند شب کسالت آوری را که همان زندگیمان باشد، از یاد ببریم.
آنان که در ناز و نعمت پرورش یافته اند نمیدانند که سعادت چه چیز است؛ زیرا همیشه غرق سعادتند و تا کسی به دریای امواج داخل نشده و لطمه توفان ندیده، نعمت هوای صاف و خوش نمیداند چه چیز است
خب زندگی مبارزه دائم بین فرد بودن و عضوی از اجتماع بودنه.
جوانی گلی است که میوه او عشق است. خوشا به حال آنکه او را به موقع بچیند💞
در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد. این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد...
