خانه کتاب بی

قلعه مالویل

Malevil

نویسنده:روبر مرل
ناشر: علمی و فرهنگی
۳۴۱ بازدید

معرفی کتاب قلعه مالویل

«قلعه مالویل» رمان معروف روبر مرل، داستانی آخرالزمانی و پرتعلیق است که از دل یک فاجعه بزرگ، انسان‌ها را در برابر ساده‌ترین و سخت‌ترین پرسش‌های بقا قرار می‌دهد. ماجرا در فضایی روستایی و بسته می‌گذرد؛ جایی که چند نفر پس از یک رویداد ویرانگر، در قلعه‌ای قدیمی پناه می‌گیرند و ناچار می‌شوند برای زنده ماندن، دوباره نظم، قانون و امید را از نو بسازند. در این رمان، تنش فقط از بیرون نمی‌آید؛ روابط میان آدم‌ها، ترس از آینده، اختلاف‌نظر بر سر قدرت و مسئولیت، و شکنندگی اخلاق در شرایط بحرانی، هسته اصلی داستان را می‌سازند. مرل با نثری دقیق و روان، هم فضای خشن و ناپایدار پسافاجعه را می‌سازد و هم کشمکش‌های انسانی را در مرکز توجه نگه می‌دارد. «قلعه مالویل» فقط یک داستان بقا نیست؛ روایتی است درباره تمدن، جمع‌گرایی، ترس، رهبری و این‌که انسان در نبودِ ساختارهای آشنا، چگونه خودش را تعریف می‌کند. اگر به رمان‌های جدی، تلخ و تأمل‌برانگیز علاقه دارید، این کتاب می‌تواند تجربه‌ای درگیرکننده و ماندگار باشد.

مشخصات این نسخه

صفحات
565
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
قطع
-
ISBN
9786001217241
تاریخ چاپ
۱۴۰۴
محل دسترسی
فروشگاه
وضعیت فروش
ناموجود برای خرید

نسخه‌ها و ترجمه‌های دیگر

درباره روبر مرل

تصویر روبر مرل

روبر مرل

Robert Merle

روبر مرل، رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس فرانسوی، به‌خاطر روایت‌های پرکشش و نگاه انتقادی‌اش به تاریخ، قدرت و رفتار انسان شناخته می‌شود. او در آثارش معمولاً سراغ موقعیت‌های تاریخی یا سیاسی می‌رود و با نثری روان و داستان‌پردازی دقیق، تنش‌های اجتماعی و اخلاقی را برجسته می‌کند. از میان آثار شناخته‌شده‌اش می‌توان به مجموعه رمان‌های تاریخی و نیز رمان «جزیره» اشاره کرد که در میان خوانندگان فارسی‌زبان هم شناخته شده‌اند. مرل در نوشتن، هم به جذابیت روایی اهمیت می‌دهد و هم به جزئیات پژوهیده؛ به همین دلیل آثارش اغلب میان ادبیات سرگرم‌کننده و ادبیات اندیشمندانه قرار می‌گیرند.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های قلعه مالویل

افزودن جمله
eliii

@elhamazizi · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«انسان تنها حیوانی است که می تواند فکر نابودی خودش را بکند و‌تنها حیوانی است که از این فکر درمانده و‌مایوس می شود چه جانور عجیبی است انسان!جانوری که تا به آن حد به نابودی خود حریص است و تا به آن اندازه به حفظ خود مشتاق»

S

@saharrahimi · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«امانوئل، در پروس شرقی که اسیر بودیم نه خیال کنی به دور بخاری حلقه می‌زدیم و شیون می‌کردیم. بر عکس، با خنده‌ها و مسخرگی‌های خود آلمانی‌ها را به تعجب وامی‌داشتیم. قصه می‌گفتیم، آواز می‌خواندیم، میخندیدیم، ولی در باطن، تو که می‌فهمی امانوئل، این کارها معنی نداشت، شادی ما شادی درون دیر بود و پشت آن خلا وجود داشت. حتی وجود رفقا هم نمی‌توانست این خلا را پر کند.»

فصل ششم

دیدن همه‌ی جمله‌ها

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب قلعه مالویل

Fatemeh

۱۴۰۵/۵/۲۳

آغاز تمدنی دوباره! اما این‌بار کمی متفاوت تر با تمدن اولیه بشر. با ذهنیتی که افراد از تمدن پیشین با خود به دوش می‌کشند. و گاه گاهی که تقابل اخلاق و بقا را نظاره می‌کنیم ، به راستی کدام یک مهم تر‌اند؟ اخلاق و انسانیت یا بقا؟