خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

«بانوی طبقه بالا» تریلری روان‌شناختی است که با تکیه بر رازهای خانوادگی، روابط پیچیده و بی‌اعتمادی، خواننده را به دنبال کردن حقیقت وادار می‌کند. نقطه قوت کتاب، ایجاد حس کنجکاوی و تغییر تدریجی برداشت ما از شخصیت‌هاست؛ هرچه بیشتر می‌خوانیم، تشخیص قربانی و مقصر دشوارتر می‌شود. فضای داستان نیز به‌خوبی از یک زندگی ظاهراً معمولی، حس ناامنی و تهدید می‌سازد. با این حال، بعضی از پیچش‌های داستانی بیش از حد به غافلگیری متکی هستند و از نظر منطقی می‌توانستند ظریف‌تر پرداخت شوند. امتیاز من: ۴ از ۵

«زیبا صدایم کن» رمانی است که با زبانی ساده و صمیمی، به دنیای پیچیده و آسیب‌پذیر نوجوانان نزدیک می‌شود. حسن‌زاده بدون اینکه داستان را به یک پیام اخلاقی مستقیم تبدیل کند، تنهایی، نیاز به دیده‌شدن و جست‌وجوی هویت را در زندگی شخصیت‌هایش به تصویر می‌کشد. نقطه قوت کتاب، شخصیت‌پردازی انسانی و فضایی است که به جای قضاوت کردن، خواننده را به همدلی دعوت می‌کند. در کنار سادگی روایت، لایه‌هایی از مسائل اجتماعی و خانوادگی وجود دارد که باعث می‌شود داستان فقط برای نوجوانان قابل‌تأمل نباشد. امتیاز من: ۴.۵ از ۵

زیبا صدایم کن

صورتم را به شانه اش گذاشتم و گفتم دلم می خواهد ماه من و تو همیشه پشت ابر بماند و هیچ کس از عشق ما باخبر نشود. آدم ها حسودند، زمانه بخیل است، و دنیا عاشق کش است...

سال بلوا

«مرشد و مارگاریتا» رمانی است که فانتزی، طنز، فلسفه و نقد اجتماعی را در روایتی عجیب و چندلایه به هم پیوند می‌دهد. بولگاکف با حضور شیطان و همراهانش در مسکو، تصویری هجوآمیز و گاه تلخ از ترس، ریاکاری، جاه‌طلبی و فساد انسانی ارائه می‌کند. در کنار فضای مسکو، داستان مرشد و مارگاریتا و روایت پونتیوس پیلاطس، به رمان عمقی فلسفی درباره عشق، آزادی، حقیقت و رستگاری می‌دهد. بزرگ‌ترین نقطه قوت کتاب، همین چندلایگی و ترکیب بی‌پروا و خلاقانه ژانرهاست؛ هرچند همین ویژگی ممکن است برای بعضی خوانندگان باعث پراکندگی یا دشواری در دنبال کردن روایت شود. امتیاز من: ۴.۵ از ۵

در جایی میان برف ها قلب شکسته اش را میبیند که دو تکه شده. هر دو تکه میدرخشیدن و زیر ان همه برف سفید میتپیدند.

کتاب دزد

قرار بود زندگی ام را پس بگیرم. شاید ای اتفاق بلافاصله پیش نمیاید اما بلاخره پیش میاید.

داستان راهبه‌ای است که گاه ساکن دیر است و گاه در نفش یک زن زیبا با درجه‌ی شوالیه‌ شمشیر می‌زند. زنی که دل تمامی مردان اطراف را ربوده و خود دل در گرو شوالیه آژیلوف دارد. آژیلوف ناموجود است، یک زره توخالی سفید و همیشه تمیز و براق بر تن دارد و همیشه هر کاری را بی‌نقص و مانند به انجام می‌رساند. کالوینو در این کتاب جنگ و جنگیدن برای مذهب را به سخره می‌گیرد و در این میان جوانمردی و وفاداری و نام نیک و پاکدامنی را به تصویر می‌کشد. در یک کلام؟ کتاب خواندنی‌ست، دلنشین و لطیف، از دست مگذاریدش.

ریلکه در ۱۸۸۵ در پراگ به دنیا آمد سال‌هایی از زندگانی خود را در فرانسه گذراند و در سال ۱۹۲۶ در پاریس درگذشت. او از پیشگامان و پیشوایان بزرگ طرفدار شعر ناب بود. این کتاب ترجمه‌ای است از نامه‌هایی که ریلکه به شاعر جوانی به نام فرانز گزاور کاپوس نوشته بود. فرانز از ریلکه درخواست کمک و راهنمایی داشت. این نوشته‌ها به فرانسه ترجمه شد و روزنامه‌ها انتشار آن را واقعه‌ی مهم ادبی نامیدند. آثار ریلکه به زبان آلمانی نگاشته شده‌اند، او همچنین دیوان اشعاری به زبان فرانسه سراییده است.

دقیقا همون داستانی که با وصل شدن برق دوچرخه ثابت به نتفلیکس وتماشای فیلم اون فرد لاغر شد تمام موارد کتاب شدنی هست وپر از قاعده هاییه که تو همه جای زندگی میشه پیاده کرد

عادت های اتمی

در این کتاب سه روایت موازی را می‌خوانیم. داستان سعید دانشجوی مسلمان و اقلیما همکلاسی یهودی‌تبارش. روایت قدیس شِدرَک با نثر کهن یهودی و سرگذشت احمد بشیری با نثر کلاسیک فارسی. هر سه روایت محوری مشترک دارند، پرسش از جایگاه قداست و کلام در تاریخ بشر. مرز میان واقعیت و خیال مدام جابه‌جا می‌شود و میان این سه روایت در خوانش در حرکتیم. شخصیت‌ها رمزآلود و گاه مرتبط با تاریخ کهن‌اند. ساختار رمان پیچیده‌است و چون تکه‌های پازل هنگام خواندن باید کنار هم چیده شوند تا واقعیت را دریافت. قدرت نوشتن هر کاتب در هر یک از این روایات جهان را آن‌گونه برای ما می‌سازد که راوی خود آن را می‌خواهد.

اسفار کاتبان

در سفر کردن به عنوان مسافر / گردشگر همه ی ما در یک لحظه " در حال طی کردن سفر مشابهی درون فضا هستیم در عین حال که سفرهای متفاوتی داریم." به عنوان کسی که به سفر همیشه نه فقط به چشم لذت، بلکه به چشم راهی برای تجربه، و کشف معنا نگاه می کنه این کتاب برام خیلی جالب بود. هر سفری خودش معنا داره ، به شما معنا میده و در خلال اون باعث میشه معناهای بسیاری هم برای شما رمزگشایی بشه.

در زمانه ای که همه به دنبال نور می دوند و لحظه ای تحمل تاریکی ندارند، تو لحظه ای در این تاریکی بنشین، زیر سایه ای تا اتفاقا در تاریکی ها دقیق تر ببینی. نوع نگاه این کتاب به دوگانه ی نور-تاریکی بسیار جالبه. این کتاب این ایده ی کلیشه ای رو زیر سوال می بره که همیشه نور استعاره ای از تمامی چیزهای مثبت و تاریکی استعاره ای از تمامی چیزهای منفی است.

از بهترین کتاب هایی که خوندم و قطعا توصیه ش می کنم. "روح پراگ| تلاشیه برای درک فضای شهر با درنظر گرفتن بسترهای اجتماعی سیاسی و خاص دوره ی خودش. "پراگ"، که جزو زیباترین شهرهای اروپا شناخته میشه تاریخ عجیبی رو پشت سر گذاشته و تمام این ها تاثیر در فضای این شهر داره یک شهر پر از اندوه و امید همزمان، پر از زیبایی و تناقض و پر از تاریخی که در تک تک قسمت های اون جریان داره.

روح پراگ

«همکار» یک تریلر روان‌شناختی پرتعلیق است که از یک موقعیت ظاهراً معمولی در محیط کار، فضایی پر از شک، راز و بی‌اعتمادی می‌سازد. نقطه قوت کتاب، بازی با برداشت خواننده از شخصیت‌هاست؛ هرچه داستان جلوتر می‌رود، اطلاعات جدید باعث می‌شود به قضاوت‌های قبلی خود شک کنیم. ریتم داستان خوب است و رازها به‌تدریج آشکار می‌شوند، هرچند برخی پیچش‌ها و رفتارهای شخصیت‌ها می‌توانست طبیعی‌تر و ظریف‌تر پرداخت شود. در مجموع، کتابی سرگرم‌کننده و خوش‌خوان برای علاقه‌مندان به تریلرهای روان‌شناختی و داستان‌های رازآلود است. امتیاز من: ۴ از ۵

همکار