خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

چیزی که از این کتاب برایم عجیب ماند، این بود که تاریخِ ۱۹۸۹ با وجود تمام اهمیت سیاسی‌اش، در نهایت از آدم‌های معمولی تشکیل شده است؛ آدم‌هایی که صبح سر کار می‌رفتند، شب به خانه برمی‌گشتند و احتمالا هیچ‌وقت فکر نمی‌کردند در طول زندگی‌شان شاهد فرو ریختن نظمی باشند که از کودکی آن را بخشی از واقعیت جهان تصور کرده بودند. همین مسئله باعث شد خیلی از اتفاقات کتاب را شخصی‌تر از چیزی که انتظار داشتم دنبال کنم. در بعضی قسمت‌ها بیشتر از رهبران، به مردمی فکر می‌کردم که سال‌ها یاد گرفته بودند چطور با ترس زندگی کنند. این‌ مسئله برای من از خودِ سقوط جالب‌تر بود. از طرفی، نقش گورباچف و تصمیم‌هایش مدام این فکر را در ذهنم می‌آورد که گاهی سرنوشت یک نظام به تصمیم آدم‌هایی وابسته می‌شود که خودشان هم نمی‌دانند دارند آخرین صفحه‌ی یک دوره را ورق می‌زنند. تاریخ بعدها برای همه‌چیز اسم و تاریخ دقیق پیدا می‌کند، ولی آدم‌هایی که درون آن زندگی می‌کنند معمولا چنین وضوحی ندارند. اما درباره‌ی اروپای شرقی، تفاوت تجربه‌ی کشورها بود. همه‌چیز را نمی‌شود زیر عنوان «انقلاب ۱۹۸۹» جمع کرد؛ لهستان، مجارستان، آلمان شرقی، چکسلواکی و رومانی هرکدام مسیر و فضای انسانی خودشان را داشتند. همین تفاوت‌ها باعث می‌شود بفهمیم فروپاشی یک ساختار سیاسی الزاما یک اتفاق یک‌شکل نیست و هر جامعه گذشته‌ی خودش را با خود به لحظه‌ی تغییر می‌آورد. ما همیشه تصور می‌کنیم آدم‌ها یا مخالف‌اند یا موافق، در حالی که زندگی واقعی پر از آدم‌هایی است که هم ناراضی‌اند، هم می‌ترسند، ولی ته دلشان آرزوی تغییر دارند. شاید همین خاکستری بودن آدم‌هاست که روایت شبشتین را برایم باورپذیرتر می‌کند. و بعد به خودِ آزادی می‌رسیم. چیزی که پیش از آن بیشتر شبیه یک آرزو بوده، بعد از رسیدنش تبدیل به مسئولیت می‌شود. دیگر نمی‌توانی همه‌چیز را به حکومت قبلی نسبت بدهی؛ باید انتخاب کنی و جواب انتخابت را هم بدهی. شاید ما امروز به گذشته نگاه می‌کنیم و سقوط آن نظام‌ها را اجتناب‌ناپذیر می‌بینیم، اما برای کسی که آن روزها را زندگی می‌کرد، هیچ‌چیز اجتناب‌ناپذیر نبود.

یه درک کامل و یه دید بسیار عالی به انسان میده و میتونی متوجه بشی زندگی آنقدر ها هم که جدی گرفتیم جدی نیست و بنظرم هر فردی باید سالی یکبار این کتاب رو مطالعه کنه

اگر ژانر روانشناسی جنایی دوست دارید پیشنهاد میکنم حتما بخونید؛ واقعا ارزش خوندن داره.

تنگنا

رنج را نمی توان هیچ گاه از زندگی حذف کرد، نباید هم به خاطر آن از پا درآمد، باید زندگی با رنج، و در رنج را یاد گرفت. و راهکاری که این کتاب ارائه میده برای زندگی در رنج، " ذهن آگاهی" و پذیرش خود، دیگران و رنج های آن هاست. باید بپذیریم رنج دیگران اگر بیشتر از ما نباشد کمتر از ما نیست و بهتر هست شفقت بیشتری اول با خود بعد با دیگران داشته باشیم.

مردی که مرتکب قتل شده، تلاش می‌کنه ثابت کنه دیوانه نیست؛ اما در مسیر اثبات عقلانیتش، خودش بیشتر و بیشتر در ذهن آشفته‌اش گرفتار می‌شه. یک کتاب کوتاه که وقت زیادی نمیگیریه و خوندنش ارزشمنده.

تنگنا

متن روانی داشت. خوندنش لذت بخش بود و من کامل جذبش شدم. نکته‌ی جالبش این بود که بچه تا آخرش بچه بود و اسمی نداشت؛ ناخواسته بودنش و شخصیت مستقلش تا آخر گمنام بود. ارزش خوندن داره.

کتاب خوبی بود ولی خب به اندازه ای که ترند شده بود جذاب نبود. در کل ارزش یه بار خوندن رو داشت چون نویسنده ایده جذابی برای ارائه داشت ولی خب کسی که نخونه هم چیزی رو از دست نمیده.

پیچش داستانی خوبی داشت و شخصیت های داستان خیلی جالب بهم وصل بودن؛ به صورت کلی برای وقتی که آدم دلش میخواد یکم حالش خوب بشه خوندن این کتاب رو پیشنهاد میکنم. حس خیلی خوبی داشت.

فروشی گمشده

☆پنج ستاره‌ی طلایی درخشان☆ «گاهی بزرگ‌ترین گنجی که می‌شه پیدا کرد... عشقه.» ▪︎ در دل شب، جایی در ساحل پوزیتانو، دوازده زن با وردهایی باستانی دریا را به فرمان خود درمی‌آورند... این جمله تصویر آغازین دنیای جادویی رمان تازه‌ی سارا پنر، نفرین آمالفی ئه. پنر دنیایی خلق کرده که توش تاریخ، جادو، عشق و اندوه به زیبایی در هم تنیده‌. رمان فانتزی و خوش‌خوانی که حتی باوجود لحظاتی آروم ما رو تا صفحه‌ی آخر همراه خود نگه می‌داره. ▪︎ داستان در دو خط زمانی روایت می‌شه: یکی در سال ۱۸۲۱ در دهکده‌ی پوزیتانو و دیگری در زمان حال. ▪︎ در گذشته، با ماری دلوکا آشنا می‌شیم: زنی جوان و قوی‌ترین جادوگر دریایی که مسئول محافظت از روستا در برابر تهدیدهایی مثل دزدان دریایی رو داره ولی ماری از دریایی که مادر و خواهرش رو ازش گرفته متنفره و قصد داره با معشوق پنهانش هولمز به‌زودی فرار کنه! اما برادران ماتزا که مافیای کشتی‌رانی ایتالیا هستند دختر شش‌ساله یکی از استراگاها (جادوگر دریایی) رو می‌دزدن و پای ماری به یه داستان جادویی_مافیایی باز می‌شه! ▪︎ در زمان حال، هیون آمبرز، باستان‌شناس دریایی، برای تکمیل تحقیقات ناتمام پدرش و یافتن گنجی مرموز به پوزیتانو می‌آد. ورود او با غرق شدن عجیب یک کشتی تفریحی در شرایط آب‌وهوایی مساعد هم‌زمان می‌شه، خیلی زود زمزمه‌ی زنده شدن نفرین قدیمی، نفرین آمالفی، سر زبون‌ها میوفته اما هیون یه کاوشگره و به قصه‌ها و خرافات باور نداره. تحقیقات هیون برای کشف راز این غرق شدن و جست‌وجوی گنج، کم‌کم اون رو به گذشته و افسانه‌ی نفرین آمالفی پیوند می‌ده و مسیرش با ماری و اسرار پنهان در آب‌های اطراف جزایر لی‌گالی تلاقی می‌کند. ▪︎ یکی از نقاط قوت رمان، فضاسازی دقیق و زنده‌شه. جزئیات رنگ، صدا و بافت طبیعی، مراسم‌های جادویی و حال‌وهوای دریا تصویری ملموس و تاثیرگذار از ساحل آمالفی خلق می‌کنه. تمام تلاشم موقع ترجمه انتقال همین بافت و فرهنگ به مخاطب فارسی بود، مدت‌ها درباره ایتالیا مطالعه کردم و سعی کردم با پانویس‌ها فضای داستان رو برای خواننده بیشتر تشریح کنم. ▪︎ شخصیت‌پردازی دو زن اصلی داستان به‌نوعی نماینده زن‌ها و مشکلاتشون در هر نسل و دوره تاریخی هستند. کتاب تم فمنیستی داره و بیشتر تمرکزش روی همین تم و معمای کلیه تا بخش عاشقانه و فانتزی. پنر می‌تونست داستان رو طولانی‌تر و بخش عاشقانه رو پررنگ‌تر کنه و واقعا هم داستان کشش داشت چون هولمز و انزو بیش از حد کراشن! اما خب متاسفانه مختصر و مفید نگه داشت اون بخش‌ها رو! (گریه) باید اعتراف کنم خودم داستان ماری و خط زمانی گذشته رو بیشتر دوست داشتم، هر چند آخرش کمی از دست نویسنده حرص خوردم! (اگر کتاب رو خوندید حتما بنویسید ماری رو بیشتر دوست دارید یا هیون) ▪︎ نفرین آمالفی انتخابی عالی برای دوست‌داران رمان‌های فانتزی-تاریخی، معمایی و روایت‌های دوزمانه است. اگر به فضاسازی‌های فرهنگی و طبیعی و داستان‌هایی که جادو و افسانه رو با واقعیت تلفیق می‌کنه علاقه دارید، این کتاب تجربه‌ای متفاوت و تأثیرگذاره‌. تو فضای فانتزی‌های پرشور و هیجان و اغلب تکراری کتاب‌های ترند، خوندن نفرین آمالفی با عشق ممنوعه و آرومش حال‌وهوای دیگه‌ای داره! اگه دوست داشتی 20 صفحه اول کتاب رو بخونی بزن روی لینک: https://assets.kheilisabz.com/files/8f386c1a2f5b4270bfa85f506f790a55.pdf ☆ در نهایت باید بگم که: بچه‌ی منههه فداش بشمه منههههه، این کتاب اولین تجربه‌ی ترجمه‌ی رسمی منه. امیدوارم بخونید، لذت ببرید و اگر دوست داشتید نظراتتون رو با من به اشتراک بذارید. کتاب جلد سخته، آستربدرقه‌ش آرت‌داره و لبه‌هاش کاملا چاپه! 🥹 اولین کتاب فوق خوشگل و خاص پرتقال که دقیقا عین نسخه محدود خارجی (بارنز&نوبلز) چاپ شده. 🥳🌊💘