خانه کتاب بی

دموکراسی بدون دموکرات ها؟ سیاست داخلی جمهوری وایمار

نویسنده:هندریک تس
ناشر: نشر کتاب پارسه
۷۸ بازدید

معرفی کتاب دموکراسی بدون دموکرات ها؟ سیاست داخلی جمهوری وایمار

«دموکراسی بدون دموکرات‌ها؟ سیاست داخلی جمهوری وایمار» کتابی درباره یکی از حساس‌ترین تجربه‌های سیاسی قرن بیستم است: دموکراسی‌ای که روی کاغذ برقرار بود، اما در عمل با بی‌اعتمادی، شکاف‌های عمیق حزبی و بحران‌های پیاپی دست‌وپنجه نرم می‌کرد. هندریک تس در این اثر سراغ جمهوری وایمار می‌رود و نشان می‌دهد چگونه نهادهای دموکراتیک، وقتی پشتوانه اجتماعی و سیاسی محکمی نداشته باشند، در برابر فشارهای درونی و بیرونی脆弱 می‌شوند. کتاب بیشتر از آن‌که یک روایت صرفاً تاریخی باشد، تحلیلی است از فضای سیاسی آشفته آلمان پس از جنگ جهانی اول؛ جایی که دولت‌ها کوتاه‌عمر بودند، ائتلاف‌ها به‌سختی شکل می‌گرفتند و نیروهای سیاسی اغلب بیش از آن‌که برای تثبیت دموکراسی بجنگند، در حال فرسایش آن بودند. نویسنده با تمرکز بر سیاست داخلی، رابطه میان احزاب، پارلمان، دولت و افکار عمومی را می‌کاود و تصویر روشنی از تنش میان آرمان دموکراتیک و واقعیت قدرت ارائه می‌دهد. اگر به تاریخ سیاسی، بحران‌های دموکراسی و ریشه‌های فروپاشی نظم‌های سیاسی علاقه دارید، این کتاب می‌تواند خواندنی و تأمل‌برانگیز باشد. متن کتاب برای کسانی مناسب است که می‌خواهند فراتر از روایت‌های کلی، سازوکارهای درونی یک نظام سیاسی بحران‌زده را بفهمند و ببینند چگونه تصمیم‌های سیاسی، شکاف‌های اجتماعی و بی‌ثباتی نهادی به هم گره می‌خورند.

مشخصات این نسخه

صفحات
368
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
قطع
-
ISBN
-
تاریخ چاپ
۱۴۰۳
محل دسترسی
فروشگاه
وضعیت فروش
ناموجود برای خرید

درباره هندریک تس

تصویر هندریک تس

هندریک تس

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های دموکراسی بدون دموکرات ها؟ سیاست داخلی جمهوری وایمار

افزودن جمله
مبین محمدی

@mobinmohammadi · ۲۸ شهریور ۱۴۰۵

«در نگاه به گذشته، نخستین دموکراسی آلمان "جمهوری بدون جمهوری‌خواهان" نامیده می‌شود؛ "جمهوری‌ای محافظه‌کارانه"؛ "جمهوری‌ای ناخواسته" با "دموکراسی بداهه‌نواخته". این جمهوری به‌رغم آنکه تنها چهارده سال به طول انجامید، یعنی از پایان جنگ جهانی اول تا آغاز دیکتاتوری ناسیونال‌سوسیالیستی، دورانی از هر جهت منحصربه‌فرد را به نمایش می‌گذارد که در همۀ وجوه و مراحل تکاملش به یکی از موضوعات کانونی و بسیار جذاب پژوهش در علم تاریخ بدل شده است.»

توصیفی که متن از جمهوری وایمار ارائه می‌دهد، برای من یادآور این است که بعضی دوره‌های تاریخی خیلی دیرتر از زمان وقوعشان معنای واقعی خود را پیدا می‌کنند. گاهی اهمیت یک دوره را نسل‌های بعد بهتر می‌بینند، زیرا پیامدهایش تازه در فاصله‌ای طولانی‌تر آشکار می‌شود. از طرف دیگر، کوتاه بودن یک دوره لزوما به معنای کم‌اهمیت بودن آن نیست. گاهی یک سال هم می‌تواند چنان فشرده از تغییر، تجربه و دگرگونی باشد که اثرش از دوره‌هایی بسیار طولانی‌تر باقی بماند. انسان‌ها در دل یک لحظه‌ی تاریخی معمولا نمی‌دانند بعدها چه جایگاهی پیدا خواهند کرد.

دیدن همه‌ی جمله‌ها

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب دموکراسی بدون دموکرات ها؟ سیاست داخلی جمهوری وایمار

مبین محمدی

۱۴۰۵/۶/۲۸

در بسیاری از آثاری که درباره‌ی فروپاشی جمهوری‌ها و ظهور حکومت‌های اقتدارگرا نوشته شده، توجه اصلی به لحظه‌ی نهایی معطوف است. اما آنچه برای من جالب‌تر است، دوره‌ای است که هنوز همه‌چیز ظاهرا سر جای خودش قرار دارد و فرسایش از درون اتفاق می‌افتد. در مطالعات مربوط به جمهوری وایمار، بارها با مسئله‌ی بحران اقتصادی، بی‌ثباتی سیاسی و قطبی‌شدن جامعه روبه‌رو می‌شویم. کنار هم گذاشتن این آثار یک نکته‌ی مهم را روشن می‌کند: در چنین شرایطی جامعه وارد وضعیتی می‌شود که در آن خودِ قواعد دموکراتیک دیگر بدیهی به نظر نمی‌رسند. این مسئله را امروز هم می‌توان در شکل دیگری دید. در فضای شبکه‌های اجتماعی، مثلا یک خبر نادرست می‌تواند در چند ساعت میلیون‌ها بار دیده شود، بعد گروه‌های سیاسی مختلف آن را مطابق روایت خود بازنویسی کنند و در نهایت حتی تکذیب رسمی هم نتواند اثر اولیه را کاملا از بین ببرد. در اینجا مسئله این است که وقتی مردم دیگر درباره‌ی ابتدایی‌ترین واقعیت‌ها توافق ندارند، گفت‌وگوی سیاسی هم کم‌کم جای خود را به جنگ روایت‌ها می‌دهد. از طرف دیگر، خودم همیشه نسبت به این تصور که «مردم اگر ناراضی باشند حتما انتخاب درست‌تری خواهند کرد» محتاط بوده‌ام. نارضایتی واقعی است و باید جدی گرفته شود، اما نارضایتی به‌تنهایی معیار تشخیص راه‌حل نیست. انسان ممکن است از وضع موجود خسته باشد و دقیقا به همین دلیل به وعده‌ای جذب شود که مسئله را بیش از اندازه ساده می‌کند. نمونه‌ی معاصر دیگر؛ تبدیل رقیب سیاسی به تهدیدی برای موجودیت جامعه است. وقتی هر انتخابات به شکلی روایت شود که پیروزی طرف مقابل مساوی با نابودی کشور یا آینده‌ی مردم باشد، دیگر شکست انتخاباتی معنای عادی خود را از دست می‌دهد. در چنین فضایی، پذیرش نتیجه دشوارتر می‌شود و سیاست به نوعی مبارزه‌ی وجودی تبدیل می‌شود. در اینجا دموکراسی؛ به نوع رفتاری بستگی دارد که انسان‌ها درون آن نهادها با رای موافق و مخالف حضور دارند. ممکن است یک نظام سیاسی از بیرون هنوز دموکراتیک به نظر برسد، در حالی که عادت‌های لازم برای ادامه‌ی دموکراسی آرام‌آرام در حال فرسوده شدن باشند.