به گمانم امر ناممکن از طریق زندگی کردن به وقوع میپیوندد. آیا زندگی من به شکل معجزه آسایی از درد،یأس،اندوه،دلشکستگی،رنج،تنهایی و افسردگی آزاد میشود؟ نه. اما آیا دلم میخواهد زندگی کنم؟ بله
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
خیلی حس و حال خوبی بهم داد خوندنش.. با تمام وجود با نورا همراه شدم تو این قصه .... تجربه لذت بخشی بود 🌱
شاید یکی از مهمترین حرفهای کتاب همین باشد: زندگی نه سیاهی مطلق است و نه سفیدی مطلق. ممکن است شادی در کنار غم وجود داشته باشد، امید در کنار ناامیدی، و حتی کسی که به دیگران میل به زندگی میدهد، خودش روزی نتواند ادامه بدهد. برای من، «مغازه خودکشی» در نهایت کتابی دربارهی خودکشی نیست؛ کتابی دربارهی پیچیدگی زندگی است. دربارهی اینکه هیچ احساسی، هیچ آدمی و هیچ اتفاقی را نمیتوان در یک بُعد خلاصه کرد. شاید آلن نیامده بود که برای همیشه تاریکی را از بین ببرد؛ آمده بود تا نشان بدهد غیر از تاریکی، امکان دیگری هم وجود دارد. زندگی خاکستری است؛ مجموعهای از شادی و اندوه، امید و ناامیدی، آمدن و رفتن. هیچکدام دیگری را بهطور کامل حذف نمیکند. به همین دلیل است که با وجود پایان تلخ کتاب، من نمیتوانم آن را یک پایان شکستخورده ببینم. آلن شکست نخورد؛ چون زندگی هیچگاه یک مسیر یکبعدی نیست.
ولی نگران نباشید ، حالا دیگر دیر شده است .خوشبختانه همیشه دیر خواهر بود .
خاما نباید نوشته می شد. یک بار یکی خیلی سال قبل او را زندگی کرد و در شبی ، این راز مگو را گفت و دیگر به سخن در نیامد.لال شد.
گناه این شرافتمند نبودن به گردن من نیست ، بلکه به گردن زمانه است ... اگر دویست سال بعد به دنیا می آمدم ، آدم دیگری می شدم.
در حدی جذبم کرد که یک روزه تمومش کردم داستانش عالی بود و اصلا جوری نیست که قراره تا وسطای کتاب درموردش قضاوت کنی و پایان خیلی شوکه کننده ای داره
ناتانائل دوست میداشتم شادیای به تو ببخشم که هنوز هیچکس به تو نبخشیده باشد. نمیدانم آن را چگونه به تو ببخشم و با این همه این شادی را دارا هستم.
من فکر میکنم، برعکسِ اعتقاد مسیحیها و کاتولیکها، خیلی از انسانهای زنده در واقع مُردهاند و آنها که جان باختهاند زندگی میکنند. در نظر من، حوانی مثل این گئورگ که خودش را با یک بازوکا به کشتن داد زندهتر از مادر من است.
علاوه بر این شنیده ام که خانواده ی راچستر در زمان خودشان افراد پرکار و خستگی ناپذیری بودند و شاید به همین دلیل است که اکنون آسوده در قبرشان خوابیده اند.
یکی از معدود کتاب هایی که تمام سنین می تونن بخوننش و ازش لذت ببرن .
مگه می شه از این کتاب ایرادی گرفت :)
خب خیلی قابل پیش بینی بود و این با توجه به تمام تبلیغات در مورد خوب بودن این کتاب ناامیدم کرد .
آآآآه از اتفاقی که برای آیدا افتاد عروسی و زندگی بسیار دردآور و غمگین 😔
تلاش تلاش تلاش کتاب بسیار عالی برای درک فهم تلاش،استمرار و تداوم در راه هدف امیدوارم بخونین و لذت ببرین 🌹😊
گفتم: میای؟ گفت: حتی اگه به قیمت جونم تموم بشه،پا پس نمیکشم.
الانم آزادی،نیستی؟ توی این روستا هرکار عشقت بکشه میتونی انجام بدی. هرجا بخوای میتونی بخوابی و کسی دستگیرت نمیکنه. واقعا آزادی نیستی؟ -من و تووهیچکدوممون آزاد نیستیم،فقط از بقیه جدا افتادیم.
میترسم. -همه میترسن.میترسیم، ولی کاری ازمون برنمیآد،درست نمیگم؟ چون راه فراری برامون نذاشتن.
لبریز از خشم بودیم و هیچ کس را نداشتیم.
روایت تاریک از ظلمی که انسان میتونه به انسان دیگه ای بکنه.
