خانواده های خوشبخت همه به مثل هماند ، اما خانواده های شوربخت هرکدام بدبختی خاص خود را دارند
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
بدون اینکه متوجه بشین دنبال خودش میکشونتتون، و اولش نمیفهمین چرا، بعدش خودتون دنبالش میرین و کم کم شخصیت رو درک میکنین
این کتاب برام بیشتر از یه داستان، مکثی بود برای فکر کردن به زندگی. یه کتاب تلخ، عجیب و عمیق که آدمو با خودش تنها میذاره.
پایان کتاب ابتدا براتون خیلی بی معنی و ابهام برانگیز ممکنه به نظر بیاد، انگار حس پوچی بهتون دست بده ولی خب یکم که بهش فکر کنین اون حس عجیب تبدیل میشه به یه حس تاثیرگذار و درنهایت یکی از دوست داشتنی ترین کتابایی که خوندید
اولین بار این کتاب رو در دوازده سالگی با امانت گرفتن از کتابخونه خوندمش الان در سن ۲۳ سالگی بعد از گذشت یازده سال و داشتن یک نسخه برای خودم از این کتاب هنوز داستان کتاب من رو در روزمرگی زندگی به فکر فرو میبره چون تو دنیامون خیلی مصداق داره☘️
رمان خوبی بود آخرش یکم آدم رو سوپرایز کرد انتظار چنین چیزی رو نداشتم ولی کامل تموم نشده آخرش نشون میده که ادامه داره
از جمله آثار فوق العاده داستایفسکی..
به نظر من کتابش خیلی قشنگ تر از فیلمش هست نویسنده احساسات را بسیار زیبا بیان کرده
خیلی زیبا و واقعی مرگ رو به تصویر میکشه. ارزش خوندن داره
سری مربوط به داستان خدمتکار در رتبه دوم از آثار فریدا مک فادن بعد بخش دی هستم برام من دوسش داشتم
یه کتاب حالخوبکن که میبرتون به قرن نوزدهم انگلستان؛ به رقصها، مهمونیها و فضای زندگی اون دوران. چیزی که برام جالب بود، قوانین اون دوره دربارهی ارث بود؛ اینکه در بعضی املاک، اگر مرد فرزند پسری نداشت ملک نمیتونست به دخترهاش برسه و به یکی از بستگان مرد منتقل میشد. به نظرم این موضوع بهخوبی نشون میده که زنها در اون جامعه تا چه اندازه از نظر اقتصادی وابسته به ساختار خانواده و ازدواج بودن و چطور ازدواج، برخلاف چیزی که امروز ممکنه تصور کنیم،فقط یک انتخاب عاشقانه نبود گاهی مسئلهی آینده و امنیت زندگی بود
شبهای روشن برای من شبیه یه رویای کوتاه بود؛ قشنگ، لطیف و پر از احساس، اما با یه پایان که آدمو یهجور عجیبی توی خودش فرو میبره.
😍
چون مغازه ای نیست که دوست معامله کند ، آدم ها بی دوست هستند...
شازده کوچولو گفت : آدم ها کجا هستند؟ آدم در کویر احساس تنهایی میکند. مار گفت: کنار آدم ها هم احساس تنهایی میکنی.
بهترین نویسنده؛بهترین آثار، بهترین کتاب🥲
سال بلوا رو میخونید و میبینید که یه آدم چطور آروم آروم بین عشق، سنت و اجبار گم میشه... یه غم عجیبی داشت که تا مدت ها از سرم بیرون نرفت.
ما نمیدانیم اگر زندگیمان را به شکل دیگری پیش برده بودیم وضعیت بهتر میشد یا بدتر. بله، زندگی های متفاوت هم وجود دارند، اما زندگی ما هم در جریان است و همین جریان زندگی است که باید رویش تمرکز کنیم.
کتاب قشنگیه
فقط تخت خواب،تخت خواب خیلی عالیه . اون وقتی اسیب دیدی باعث آسودگیه. نميدونستم تخت خواب میتونه اینقدر باعث اسودگی باشه .
