خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

اما فکر می‌کنم حسی که توی دل‌مونه مثل قطره های بارونه که از برگای خیس می‌چکه،اما آسمون دیگه صاف شده و بارون نمی‌باره.

غول مدفون

باید نقشه‌هایم را برای خودم نگه‌می‌داشتم.این جوری وقتی به ناچار عوضشان می‌کردم،لازم نبود به کسی توضیح بدهم.🚶🏻‍♀️

هر روز که می‌گذرد بیشتر معتقد می‌شوم آدم ها شخصیت ناپایداری دارند و نمی‌شود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد.

غرور و تعصب

چه بد است که برای سوال های من جواب های معقول داری و من هم باید معقول باشم و جواب هایت را بپذیرم!

غرور و تعصب

چه تنهایی عجیبی! پدر خیال می‌کرد آدم وقتی در حجره خودش تنها باشد، تنهاست. نمی‌دانست که تنهایی را فقط در شلوغی می‌شود حس کرد.

«احساس تنهایی در بین کسانی که هیچ‌وقت قرار نبود دوستم باشن، کمتر دردناکه.»

عروس

صورتم را به شانه اش گذاشتم و گفتم دلم می خواهد ماه من و تو همیشه پشت ابر بماند و هیچ کس از عشق ما باخبر نشود. آدم ها حسودند، زمانه بخیل است، و دنیا عاشق کش است...

سال بلوا

در جایی میان برف ها قلب شکسته اش را میبیند که دو تکه شده. هر دو تکه میدرخشیدن و زیر ان همه برف سفید میتپیدند.

کتاب دزد

قرار بود زندگی ام را پس بگیرم. شاید ای اتفاق بلافاصله پیش نمیاید اما بلاخره پیش میاید.

دقیقا همون داستانی که با وصل شدن برق دوچرخه ثابت به نتفلیکس وتماشای فیلم اون فرد لاغر شد تمام موارد کتاب شدنی هست وپر از قاعده هاییه که تو همه جای زندگی میشه پیاده کرد

عادت های اتمی