«زندگی ما به دیگران وابسته و خارج از کنترل ماست.»
مغازه ی جادویی
معرفی کتاب مغازه ی جادویی
«مغازهی جادویی» روایتی الهامگرفته از تجربههای شخصی جیمز دوتی است؛ کتابی که میان خاطره، رشد فردی و تأملی انسانی برمیخیزد و از همان ابتدا حالوهوایی صمیمی و امیدبخش دارد. در این اثر، نویسنده از مسیری میگوید که از رنج، اضطراب و تردید عبور میکند و به درکی تازه از ذهن، قلب و امکان تغییر میرسد. فضای کتاب بیش از آنکه بر حادثه و تعلیق تکیه داشته باشد، بر تجربههای درونی، انتخابهای سرنوشتساز و رابطهی انسان با خود و دیگران متمرکز است. دوتی با زبانی ساده و روایتمحور، از لحظههایی مینویسد که میتوانند زندگی را به سمت روشنتری ببرد؛ لحظههایی دربارهی امید، شفقت، تمرکز ذهن و بازسازی دوبارهی خویشتن. اگر به کتابهایی علاقه دارید که هم جنبهی داستانی داشته باشند و هم برای فکر کردن و آرامتر نگاه کردن به زندگی به کار بیایند، «مغازهی جادویی» انتخاب مناسبی است. این کتاب بیشتر از آنکه صرفاً یک روایت خطی باشد، سفری است به درون انسان و به ظرفیت او برای التیام، یادگیری و آغاز دوباره.
مشخصات این نسخه
نسخهها و ترجمههای دیگر
جملههای ماندگار
نقلقولهای مغازه ی جادویی
«میتوانستم سعی کنم واقعیت جدیدی برای خودم بسازم اما نمیتوانستم افرادی را که دوستشان داشتم، تغییر دهم.»
«"یکی دیگر از رازهای مغز این است که همیشه چیز آشنا را به چیز ناآشنا ترجیح میدهد."»
صفحه ۱۱۵
«"مغز بین تجربهای که به خوبی در ذهن تصور میشود و تجربهای که واقعی است، تمایز قائل نمیشود."»
صفحه ۱۱۵
«"انتظار هرچیزی را داشته باشید، آن را به دست میآورید. "»
صفحه ۱۱۶
«ما با درد و رنج رشد میکنیم. در شرایط سخت، رشد میکنیم. به همین دلیل است که باید سختیهای زندگی را در آغوش بگیری. من برای افرادی که هیچ مشکلی در زندگی ندارند، تاسف میخورم. کسانی که هیچوقت مجبور نمیشوند در شرایط سخت قرار بگیرند. آنها این موهبت را از دست میدهند. آنها جادو را از دست میدهند.»
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب مغازه ی جادویی
۱۴۰۵/۶/۱۸
این کتاب، اولین کتابی بود که با پول خودم خریده بودم، اون موقع فقط برای عکس BTS خریدمش ولی اعتراف میکنم باعث شد برای من دری باز بشه به سمت جدی کتاب خوندن! دری که بهم نشون داد من عقب نیستم از بقیه، من هم میتونم برای خودم یک آینده تصور کنم و هدف تایین کنم؛ برای من ارزش زیادی داشت.
۱۴۰۵/۵/۲۷
نقطه قوت این کتاب در مقایسه با کتاب های انگیزشی و کتاب هایی که از قانون جذب حرف میزنند اینه که توی این کتاب علمی بهت نشون میده که دقیقاً توی ذهنت چه اتفاقی میوفته زمانی که یک فکر رو باور میکنی بنابر این توی این کتاب خبری از رؤیا فروشی نیست و قرار نیست خیال کنی با صرف فکر کردن به چیزی میتونی به دستش بیاری . من از این کتاب یاد گرفتم که بیشتر به اون چیزی که فکر میکنم فکر کنم! و همینطور یاد گرفتم که در های بسته به معنای محدودیت نیست گاهی فقط لازمه در بزنی (اونجایی که شخصیت اصلی با وجود پایان زمان ثبت نام تونست وارد یک محیط/ایونت بشه ) خیلی از زمانی که این کتاب رو خوندم گذشته اما همچنان توی ذهنم جایگاه ویژه ای داره پیشنهاد میدم حتما بخونیدش داستان خوشگلی داره و قرار نیست صرفا یه متن انگیزشی بخونید بلکه با یک داستان زندگی جذاب همراه میشید.


















