«کتاببازها» رمانی نوجوانانه و معمایی است که عشق به کتاب را با یک ماجرای رازآلود و پر از سرنخ ترکیب میکند. یکی از نقاط قوت کتاب این است که کتابخوانی را صرفاً یک سرگرمی نشان نمیدهد؛ کتابها در داستان به ابزار کشف، ارتباط و حل معما تبدیل میشوند. فضای کتاب برای کسانی که با کتاب و کتابخانه احساس نزدیکی دارند، جذاب و سرگرمکننده است. معماها نیز به اندازهای پیچیدهاند که خواننده را به حدس زدن و دنبال کردن سرنخها وادار کنند، بدون اینکه بیش از حد سنگین شوند. شخصیتپردازی بیشتر متناسب با مخاطب نوجوان است و نباید از آن انتظار پیچیدگی روانشناختی یک رمان بزرگسال را داشت. در بعضی قسمتها روند داستان کمی قابل پیشبینی میشود و برخی اتفاقات میتوانستند ظرافت بیشتری داشته باشند. با این حال، کتاب از آن آثاری است که حس کنجکاوی را تا پایان زنده نگه میدارد. نقطه قوت اصلی آن شاید این باشد که بدون شعار دادن، خواننده را به سمت کتاب، کتابخانه و لذت کشف کردن سوق میدهد. در مجموع، یک رمان معمایی سرگرمکننده و مناسب نوجوانانی است که هم کتاب دوست دارند و هم دنبال راز و ماجراجوییاند. امتیاز من: ۴ از ۵
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
«خاطرات یک آدمکش» رمانی متفاوت درباره مردی است که زمانی قاتل بوده و حالا با زوال حافظه، دیگر حتی به ذهن خودش هم نمیتواند اعتماد کند. نقطه قوت اصلی کتاب، همین تضاد جذاب میان گذشتهٔ خشن شخصیت اصلی و وضعیت شکنندهٔ امروزش است. کیم یونگها بهخوبی از فراموشی بهعنوان ابزاری برای ایجاد تعلیق استفاده میکند؛ چیزی که شخصیت نمیداند، خواننده هم همیشه نمیتواند از آن مطمئن باشد. فضای داستان سرد، تلخ و تا حدی طنزآمیز است و همین طنز سیاه، آن را از یک تریلر جنایی معمولی جدا میکند. با این حال، در بعضی بخشها منطق اتفاقات و تصمیمهای شخصیتها به اندازهای که انتظار میرود قانعکننده نیست. شخصیت اصلی جذاب است، اما پیچیدگی روانی او گاهی بیشتر به ایدهٔ داستان وابسته است تا یک شخصیتپردازی کاملاً عمیق. بهترین ویژگی کتاب این است که مرز میان قاتل، قربانی و ناظر را بهتدریج مبهم میکند. اگر دنبال یک رمان جنایی کلاسیک با تمرکز بر کشف قاتل هستید، احتمالاً انتخاب اول شما نخواهد بود؛ اما اگر تریلری روانشناختی و متفاوت میخواهید، ارزش خواندن دارد. امتیاز من: ۴ از ۵
«چشمهایش» بزرگ علوی رمانی است که در ظاهر درباره عشق است، اما در لایههای عمیقتر، به هنر، سیاست، آرمانگرایی و دشواری شناخت انسان میپردازد. نقطه قوت اصلی کتاب، روایت معمایی آن است؛ هویت زنی که در تابلوی استاد ماکان دیده میشود، بهانهای برای کشف گذشته و شخصیت اوست. شخصیت فرنگیس از جذابترین بخشهای رمان است؛ زنی که در مسیر آشنایی با ماکان، جهان فکری و زندگیاش دگرگون میشود. با این حال، تحول فرنگیس گاهی بیش از حد به ماکان وابسته است و استقلال شخصیتی او میتوانست عمیقتر باشد. ماکان نیز شخصیتی قابل تحسین اما نه بینقص است؛ آرمانهایش گاهی چنان بر زندگی شخصیاش سایه میاندازند که دیگران را تحتتأثیر قرار میدهد. پیوند هنر و سیاست از نقاط قوت رمان است و تابلو عملاً به ابزاری برای شناخت نقاش و گذشته او تبدیل میشود. البته برخی توضیحات و بخشهای سیاسی امروز کمی مستقیم و تاریخمصرفدار به نظر میرسند. با وجود این، رمان هنوز بهخاطر فضای رازآلود، شخصیتهای ماندگار و پرسش مهمش درباره تفاوت «دیدن» و «شناختن» ارزش خواندن دارد. «چشمهایش» شاهکاری بینقص نیست، اما یکی از آثار مهم و تأثیرگذار ادبیات داستانی معاصر فارسی است. امتیاز من: ۴ از ۵
در عین سادگی خسته کننده نبود
برای من که عاشق ایتالیام فضا و حس حال این کتاب خدااست. و اینکه من مرد مسئولیت پذیر تر از هاوارد ندیدم بعضی پدر های خونی بدرد نخور چه تو داستان و واقعیت یکم از هاوارد یاد بگیرن واقعا هاوارد بهترین پدر دنیاست :) "مردم برای دوچیز میان ایتالیا عشق و ژلاتو " اما من فقط برای پاستا و پیتزا و تیرامیسو میرم ( دنیای شکم پرستی ضیافتیه برای خودش و کجا بهتر از کشوری که توی آشپزی زبانزده)
با هر صفحه از کتاب بغض کردم و اشک ریختم. دقیقا دست روی احساسی گذاشته که هممون دوست داریم تجربش کنیم
واقعاً بار حسی کتاب برای من سنگین بود، اما یه مدته خودم رو مجبور کردم به خوندن کتاب هایی که هیچ جوره نمیتونم تحملشون کنم . این کتاب منو کشت تا تموم شد اما خب ارزشش رو داشت در نهایت با سوسک همزاد پنداری کردم :) اگه شما هم مثل من کتاب های یکم عمیق رو دوست دارید اما نمیتونید این حجم از فضا سازی ناراحت کننده رو تحمل کنید شاید قلعه ی حیوانات و اعمال انسانی انتخاب های خوبی باشن
این رمان عاشقانه با فضای نسبتا گوتیکش برام خیلی منحصر به فرده به خصوص که بین رمان های عاشقانه کلاسیک قرار داره اما عشق رو از اون پاکی و بی الایشی در آورده و پارو فراتر گذاشته و چقدر این جسارت نویسنده برام زیباست کتاب واقعا کشش خوبی داره و خسته کننده نیست
زیبا و عمیق . زیستن در لحظه حال تنها حقیقت زندگی 🌿
خب این کتاب جلد دوم بازی های میراثه 💸😊 کلا این مجموعه برام جذابه و داستانش برام بامزه است شخصیت هارم واقعا دوسش دارم ارزش خوندن داره💙
پرومته، خدای اسیر شده به دست خدایان که به جرم دزدیدن آتش و بخشیدن اون به انسان ها از طرف زئوس، خدای خدایان در کوهی در قفقاز به زنجیر کشیده میشه و عقابی مامور میشه تا هر روز جگر اونو پاره کنه و بخوره
سرنوشت ادیپ، تراژدی انسانی بود که تلاش میکرد تا از سرنوشت مقدر شده خودش فرار کنه، غافل از اینکه خدایان به راحتی اونو بازیچه خودشون قرار دادن
تلاش آنتیگونه برای جلب نظر خدایان بلکه نفرین خانوادگی اونا برداشته بشه
نمیدونم چی بگم ولی واقعا عالی بود و حرص درار
بهترین نمایشنامه شکسپیر.قتل های پشت سر هم جنایت های مکرر و خونی که آروم نمیگیره تا لحظه انتقام
داستان کمتر شدن زندگی و اینکه چطور آدم ها به این کمتر شدن عادت میکنن. رمانی درباره از دست دادن چیزایی که حق ماست اما به زور ازمون میگیرنش
خیلی رک و صادقانه میخوام نظرمو بگم چون این کتاب به عنوان یک کتاب روانشناسی /انگیزشی زرد معرفی شده . از نظر من راهکار هایی که برای سحرخیز شدن و تداوم داشتن رو معرفی و توضیح داده چون تا حدی علمی بودن کار آمده اما داستان کتاب بسیار تخیلی و فانتزی بود و در پایان کتاب خیلی ذهن آدم بهم میریزه پیشنهادم اینکه به جای هزینه برای این کتاب برید راه های علمی و کار آمد سحرخیزی رو از اینترنت سرچ کنید .
مجموعه داستان و نمایشنامه از وودی آلن، با همون حالت کلاسیکی که ازش انتظار داریم، طنز گزنده، شوخی های عجیب و غریب با مرگ و موقعیت هایی که پشت سر هم اتفاق میفتن انگار داریم یه هرج و مرج کامل رو می بینیم
خطر پارگی روده :)))
این کتاب جز داستان های محبوب منه.از روایت ساده زندگی یه زن که دوست داره در بطن جریان های ادبی روز باشه شروع میشه تا برسه به وحشتناک ترین کابوس های زندگی
