خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

اما من دیوانه‌ام و از دنیایی که تو در آنی به سوی جهانی ناشناس و دور گریزانم و جنونم را از تو پنهان می‌کنم زیرا می‌خواهم به تنهایی دیوانه باشم.

به‌ مرور زمان‌ آن‌ صدای‌ درونی‌ که‌ پیوسته‌ همه‌ چیز و همه‌ کس‌ را پیش‌داوری‌ می‌کرد، آرام‌ گرفت‌. همۀ عمر آرزو داشتم‌ ذهنم‌ آرام‌ گیرد و اکنون‌ می‌دیدم‌ که‌ این‌ کار شدنی‌ست‌.

ما از خودمان‌ می‌ترسیم‌، از تمامی‌ افکار و احساساتی‌ که‌ سرکوب‌ کرده‌ایم‌، می‌ترسیم‌! برخی‌ از ما چنان‌ با این‌ افکار و احساسات‌ ناآشنا هستیم‌ که‌ فقط‌ زمانی‌ متوجه‌ آن‌ها می‌شویم‌ که‌ آن‌ها را به‌ دیگران‌ نسبت‌ دهیم‌.

او نباید بفهمد که چقدر عاشقش هستم، نه فقط به خاطر اینکه خوش سیماست بلکه چون بیش از من شبیه خود من است. روح ما از هر چه ساخته شده باشد، جنس روح او و من از یک جنس است.

با کتاب‌هایی بیش‌تر حال می‌کنم که وقتی خواندش تمام می‌شود، آرزو کنی نویسنده‌اش رفیق فابریکت باشد و هر وقت دلت خواست بهش زنگ بزنی.

ناطور دشت

آیا در همه مدت عمر، زیسته‌ای یا فقط زنده بوده‌ای؟ آیا آن را انتخاب کرده‌ای؟ آیا زندگی، تو را انتخاب کرده؟ آیا زندگی را دوست داری؟ آیا از زندگی کردن پشیمان شده‌ای؟ مفهوم درک کردن زندگی در حد کمال، همین است.

هر چه بیشتر برای مردم کار کنی، آن را بیشتر وظیفه تو می‌دانند.

نفت!
تصویر پروفایل MaedehMaedeh@maedجمله

گاهی معلوم می‌شود آدم هایی که معصوم‌تر از بقیه به نظر می‌رسند کارهای وحشتناکی انجام داده‌اند.

سنگ کاغذ قیچی

🤫سکوت درد است، اما دردی است که راه خروج دارد. وقتی نمیتوانیم حرف بزنیم🔊، میتوانیم بنویسیم.📝 وقتی نمیتوانیم بنویسیم📝، میتوانیم بخوانیم📖. وقتی نمیتوانیم بخوانیم📖، میتوانیم گوش کنیم.🔊👂🏼 🪷کلمات مانند دانه‌اند و زبان دروازه‌ای به زندگی🪷

آسایش

اما ما می توانیم درست در میان جمعیت هم گم شویم. هیچ گاه تنهاتر از زمانی نخواهی بود که با افرادی باشی که در طول موج تو نیستند.

آسایش