افسانه های تبای
معرفی کتاب افسانه های تبای
«افسانههای تبای» از مشهورترین تراژدیهای سوفوکلس است؛ متنی که در دل اسطوره و سرنوشت، به خانوادهای نفرینشده در شهر تبای میپردازد و تنش میان قدرت، قانون، غرور و خشم خدایان را پیش چشم میآورد. این مجموعه برای خوانندهای که به ادبیات نمایشی و ریشههای تراژدی یونان علاقه دارد، دریچهای روشن به جهان کلاسیک باز میکند. در این اثر، شخصیتها فقط قهرمانان اسطورهای نیستند؛ هر کدام با انتخابهای دشوار، خطاهای انسانی و مواجهه با پیامدهای تصمیمهایشان تعریف میشوند. فضای نمایشنامهها سنگین، اندوهبار و اندیشمندانه است و از همان آغاز، حس تقدیر و فروپاشی تدریجی بر آن سایه میاندازد. ترجمه شاهرخ مسکوب نیز به خواندن این متن کلاسیک عمق و جذابیت بیشتری میدهد و امکان میدهد زبان و اندیشه سوفوکلس در فارسی، با نثری جدی و خواندنی، تجربه شود. «افسانههای تبای» کتابی است برای کسانی که میخواهند به سرچشمههای درام، تراژدی و پرسشهای ماندگار درباره انسان نزدیک شوند.
مشخصات کتاب افسانه های تبای
نسخهها و ترجمههای موجود
جملههای ماندگار
نقلقولهای افسانه های تبای
فعالیت خوانندهها
۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب افسانه های تبای
۱۴۰۵/۶/۱۵
در کنهِ میل ما از دانستن چهچیزی محجوب است؟ جرثومهی این میلِ توقفناپذیرِ ادیپوس برای چه است؟ این میلِ لجامگسیخته و متقن از کجا مشتق میشود؟ آیا اگر کس دیگری به جای ادیپوس بود، باز همین راه را میگزید؟ درست از که تخمِ شک را در ابتدا تیرزیاس در دلِ او کاشت، اما اگر ادیپوس چنان بهخودش اطمینان داشت و حرفهای او را مهمل میدانست، چرا پس از بیرون انداختن تیرزیاس از قصر، اودیپوس دست از جستوجو نکشید و همچنان به راه خود ادامه داد؟ آیا میلی که فروید اسمش را «رانه مرگ» میگذارد، همان نیرویی است که ادیپوس را به کشف حقیقت وا میداشت؟! بارها تجربه کردهایم فروریختن هرآنچه ساختهایم چه لذت نهانی همراه با درد دارد. بارها دیدهایم، که خراب کردن پلهای پشت سر تالمِ آمیخته با لذت داشته است. آیا ادیپوس نیز یک میلی ناخودآگاهی برای نابود کردن و محو کردن خود داشته است؟ طلیعهی این جستوجوی مجنونوار او، از مکالمهاش با تیرزیاس بود. هنگامی که تیرزیاس هویت و معنای وجودیِ او را به چالش میکشد سپس ادیپوس بر آن شد که هویت و معنایِ وجودیاش را اعاده کند. آیا میتوان اهتمام ادیپوس برای بازیابی معنا را بهسانِ جستوجوی انسانِ مدرن در طبیعت دانست؟ این میل افسار گسیخته انسان برای رمزگشایی از تمام رازهای طبیعت. این تجسس عنان از کف دادهی انسان از کجا نشات میگیرد؟ شاید داستایفسکی نیز این میلِ مهارناپذیر انسان برای کسب معرفت و دانستن را از مدتها پیش فهمیده بود آنجا که در یادداشتهای زیرزمینی نوشت: «سروران من، به جان عزیزتان قسم، که دانستنِ زیادی واقعاً بیماری است، یک مرض حقیقی و تمام عیار. برای گذران زندگی، فقط اندکی دانش بشری کفایت میکند؛ یعنی نصف یا حدود یکچهارم آگاهی یک انسان مترقی.» میتوان از این نظرگاه دید که «دانستن» برآمده از یک «ترس نهان» است. آدمی با کسب معرفت میخواهد بهجای مواجه شدن با آن ترسِ نامکشوف، آن را دور بزند. شاید با ذکر یک مثال بتوانم منظور را روشن کنم: دوستی داشتم که از دختری خوشش میآمد اما به جای رو در رو شدن و اظهار علاقهاش به آن دختر که مبادا جواب منفی بگیرد و آن دختر و عشق به آن دختر را نیز از دست بدهد، طی دو سال از صحبت کردن با آن دختر خودداری میکرد. و در عوض شروع به استاک(Stalk) محبوبش کرد. اطلاعاتی از آن دختر بدست آورد که شاید نزدیکترین دوستانش هم از آن بیخبر باشند. حجم اطلاعات بهشدت زیاد بود. اما اطلاعات سطحی و بدرد نخور بودن.[برای مثال: غذای مورد علاقهاش. کیک مورد علاقهاش. رنگ مورد علاقهاش و...] آشکار است که که اینجا دوستِ من دائماً میلاش را سرکوب میکرد. چرا که شجاعت مواجهه با میلِ واقعیاش را نداشت؛ در صورتی که بهزعم خودش بهدنبال خواستِ واقعیاش بوده است و بهطور ناخودآگاه از میلاش فرار میکرد! حال سوال من این است، میلِ حقیقیِ ادیپوس چه بود؟ ادیپوس از چهچیزی فرار میکرد؟ کسب معرفت امر نیکی است اما توانایی برآمدن از مکافاتِ آن را داری؟ آیا ادیپوس توانست معنای واقعیِ زندگی و تقدیرش را بپذیرد؟ آیا انسانِ مترقی به قول داستایفسکی مسئولیتِ مکافاتِ این «کشف حقیقت» را بر دوش میگیرد؟ نمیدانم! آیا نباید بهدنبال سرچشمهی آن «ترسِ نهان» گشت؟ وقت آن نرسیده که باری دیگر تاریخ را ورق بزنیم و ببینیم خاستگاهِ این «ترس نهان» از کجا بوده؟ آیا این ترسی که بر ما مستولی است یک ترس ماهویست یا از تاریخی به بعد پدید آمده؟! — امیرمهدی
۱۴۰۵/۵/۲۶
سرنوشت ادیپ، تراژدی انسانی بود که تلاش میکرد تا از سرنوشت مقدر شده خودش فرار کنه، غافل از اینکه خدایان به راحتی اونو بازیچه خودشون قرار دادن

















