«فرهنگ و سنت حاکم برما نمیتواند در مردم احساس خوشبختی ایجاد کند. فرهنگ ما درس های غلطی به مردم می آموزد و باید آنقدر قوی باشی و جسارت داشته باشی که بگویی: اگر این فرهنگ کارایی ندارد، از آن حمایت نمیکنم. خودت یک فرهنگ را ایجاد کن.»
سه شنبه ها با موری: درس هایی برای زندگان
معرفی کتاب سه شنبه ها با موری: درس هایی برای زندگان
«سهشنبهها با موری: درسهایی برای زندگان» روایتی صمیمی و تأثیرگذار از دیدارهای هفتگی میچ البوم با استاد سالخوردهاش، موری شوارتز است؛ دیدارهایی که کمکم از یک احوالپرسی ساده به گفتوگویی عمیق درباره زندگی، عشق، کار، ترس، پیری و مرگ تبدیل میشوند. فضای کتاب آرام، انسانی و در عین حال اندوهبار است؛ انگار خواننده کنار دو نفر نشسته که یکی در آستانه رفتن است و دیگری میکوشد از هر لحظه، معنایی برای زیستن بیرون بکشد. این کتاب بیش از آنکه بر حادثه و ماجرا تکیه کند، بر رابطهای واقعی و پر از صمیمیت بنا شده است. موری با نگاه روشن و مهربانش، از رنجها و تجربههای زندگی حرف میزند و میچ، که سالها از استادش دور بوده، دوباره با پرسشهای مهم زندگی روبهرو میشود. همین گفتوگوهای ساده، کتاب را به اثری خواندنی درباره خودشناسی، پذیرش و ارزش لحظههای کوچک تبدیل کرده است. اگر به کتابهایی درباره مرگ و زندگی، معنا، فقدان و رشد درونی علاقه دارید، این اثر میتواند برای شما بسیار ماندگار باشد. نثر روان و کوتاه بودن کتاب هم باعث میشود با وجود موضوع سنگینش، خواندنش دلنشین و پیوسته باشد. «سهشنبهها با موری» از آن کتابهایی است که بعد از تمام شدن، در ذهن میماند و آدم را به زندگی روزمره با نگاهی تازهتر برمیگرداند.
مشخصات این نسخه
جملههای ماندگار
نقلقولهای سه شنبه ها با موری: درس هایی برای زندگان
«عشق کلید زنده ماندن است، حتی بعد از مرگ.»
صفحه ۱۴۴ · سهشنبه نهم
«اگر سعی میکنی که تواناییهایت را به آدمهایی که در سطح بالاتری هستند نشان دهی، فراموشش کن. چون در هر صورت آنها تو را از بالا نگاه میکنند. این را بدان که اگر بخواهی خودت را به مردم در سطح پایین نشان دهی، از این هم دست بردار، چون آنهه با حسرت نگاهت میکنند. جاه و مقام نمیتوانند تو را به جایی برساند. تنها یک قلب گشاده است که باعث میشود تو در میان هر گروهی جایی برای خودت باز کنی.»
صفحه ۱۳۹ · سهشنبه هشتم
«میدانی چه چیزی میتواند احساس رضایت را در ما فراهم آورد؟ - چه چیزی؟ - اینکه دیگران را در داشتههایت شریک کنی. تو با سهیم کردن دیگران در آنچه که خودت داری میتوانی احترام و محبت دیگران را به خودت جلب کنی.»
صفحه ۱۳۸ · سهشنبه هشتم
«حقیقت این است که اگر خانواده نباشد، هیچ بنیانی به عنوان تکیهگاه محکم برای مردم وجود نخواهد داشت. این مسأله زمانی برایم آشکار شد که مریض شدم. اگر شما از حمایت و عشق و مراقبت و توجه خانوادهات برخوردار نباشی، درواقع هیچ چیزی نداری. عشق بیشاز حد اهمیت دارد. همانگونه که شاعر بزرگ ما آدِن گفته:« یا به یکدیگر عشق بورزید، یا بمیرید.»»
صفحه ۱۰۲ · سهشنبه پنجم
«اگر همهی ما میتوانستیم برای دلسوزی به حال خودمان حد و حدودی را قائل شویم و لحظاتی اشک بریزیم و بعد ادامه روز را به کارهایمان رسیدگی کنیم، خیلی عالی میشد.»
صفحه ۶۷ · سهشنبه سوم
«فرهنگ و سنت حاکم بر ما نمیتواند در مردم ایجاد احساس خوشبختی کند، فرهنگ ما درسهای غلطی به مردم میآموزد و باید آنقدر قوی باشی و جسارت داشته باشی که بگویی اگر این فرهنگ کارآیی ندارد، از آن حمایت نمیکنم. خودت یک فرهنگ را ایجاد کن.»
صفحه ۴۲ · کلاس درس
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب سه شنبه ها با موری: درس هایی برای زندگان
۱۴۰۵/۶/۳۰
راستش کتاب بدی نبوداا. ولی اون حالت پیرمرد و بیماریش حسه ترحم و بدی بهم میداد. جوری ک حتی نتونستم اخراش رو بخونم تموم کنم.
۱۴۰۵/۶/۲۶
کتابی بود که دوستش داشتم و از خوندنش لذت بردم. به نظرم ارزش یک بار خوندن رو داره👌🏼 موری رفت جز شخصیتهای مورد علاقهام از کتابها🥲 با اینکه میدونستم آخر کتاب چی میشه اما باز موقع آخرین دیدار میچ و موری بغض کردم🥺 بعد از تموم شدن کتاب فیلمش هم دیدم که اونجا دیگه اشکم سرازیر شد؛ موری فقط گریهی میچ رو در نیورد گریهی منم درآورد😄 دیدم یه نفر گفته کتاب حوصلهسر بریه و انگار پدربزرگت داره نصیحتت میکنه؛ من همچین نظری ندارم. هردو پدربزرگهامو از دست دادم و شدیدا دلتنگشون هستم؛ کاش بودند و این چنین حتی نصیحتم میکردند :( راجع به نسخهی کتاب هم بگم که من ترجمهی رضا زارع از انتشارات الینا رو چند سال پیش از نمایشگاه کتاب دانشگاه خریدم با ۵۰٪ تخفیف و باید بگم که اصلا صفحه آرایی کتاب رو دوست نداشتم و خیلی مشکل تایپی هم داشت👎🏼
۱۴۰۵/۶/۱۹
میدونم احتمالا این کتاب طرفدارای زیادی داره اما یه لحظهدتصور کنید پدر بزرگتون نشسته جلوتون و داره نصیحتتون میکنه. همینقدر کسل کننده 😕















