خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

شعور و وجدان را ميتوان به عضلات تشبيه كرد.هر عضله ای را كه بكار نبريم ضعيف و ضعيف تر ميشود...

دنیای سوفی

عادت کرده‌ام که در مورد هر چیزی که به نفعم است احساس گناه کنم و احساس گناه هم یکی از آن احساساتی است که دکمه خاموش ندارد.

سنگ کاغذ قیچی

کاش مردم بیشتر شبیه کتاب‌ها بودند. اگر تا اواسط داستانی خوانده باشید و بعد متوجه شوید که آن را دوست ندارید می‌توانید کتاب را کنار بگذارید و کتاب دیگری بخوانید؛ در مورد فیلم و سریال هم همینطور. کسی قضاوتتان نمی‌کند، احساس گناه نمی‌کنید و حتی لازم نیست کسی از این ماجرا چیزی بداند، مگر اینکه خودتان بخواهید بگویید؛ ولی در مورد مردم مجبورید تا انتها پیش بروید و متاسفانه زندگی همه پایان خوشی ندارد.

سنگ کاغذ قیچی

خداوند واژه‌ای بزرگ بود که با آن بزرگترها سعی می‌کردند روی همه چیز پرده بکشند و خود را راحت کنند.

نان آن سال ها

مردم می گویند ازدواج مثل شراب است، هرچه زمان بگذرد بهتر می شود؛ ولی من فکر می کنم که همه چیزبستگی به انگورش دارد؛ به خود افراد.

سنگ کاغذ قیچی

خیلی حالب است که چطور بعضی جاها با بعضی افراد پیوند می‌خورند و آدم وقتی به آن جاها برمی‌گردد نمی‌تواند به آن افراد فکر نکند.

بابا لنگ دراز

دوست هاى خيالى وقتى استرس داريم سراغمان مى آيند و وقتى بچه ها بزرگ مى شوند، دوستها ودنياى خيالى شان را فراموش مى كنند.🙂🍒

حسم به این کتاب دقیقاً مثل حس شخصیتاش به اُوِه ست؛ یعنی اولش به زور فقط تحمل کردم و کلنجار رفتم ولی کم‌کم انقدر عاشقش شدم که با اشک تمومش کردم و رفت جز قفسه موردعلاقه‌ترینام. شدیداً پیشنهاد می‌شود به همه‌ی سلیقه‌ها و هرکسی که می‌خواد انسانیت، عشق و وفاداری رو یکجا ببینه.