خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

خداحافظی می‌کنیم و به راه خودمان می‌رویم. ما هم می‌شویم دو سایه بر دیوار: تصویری روزمره که ثبتش محال است.

پاتوق ها

تنهایی پیشه‌ام شده، از آن‌جا که انضباط خاصی می‌طلبد، می‌کوشم بر آن تسلط کامل پیدا کنم. درعین‌حال، و گرچه دستش برایم رو شده، همچنان آزارم می‌دهد و بر دوشم باری است.

پاتوق ها

شاید بی‌آن‌که بدانیم وابسته باشیم به فضاهایی که به آن‌ها تعلق داریم یا پیوسته بدان‌جای‌ها به رفت‌وآمدیم. در این کتاب راوی پیوستگی خود را به مکان‌ها و با آدم‌ها به ظرافت بیان می‌کند و گه‌گاه به نظر می‌آورد که تغییر، حتی اگر بسیار کوچک باشد، تا چه اندازه می‌تواند اثرگذار به چشم آید و تا کجا می‌تواند زیروزبر کند تا کجا می‌تواند مرزها را بشکند و حال خوش ایجاد کند یا فرد را دچار تشویش کند و واهمه.‌

پاتوق ها

من سعی می‌کنم رازی را که تاکنون به کسی نگفته‌ام فاش کنم؛ از تو می‌خواهم (همچنانکه پشتم به توست) که زندگی‌ام را در دست‌هایت بگیری و بگویی آیا تا ابد محکومم در کسانی که دوستشان می‌دارم نفرت برانگیزم.

موج ها

آن اشباح قديم مهگون را كه شب و روز پرسه‌گرد خيال منند، كه در خواب از اين دنده به آن دنده مى‌غلتند، كه فريادهاى آشفته سر مى‌دهند، كه انگشت‌هاى شبح‌وار خود را دراز مى‌كنند و تا بخواهم بگريزم به جانم چنگ می‌اندازند- سایه‌های کسانی که شاید خود آدم بوده باشند؛ خویشتن‌های نازاده.

موج ها

برای آدم‌های دل‌نازک نیست. روایتی بر اساس واقعیت، با جزئیات تکان‌دهنده. بااینکه کم‌حجمه ولی پیر آدم رو درمی‌آره تا تموم بشه، بس‌که صحنه‌ها و خشونت رفتار آدم‌ها دل‌خراشه.

آدم خواران

من ترجمۀ انگلیسی این اثر رو خونده‌ام. داستان بسیار گیراست؛ روایتی تاریخی در دل تغییرهای خانوادگی ناشی از دگرگونی‌های اجتماعی در ترکیه.

خانه خاموش

این کتاب واقعا بخش تاریک جامعه بازگو میکنه و این که انسان ها می توانند چقدر می توانند وحشتناک باشند و از روی خشم و نفرت انسانیت فراموش کنند .

آدم خواران

یک جمله ای در صفحات آخر کتاب بود در باب معنادار شدن زندگی با عشق و میگفت هیچ انسانی خودش را نخواهد شناخت مگر در آینه انسان دیگری، و بنظرم این جمله حق مطلب ادا کرده یکی از بهترین کتاب های روانشناسی هستش بنظرم ادمی به یکبار خواندنش راضی نخواهد شد

اگه همینطوری از زندگی سیرین این کتاب مناسب شما نیست . ولی اگر از شرایط روحی و مالی مناسبی برخوردارین و میخواین یه کتاب فوق العاده بخونین و از طرفی درک بیشتری نسبت به قشر ضعیف جامعه پیدا کنین مطالعه کنید .

«شاهزاده و گدا» برای من فقط یک داستان سرگرم کننده نبود؛ بیشتر از هر چیز، نگاهم را به تفاوت طبقاتی و قضاوت کردن آدم ها عوض کرد. داستانش ساده است، اما حرفی که پشتش دارد هنوز هم تاثیرگذار است.

شاهزاده و گدا

به نظرم «پنج قدم فاصله» کتاب خیلی احساسی و قشنگیه. داستانش شاید یه جاهایی کلیشه‌ای بشه، ولی احساسات شخصیت‌ها و رابطه‌شون واقعاً آدمو درگیر می‌کنه. بعضی قسمت‌هاش غمگین و تاثیرگذاره و باعث میشه بعد از تموم کردن کتاب هم یه مدت بهش فکر کنی. در کل اگه داستان‌های عاشقانه و احساسی دوست دارید، ارزش خوندن داره.

پنج قدم فاصله

برای من بیشتر از یک داستان، یادآوری این بود که حسرت انتخاب های گذشته نباید باعث شود زندگی الانمان را فراموش کنیم.

بخش دی برای من یکی از جذاب ترین تریلرهایی بود که خوندم. فضای مرموز، رازهای پشت سر هم و حس شکی که تا آخر رهام نمیکرد، باعث شد واقعا با داستان درگیر شم.

بخش دی

رمانی که مجموعه ی دنیاست! می تونم این رو بگم، برای کسانی که با شیوه ی نوشتن اوئلبک آشنا نیستن ممکنه خسته کننده باشه چون پر از توضیحات دقیق از موارد عینی و علمیه. اوئلبک از مهم ترین نویسندگان معاصر فرانسه است که تو آثارش به پوچی، مسئله ی دین، سیاست، انزوا و روابط انسان معاصر می پردازه.

نقشه و قلمرو

آلن دوباتن تو این کتاب به کند و کاو تمام مراحل عشق از لحظه و نگاه اول، حس هایی که در طول ارتباط تجربه میشه، بالا و پایین ها، تلخی ها و جدا شدن و فراق می پردازه. گاهی با دید روانشناسی، گاهی جامعه شناختی و در تمام این ها با پیش بردن یک روایت داستانی ملموس. به نظرم به یک بار خوندن می ارزه.