کسایی که میگید اگر بامداد خمار رو خوندید شب سراب رو هم بخونید تا بفهمید در مورد رحیم قضاوت کردید من به شخصه با خوندنش بیشتر از قبل از رحیم بدم اومددددد
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
از خیابان میگذرم اما اینبار دستی نیست که مرا نگه دارد(:
جزو کتاب هایی عه باید چند بار خوند
به این فکر می کنید که در دنیا همه چیز را با روش خودتان پیش ببرید. زن ها را نمی فهمید. آن ها حتی به اندازه ی نصف چیزی که خود را تحسین می کنید، شما را تحسین نمی کنند.
ریتم کتاب مقداری کند هست
حتما کتاب را بخوانید. داستان تصمیمات مهمی است که سرسری گرفته می شوند. واقعا اینکه خانم الیوت در زمان خودش همچین عقاید و نظرات بزرگی در مورد اجتماع، سیاست، اقتصاد و ... داشته واقعا خیلی شگفت انگیزه و تحسین برانگیزه.
قدرتمندترین اثر ادبی معاصر ایران، با فاصله از هرچیز دیگهای
با خودش گفت حقیقت هر چه هست، معجزه این تجربه را نمی توان انکار کرد. این چیزی مستقل از مرگ است. مرگ هر چه خواهد باشد، گو باش. در واقع هر چه بیشتر درباره مرگ فکر کنی، معجزه زندگی در نظرت بزرگتر جلوه می کند. تامل در مرگ، تجلیل از زندگی است.
یکی از بهترین کتاب هایی که خوندم. یک داستان فلسفی درباره مردی جوان و در آستانه مرگ و خانواده اش است. اینکه هر کدام چطور با این موضوع که او دارد می میرد رو به رو می شوند. چقدر حیف که برایان مگی داستان دیگری ننوشت.
در واقع این اثر ، جلد اول یک مجموعه است ، به نسبت سبک متفاوتی در ژانر جنایی داره
واقعا دردهای شخصیت ها رو موق خوندنش حس کردم
به نظرم این رمان حتما باید توست همه حداقل یکبار خونده بشه
زندگی چه ارزشی دارد وقتی کسی که با تمام وجود دوستش داری رویت اسلحه کشیده؟
کتاب درباره اینه که شخصیت اصلی داستان میفهمه که نمیتونه جلوی بزرگ شدن بچه ها رو برای وارد شدن به دنیای دروغین بزرگسالان بگیره
این کتاب منو بعد مدتا به رمان خواندن برگردوند و تبدیل شد به یکی از کتاب های مورد علاقم
خاطرات خیلی بیشتر از اون چیزی که تصورش رو بکنی سرسختن. به سرسختی قلب هایی که اون حاطرات رو توی خودشون نگه می دارند.
جزو کتابایی که از ذهنم پاک نمیشه لحظه به لحظش
می توانیم مشتی نا آگاه و بی فکر باشیم. قبلا هم بحران های مشابهی در تاریخ ما اتفاق افتاده است و معمولا جایی داشتیم که برویم و آنجا ساکن شویم. کلمب وقتی دنیای جدید را در سال 1492 کشف کرد، همین کار را کرد. اما اکنون دنیای جدید وجود ندارد. آرمانشهر در پشت کوه نیست. فضایمان دارد تمام می شود و تنها جایی که برای رفتن مانده است دنیاهای دیگر است.
وقتی آتش را اختراع کردیم، به کرات خرابکاری کردیم و بعد ابزار اطفای حریق اختراع کردیم. با فن آوری های قدرتمندتری مانند انرژی هسته ای، بیولوژی مصنوعی و هوش مصنوعی قوی، باید به جاری تکرار رویکرد گذشته آینده نگر باشیم و هدف ما این باشد که از اول درست عمل کنیم چون شاید فرصت دومی وجود نداشته باشد. آینده ما مسابقه ای است بین قدرتِ رو به افزایش فن آوری ما و خردی که از آن استفاده می کنیم. بگذارید تلاش کنیم که خرد پیروز شود.
جذابیت این دو جلدی توی اینه که شما بعد از واقعه دنبال قاتل نیستین، بلکه توی کشمکش قربانی و قاتل حضور دارین جلد اول که دریاچه مهآلوده توی اوج تموم میشه و کشش بینظیری که شما دارین تا جلد دوم رو تموم کنین. فوقالعادهاست
