خانه کتاب بی

رویای دویدن

The Running Dream

ناشر: پرتقال
۲۲۱ بازدید

معرفی کتاب رویای دویدن

«رویای دویدن» رمانی نوجوانانه و الهام‌بخش از وندلین ون درانن است که با نثری روان و احساسی، از ایستادن زندگی و تلاش برای دوباره راه افتادن می‌گوید. داستان درباره دختری است که دویدن فقط یک ورزش برایش نیست، بلکه بخشی از هویت و رؤیاهایش است؛ تا وقتی که یک حادثه همه‌چیز را تغییر می‌دهد و او را با بدنی تازه، ترس‌های تازه و پرسش‌هایی سخت روبه‌رو می‌کند. فضای کتاب میان اندوه، امید و بازسازی شکل می‌گیرد؛ جایی که شخصیت اصلی باید هم با محدودیت‌های جسمی کنار بیاید و هم با تغییر نگاه اطرافیان و فشارهای درونی خودش. در کنار او، رابطه با خانواده، دوستان و آدم‌هایی که هرکدام به شکلی در این مسیر اثر می‌گذارند، به داستان عمق بیشتری می‌دهد و آن را از یک روایت صرفاً ورزشی فراتر می‌برد. «رویای دویدن» از آن کتاب‌هایی است که روی مقاومت، رشد فردی و معنای واقعی ادامه دادن تمرکز دارد. اگر به داستان‌هایی درباره شروع دوباره، امید بعد از شکست و احیای تدریجی اعتمادبه‌نفس علاقه دارید، این رمان می‌تواند انتخابی خواندنی و تأثیرگذار باشد.

مشخصات این نسخه

صفحات
344
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
قطع
-
ISBN
9786008111825
تاریخ چاپ
۱۴۰۴
محل دسترسی
فروشگاه
وضعیت فروش
ناموجود برای خرید

نسخه‌ها و ترجمه‌های دیگر

درباره وندلین ون درانن

تصویر وندلین ون درانن

وندلین ون درانن

Wendelin Van Draanen

وندلین ون درانن (Wendelin Van Draanen) نویسنده آمریکاییِ ادبیات نوجوان و جوان است که بیشتر با رمان‌های داستانی و شخصیت‌محورش شناخته می‌شود. آثار او اغلب بر موضوعاتی مثل رشد فردی، دوستی، هویت و غلبه بر دشواری‌ها تمرکز دارند. رمان «رویای دویدن» (The Running Dream) از کتاب‌های شناخته‌شده اوست که در فضای ادبیات نوجوان جای می‌گیرد و با نگاهی انسانی به اراده، امید و بازگشت به زندگی می‌پردازد.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های رویای دویدن

افزودن جمله
Nahal

@inahal · ۲۰ شهریور ۱۴۰۵

«نمی‌دانم اگر سالها بعد به گذشته‌ام نگاه کنم، چه می‌بینم. نمیدانم این زمستان برایم چقدر طول خواهد کشید. تا کی باید تنها کورسویی از روشنایی را حس کنم. نمی‌دانم آیا تنها کافی است تلاش کنم و یخبندان را از بین ببرم یا این یخ برای مدتی نرم می‌شود و دوباره سفت و سخت برمی‌گردد سر جای اولش.»

صفحه ۲۳۵ · فصل ۷

𝘮𝘪𝘦☁️

@samiye · ۱۶ شهریور ۱۴۰۵

«حس می‌کنم زیر لایه‌ای از یخ گیر افتاده‌ام و به همان هوای کم زیر یخ دل‌خوشم و آن یخ سرد و سخت من را از هوایی که می‌تواند نجاتم بدهد دور نگه‌داشته؛ چیزی نمانده غرق بشوم.»

صفحه ۱۶۳ · بخش سه: بی‌پروا، فصل ده

Nahal

@inahal · ۱۴ شهریور ۱۴۰۵

«همیشه من قوی‌تر بودم. ولی خب چه باید به او بگویم؟ به بقیه چه باید بگویم؟ پشت هم بگویم چیزی نیست، نگران نباشید من حالم خوب است؟ ولی بیشتر دلم میخواهد داد بزنم و از آنها بپرسم: چرا من؟ چرا من؟»

صفحه ۲۸ · فصل نهم

دیدن همه‌ی جمله‌ها

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب رویای دویدن

Nahal

۱۴۰۵/۶/۲۱

بنظرم آدمی که همه معنای زندگی‌اش را به یک رویا گره زده باشد، حتما با از دست دادن آن رویا امتحان می‌شود؛ و بعد از مدتی یاد می‌گیرد که هنوز هم می‌تواند در مسیر آن رویا قدم بردارد؛ فقط کافی‌است برای رسیدن به آن رویا یک معنای جدید و قوی پیدا کند.