روزی که کتاب باز شدم
معرفی کتاب روزی که کتاب باز شدم
«روزی که کتاب باز شدم» رمانی فارسی و تأملبرانگیز از آرش آذرپناه است که از همان عنوان، خواننده را وارد فضایی استعاری و متفاوت میکند؛ فضایی که در آن کتاببودن فقط یک وضعیت نیست، بلکه بهانهای برای فکر کردن به هویت، روایت و مرز میان زندگی و خواندهشدن است. این اثر با حالوهوایی ادبی و اندکی شاعرانه، به سراغ تجربهای میرود که بیشتر از آنکه بر حادثه تکیه کند، بر درونیات و حسوحال شخصیتها و جهان پیرامونشان متمرکز است. در این کتاب، مسئله اصلی بیشتر از جنس معناست: انسان چگونه دیده میشود، چگونه روایت میشود و چه چیزهایی او را به «متن» زندگیاش تبدیل میکند. زبان و فرم اثر احتمالاً برای خوانندهای جذاب است که دنبال روایت خطی و ساده نیست و دوست دارد لابهلای جملات، به لایههای پنهانتری از تجربه انسانی برسد. همین رویکرد باعث میشود کتاب حالوهوایی آرام اما ذهندرگیرکننده داشته باشد. «روزی که کتاب باز شدم» از آن دست کتابهایی است که میتواند برای خواندنِ آهسته، مکثکردن و فکر کردن مناسب باشد. اگر به داستانهای فارسیِ متفاوت، نثر ادبی و روایتهای شخصیتمحور علاقه دارید، این کتاب میتواند تجربهای خاص و ماندگار برایتان باشد.
مشخصات کتاب روزی که کتاب باز شدم
نسخهها و ترجمههای موجود
جملههای ماندگار
نقلقولهای روزی که کتاب باز شدم
فعالیت خوانندهها
۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب روزی که کتاب باز شدم
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
















