خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

داستان جذابی داشت. از اون دست کتاب هاست که به سختی زمین می گذارید. ترجمه آقای خاکسار هم طبق معمول خوب بود. کلا مترجم در انتخاب کتاب ها بسیار خوب عمل کند. هر کتابی که آقای خاکسار ترجمه کرده، عموما از نویسنده های جدیدی هستند که در ایران آنقدر ها شناخته شده نیستند.

جزء از کل

روایت تلخ مهاجرین کره ای به مکزیک است. آدم هایی که با وعده آینده رویایی راهی سفری دراز شدند. داستان تلخی بود ولی من کلا کتاب رو دوست داشتم. در داستان هر مدل شخصیتی که بگی پیدا می شود؛ از دزد، کشیش، اشراف زاده و نظامی بگیر تا دو عاشق. شخصیت های سیاه و سفید و بعضا خاکستری.

گل سیاه

من این کتاب رو با ترجمه آقای ذبیح الله منصوری خواندم. «دون کیشوت» برای من بیشتر یک تجربه سرگرم‌کننده بود تا اثری که نگاه مرا تغییر دهد. طنز کتاب در بخش‌هایی واقعاً شیرین و لذت‌بخش بود و همراهی دون کیشوت و سانچو پانزا لحظات جذابی ایجاد می‌کرد. با این حال، ساختار اپیزودیک و طولانی داستان باعث شد ارتباط عمیقی با آن پیدا نکنم و تمام کردنش برایم بیشتر شبیه انجام یک تعهد بود تا ادامه دادن یک لذت.

دن کیشوت

داستانی به شدت تلخ و دردناک از دیکتاتوری سلطان حسن دوم در مراکش است. برای من خوندش خیلی سخت بود چون یادآور خیلی چیز ها بود ... نثر کتاب روان و پر کشش بود. من چند کتاب دیگه هم از آقای جلون خوندم که همین شکلی نثر خوشخوانی داشت. ترجمه هم خیلی خوب بود.

تادیب

«نورثنگر ابی» برای من بیش از آنکه یک رمان عاشقانه پیچیده باشد، تجربه‌ای شیرین و آرامش‌بخش بود؛ شبیه بازگشت به حال‌وهوای رمان‌هایی که در سال‌های نوجوانی می‌خواندم. این کتاب برخلاف بسیاری از آثار کلاسیک، کشمکش سنگین و پیچیدگی‌های فراوان ایجاد نمی‌کند و شاید همین ویژگی آن را به یک استراحت فکری میان داستان‌های پرتنش‌تر تبدیل می‌کند. کاترین مورلند را نمی‌توان صرفاً دختری ساده‌لوح دانست. اگر او را در بستر اجتماعی و تاریخی زمانه‌اش ببینیم، با دختری روبه‌رو هستیم که تجربه چندانی از جهان بیرون ندارد و تازه در حال شناختن جامعه‌ای است که قواعد و ظرافت‌هایش را نمی‌شناسد. اشتباهات او بیشتر از جنس بی‌تجربگی است تا نادانی. ورود هنری تیلنی تقریباً از همان ابتدا مسیر عاطفی داستان را قابل حدس می‌کند. هرچند حضور شخصیت‌هایی مانند جان تورپ یا فردریک تیلنی برای مدتی امکان ایجاد تردید را به وجود می‌آورد، اما این تردیدها خیلی زود برطرف می‌شوند و داستان بدون غافلگیری جدی به مسیر اصلی خود بازمی‌گردد. ژنرال تیلنی نیز برای من از جذاب‌ترین شخصیت‌های آستن نبود و بخش‌های پایانی، به‌خصوص در جمع‌بندی داستان، کمی شتاب‌زده به نظر می‌رسید؛ گویی نویسنده قصد داشته مسیر داستان را سریع‌تر به پایان برساند. با این حال، ارزش اصلی «نورثنگر ابی» برای من نه در پیچیدگی داستان، بلکه در جهانی است که جین آستن می‌سازد: انگلستان قرن هجدهم، عمارت‌ها، مهمانی‌ها، رقص‌ها، لباس‌ها و روابط اجتماعی ظریف آن دوران. آستن جهانی خلق می‌کند که حتی در ساده‌ترین داستان‌هایش نیز برای خواننده جذاب و دوست‌داشتنی است. این رمان را شاید در رده بالاترین آثار آستن قرار ندهم و همچنان «غرور و تعصب» را اثری پخته‌تر و کامل‌تر بدانم، اما «نورثنگر ابی» برای من تجربه‌ای شیرین و دوست‌داشتنی بود؛ کتابی که شاید بزرگ‌ترین اثر نویسنده نباشد، اما جهانی دارد که می‌توان با علاقه به آن بازگشت.

نورثنگر ابی

بیش از همه سبک و سیاق نویسنده رو دوست داشتم. خیلی جذاب می نویسه این ناباکوف. داستان همون ضرب المثل معروفه که می گه "عشق پیری گر بجنبد سر به رسوایی زند." داستان جدیدی نیست ولی خوبه که بخونید. ترجمه آقای نیکفرجام هم خوب بود.

کتاب خیلی جذابی نیست. به نظرم کمی هم جنسیت زده است. مخصوصا خود شخصیت زوربا که در خصوص زنان خیلی مثبت فکر نمی کند و نویسنده به کرات این موضوع رو در کتاب بیان می کنه. حالا این که از روی عمد هست یا نه معلوم نیست. من ترجمه آقای مصاحب از نشر نگاه رو خوندم که خوب بود ولی چیزی که نمی فهمم طراحی جلد کتاب توسط نگاه هست!!!! خیلی بی معنی و بی ربطه!

داستان جذابی است. نویسنده هم به نظرم قلم خوبی داره. من ترجمه خانم خسروی رو خوندم به نظرم خوب بود. ولی منتظر شاهکار ادبی نباشید. صرفا یک داستان جذاب و پر کشش است.

کتاب دزد

بینظیرترین رمانی که خوندم.در این رمان کامل میشه دید استبداد یک پدر چطور دو برادر رو روبروی هم قرار میده و هنر و اندیشه با جاه طلبی قدرت سرکوب میشه

کتاب بدی نیست ولی به دلیل سانسور ممکن در حین خوانش کتاب گیج بشید و طوالات زیادی براتون به وجود بیاد.

درک یک پایان

من دوبار این کتاب و خوندم یکبار در ۱۷ سالگی و یکبار هم تو ۲۵ سالگی و هر دوبار عاشقش شدم و باز هم بی نظیرترین کتاب عاشقانه است.

امیل،یکی از تأثیرگذارترین کتاب‌های تاریخ فلسفه‌ی تربیت است رسو در این اثر یک کودک خیالی به نام امیل را از تولد تا بزرگسالی دنبال می‌کند و نشان می‌دهد که به نظر او تربیت درست باید چگونه باشد. این اثر در زمان خودش چنان رادیکال بود که در پاریس و ژنو ممنوع و حتی سوزانده شد، اما تأثیرش بر نظریه‌های بعدی تربیت از مونته سوری تا روان‌شناسی رشد مدرن بسیار عمیق بوده.به نظرم هر روانشناسی باید این کتاب رو بخونه

امیل

اگه از کتابای کلاسیک خوشتون میاد بینظیره اگه این سبکارو زیاد نخوندی تاحالا شاید اولش یکم حوصلتو سر ببره با روند کندی که داره اما اگه بهش وقت بدی عالیه

غرور و تعصب

من خیلی این ژانر رو نمیخونم ولی از قلم این نویسنده خوشم اومد و یدونه کتاب دیگه هم ازش خوندم در کل داستان های جالبی دارن کتاباش

این کتاب فقط یک داستان عاشقانه نیست؛ روایتی است از ایران در دوران دیکتاتوری، از هنرمندی که میخواهد آزاد بماند، و از عشقی که شاید هرگز آن‌طور که فکر می‌کردی نبوده. چشم‌هایش رمانی است که با یک راز شروع می‌شود و تا آخرین صفحه رهایت نمی‌کند.

چشمهایش