خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

تصویر پروفایل FamFam@faafaaجمله

ناگهان رنگ تندی به چهره‌اش دوید. یکباره چنان خجل و شرمسار شد، چنان غم و اندوهی به جانش افتاد که در طاقت فرساترین لحظات آن بیماری هشت روزه هم چنین حالی را تجربه نکرده بود. با خود گفت:« تاب نیاوردم! » و ناتوان روی صندلی افتاد....

قسمت های مولانا و شمس آموزنده است و سر فصل ها مهم قسمت های شخصی داستان اضافه شده جذاب نیست

ملت عشق

اگر آدم گذاشت اهلیش کنند بفهمی نفهمی خودش را به این خطر انداخته که کارش به گریه کردن بکشد.

شازده کوچولو

- چه کار داری می‌کنی؟ - مِی می‌زنم. - مِی میزنی که چی؟ - که فراموش کنم. - که چی را فراموش کنی؟ - سرشکستگی‌ام را. - سرشکستگی از چی؟ - سرشکستگی مِیخواره بودنم را.

شازده کوچولو

خودت را محاکمه کن. این کار مشکل‌تر هم هست. محاکمه کردن خود از محاکمه کردن دیگران خیلی مشکل‌تر است. اگر توانستی در مورد خودت قضاوت درستی بکنی معلوم می‌شود یک فرزانه تمام عیاری.

شازده کوچولو

گل بهش گفت: خوب دیگر، دوستت دارم. اینکه تو روحت هم از این موضوع خبردار نشد تقصیر من است.

شازده کوچولو

اگر به آدم بزرگ‌ها بگویید یک خانه‌ٔ قشنگ دیدم از آجر قرمز که جلوی پنجره‌هاش غرق شمعدانی و بامش پر از کبوتر بود محال است بتوانند مجسمش کنند. باید حتما بهشان گفت یک خانهٔ صد میلیون تومنی دیدم تا صداشان بلند شود که وای چه قشنگ!

شازده کوچولو

بله نمیرورم سوسانا من اینجا هستم تا از شما مواظبت کنم هرکاری بکنید اهمیتی ندارد من از اینجا تکان نمیخورم🙂

پدرو پارامو