خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

پیش‌ از این جداماندگان واقعا بدبخت نبودند. در رنج آنان فروغی بود که تازه خاموش شده‌ بود. اکنون آنان را در گوشه کوچه‌ها، کافه‌ها و یا در خانه دوستانشان خاموش و گیج و با چشمانی غمزده می‌دیدی…

طاعون

... برای مردان بازیگوش یا آنهاکه روح شاعرانه دارند، اگر نمی‌توانید یک پیانو یا ساز شش سیمه باشید، لااقل آن اسباب‌بازی کوچکی باشید که با همه‌‌ی سادگی‌اش طفل دارنده آن نمی‌داند در شکمش چیست.

شوهر آهو خانم

هوم... نمی‌توانیم صرفاً بنشینیم و منتظر بهتر شدن وضعیت جامعه باشیم. اگر افراد بیشتری شروع کنند به کتاب خواندن، توان‌درکِ رنج دیگران را خواهند داشت و دنیا خیلی زود به مکان بهتری تبدیل خواهد شد.

اما من دیوانه‌ام و از دنیایی که تو در آنی به سوی جهانی ناشناس و دور گریزانم و جنونم را از تو پنهان می‌کنم زیرا می‌خواهم به تنهایی دیوانه باشم.

به‌ مرور زمان‌ آن‌ صدای‌ درونی‌ که‌ پیوسته‌ همه‌ چیز و همه‌ کس‌ را پیش‌داوری‌ می‌کرد، آرام‌ گرفت‌. همۀ عمر آرزو داشتم‌ ذهنم‌ آرام‌ گیرد و اکنون‌ می‌دیدم‌ که‌ این‌ کار شدنی‌ست‌.

ما از خودمان‌ می‌ترسیم‌، از تمامی‌ افکار و احساساتی‌ که‌ سرکوب‌ کرده‌ایم‌، می‌ترسیم‌! برخی‌ از ما چنان‌ با این‌ افکار و احساسات‌ ناآشنا هستیم‌ که‌ فقط‌ زمانی‌ متوجه‌ آن‌ها می‌شویم‌ که‌ آن‌ها را به‌ دیگران‌ نسبت‌ دهیم‌.

او نباید بفهمد که چقدر عاشقش هستم، نه فقط به خاطر اینکه خوش سیماست بلکه چون بیش از من شبیه خود من است. روح ما از هر چه ساخته شده باشد، جنس روح او و من از یک جنس است.

با کتاب‌هایی بیش‌تر حال می‌کنم که وقتی خواندش تمام می‌شود، آرزو کنی نویسنده‌اش رفیق فابریکت باشد و هر وقت دلت خواست بهش زنگ بزنی.

ناطور دشت

آیا در همه مدت عمر، زیسته‌ای یا فقط زنده بوده‌ای؟ آیا آن را انتخاب کرده‌ای؟ آیا زندگی، تو را انتخاب کرده؟ آیا زندگی را دوست داری؟ آیا از زندگی کردن پشیمان شده‌ای؟ مفهوم درک کردن زندگی در حد کمال، همین است.

هر چه بیشتر برای مردم کار کنی، آن را بیشتر وظیفه تو می‌دانند.

نفت!
تصویر پروفایل MaedehMaedeh@maedجمله

گاهی معلوم می‌شود آدم هایی که معصوم‌تر از بقیه به نظر می‌رسند کارهای وحشتناکی انجام داده‌اند.

سنگ کاغذ قیچی