درود اگر به دنبال کتابی بی هیچ الایشی و فاقد جمله هایی ادبی هستید این کتاب رو بهتون پیشنهاد میکنم چون با خوندنش میشید پسرک پیر مرد با تنهایی پیرمرد هم سفره میشید و میتونید باهاش هم دلی کنید. فقط کافیه تو یه شب تنهایی یه چراغ کم سو روشن کنی و این کتاب رو بخونی و لذت ببری
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
وقتی به یک انسان اون هم اگه کودک یا نوجوان باشه میگن :"تو یک زندگی در پیش رو داری" یعنی یک آینده ی پر از امید، فرصت و امکانات. ولی برای "مومو" نوجوانی که شخصیت اصلی این کتاب هست این طور نیست، برای اون این آینده تاریک و پر از تهدیده. این داستان روایتیه از افراد حاشیه نشین و کسانی که فقر، آوارگی، بیماری، نیستی و مرگ احاطشون کرده، همین ها منجر میشه روابط پیچیده ای با هم شکل بدن.
بیگانه ای با تمام قراردادهای اجتماعی. ما اون رو بیگانه می دونیم چون از نظر ما باید جور دیگه ای رفتار کنه، باید احساسات بیشتری داشته باشه، نباید بی تفاوت باشه ولی اون این طور نیست. او نسبت به جهانش بی تفاوته و البته جهان هم نسبت به اون بی تفاوته. "نمونه ی دقیق پوچی مختص البر کامو"
به جرعتت میگم این بهترین کتابی بود که تا حالا خونده بودم.خیلی خیلی زیبا و گیرا بود♡ یجوری شما رو غرق داستانش میکنه که اصلا متوجه نمی شید که کی داستان تموم شد. داستانش کشش بالایی داره و اصلا دلتون نمیخواد کنار بذاریدش★
چیزای زیادی از این کتاب یاد گرفتم ولی ساده ترینش اینه که وقتی با کسی یا چیزی «رابطه» برقرار میکنی، برای تو «منحصر به فرد» میشه؛ حتی اگه هزاران گل مثل گلِ تو در جهان وجود داشته باشه، همون گل برای تو یگانه ست چون براش وقت صرف کردهی و برات غیر قابل جایگزینه.
از دوستداشتنیترین رومانهایی بوده که خوندم و زیاد به دوستام پیشنهاد دادم که بخونن یا بهشون کتابو هدیه دادم. اوایل که کتابو خونده بودم از پایان داستان واقعا متعجب بودم که چرا آنت با کسی که عاشقش بود اون کارو کرد ولی بعدها وقتی یسری احساساتو در زندگیم تجربه کردم یاد اخرین تصمیم آنت افتادم و واقعا بهش حق دادم...
اصلا شاهد یه عاشقانه معمولی نیستین بلکه عاشقانه ی فلسفی ای رو میخونین که تقابل بین عشق زمینی و معنویه
جایی بین بودن و نمود پیدا کردن، وجود داشتن یا دیده شدن. هویت اصلی انسان تو کدومه ؟ بدن؟ روح؟ و چه چیزی باعث میشه ما از سوژه به ابژه تبدیل بشیم و بالعکس؟ این ها سوالاتی بود که موقع خوندن این کتاب برام ایجاد شد.
مسخو دوبار خوندم و هر دوبار قلبمو فشرده کرد. واقعا دلم به حال گرگور بیچاره میسوخت، اینکه چطور کاملا خودشو وقف خانوادهش کرد و وقتی برای خانوادهش بیمنفعت شده بود و شاید حالا بهشون نیاز پیدا کرده بود از سمتشون طرد شد.شخصیت پدرش واقعا برام منفور بود.
کتاب طولانیه ولی اصلا حوصله سر بر نیست و گاها دلم میخواست برای اجرای عدالت که به گرفتن انتقام بدل میشه جای شخصیت داستان بودم و تو زندگی واقعیم انجامش میدادم
من با ترجمه پیمان خاکسار خوندمش ولی ترجمه آقای غبرایی به نسبت تعریفش رو بیشتر شنیدم. مخصوصا در آثار سلین و حتی دیگر اثار دیگر. سفری ماجراجویانه از زندگی سلین.. حس میکنید هر فصل تو یه دنیای عجیب هستید و واقعا همه رو تجربه کردید.
با طنز سیاهش تصویری از یه انسان مدرن که دچار بحران هویت و پوچی شده ساخته. فضای کتاب به شدت دارکه و واقعا غصهتون میگیره ولی یکم یاد وضعیت کنونی خودمونم میوفتیم که باید شرایطمونو تغییر بدیم ولی نمیدونیم کی و کجا و چجوری:)
برای طرفداران استیو تولتز کتاب جذابی میتونه باشه. تولتز واقعا در به تصویر کشیدن زندگی انسان هایی که به مرور رو به نابودی میرن و چه اتفاقاتی براشون تو این مسیر میوفته و چه تفکر و خانواده ای دارن، واقعا مهارت داره. گاهی احساس میکنم این انسان ها قهرمان هایی در زندگی ما هستند. شاید آنها زندگی را برده اند و ما باختیم.. نمیدانم
کتابی بود که توی یه روز میشه تمومش کرد حرف های دلی ..
کتاب جذاب برای علاقمندان به مباحث سیاسی و جامعه شناختی. این کتاب را نصفه خواندم و همچنان جلو چشممه که آماده اش رو بخونم
تصور دار وسط میدون شهر هنوز یادم نمیره.... پیشنهاد میکنم قبل خوندن این کتاب حتما سمفونی مردگان رو بخونید
مگه میشه این کتاب رو بخونی و تا مغز استخونت حسش نکنی؟ بهترین کتاب عباس معروفی و پر از نماد. برای خوانندگان این اثر پیشنهاد میکنم اول این کتاب و بعد سال بلوا را بخوانند
کتابی که دو سه بار موقع خوندنش گریه کردم و یادمه یه شب تا صبح رو سرش بیدار بودم. جذاب و دلنشین و غم انگیز و گاها هیجانی
اثری بی نظیر که آدم رو در کنار داستان به دنیای نقاشی های قدیمی میبره
اره عاشقانه هاش قشنگه ولی حس واقعی بودن نمیده بهم😅
