فکر میکنی زندگی چیست خوستینا،به جز گناه؟
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
هر کسی پیش از اتفاق افتادن یک فاجعه هزاران آرزو دارد ، اما پس از آن فقط یک آرزو.
گل پاسخ داد:ای ابله!تصور کرده ای من می شکفم تا دیده شوم؟من برای خودم می شکفم ن برای دیگران،چون شکوفایی خرسندم می کند.سرچشمه شادی من در وجود خودم و در شکوفایی ام است.
نمایشی از قدرت قلم؛ و بهراستی یک سمفونی! سمفونی مردگان بینقص نیست ولی قطعا یکی از شاهکارهای ادبیات معاصر ایرانه. فضاسازی قدرتمند، فرم گسسته و روایت غیرخطی کتاب نشان از تبحر نویسنده دارن. به قول بعضی خوانندگان میترسم به کسی معرفیش کنم و قدرشو ندونه! کتاب سخت خوانه و درک تمام لایهها و ارتباط بین بخشهای مختلفش به خصوص در یک بار مطالعه، چندان ساده نیست. پیشنهاد میکنم بعد از یک بار مطالعهی کتاب، نقد و بررسیهای نوشته شده در رابطه با کتاب رو هم مطالعه کنید. مخصوصا نقد سیمین بهبهانی بر اثر که قطعا کمک شایانی به حل پازل سمفونی مردگان خواهد کرد و درک کتاب و سبک نویسنده براتون راحت تر خواهد شد. همچنین پیشنهاد میدم اگر به تازگی مطالعه رو شروع کردید و یا تغییر مدام زوایا و راویان و فرم غیرخطی خستهتون میکنه و همچنین اگر حال روحی خوبی ندارید، خوندن این کتاب رو به زمان دیگری موکول کنید تا یک شاهکار رو نصفه نذارید و فرصت غرق شدن در جهانش رو از دست ندید. و در صورت مطالعه بدونید که احتمالا غم این اثر تا سالها همراهتون خواهد بود...
برترین خرد ان است که لذت بردن از زمان اکنون را والاترین هدف زندگی قرار دهیم،زیرا این تنها واقعیتی است که وجود دارد و ما بقی چیزی نیست جز بازی های فکر.ولی می شود ان را بزرگ ترین بی خردی هم نامید زیرا انچه تنها برای یک لحظه هست و بعد همچون رویایی نا پدید می شود،هرگز ب کوششی جان فرسا نمی ارزد.
هیچ وقت از زنی که عاشقش هستی عذرخواهی نکن
اگه میخوای بدونی یکی دعواگره یا نه ، باید رو مشت هاش دنبال زخم بگردی ، نه رو صورتش.
از بچگی این فکر توی سرش دور می زند که چه حالی می دهد اگر ناگهان یخ زیر پایش بشکند و در تاریکی سرد آن زیر ناپدید شود. به نظرش آن پایین همه ی دردها و رنج ها رنگ می بازند. شاید خودکشی پدر باعث شده که او نه تنها از مرگ نترسد بلکه ، برعکس ، مشتاق آن باشد. تنها یک چیز را درک نمی کند و آن هم اینکه چرا پدر باید از تفنگ استفاده می کرد. جنگل ، یخ ، دریاچه ، سرما - این شهر به آدم هزاران موقعیت طبیعی می دهد برای مردن.
تمام عکس هایم را به صورت سیاه و سفید نگه می دارم، چرا که پس از مرگ آنان، زندگی آن رنگ خودش را از دست می دهد.
ما از کودکی برای مردن تربیت میشویم.
مثل همه داستانهای هیگاشینو معما اینجا هم با راز و عطوفت و غم گره خورده. داستان خوبیه. پیشنهاد میشه.
داستان بالطافتیه. چندتا راوی دارن درباره مرگ زنی حرف میزنن که چندوقته به این محله اسبابکشی کرده. حالا کارآگاه داستان ما که برخلاف بقیه کارآگاهها اصلا جدی و بداخلاق نیست باید از اینهمه روایت متناقض حقیقت رو استخراج کنه...
یه داستان عالی با یه معمای عالی. پیشنهاد میشه.
عالیه. تعلیق بالا، معمایی که تا آخر نمیشه حدس زد و احساسات لطیف جاری در داستان. مگه میشه این کتاب رو نخوند؟
انسان مخلوقی است که میتواند خود را به همه چیز عادت بدهد، و من گمان میکنم این قدرت معتاد شدن به محیط خود، یکی از بزرگترین احسانهایی است که طبیعت به فرزندانش میکند.
من خیلی دوست داشتم روسی باشم تا این طنز های نهفته رو بهتر متوجه بشم . جامعه بروکراسی رو خیلی طناز گفته ، که آدم ها بدون وجود کاغذ و اون سند و مدرک ارزشی ندارند .
هر که عاشق است باید در تقدیر معشوق اش هم سهیم باشد . مرشد و مارگاریتا
هرچیزی را با خودش درمان کنین .. ـمرشد و مارگاریتا #میخائیل بولگاکف
نوشتار بسیار سبک و قابل فهم ولی قابل تامل ، زندگی بزرگونه گلوی همه ی ما رو گرفته است یکم تغییر زاویه دید همچین بد هم نیست .
آدمیزاد هیچ وقت جائی را که هست خوش ندارد . شازده کوچولو آنتوان دوسنت اگزوپری
