خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

به نظرم یکی از عمیق‌ترین حرف‌های فرانکل اینه که ما همیشه نمی‌تونیم شرایط زندگی‌مون رو انتخاب کنیم، اما می‌تونیم تا حدی انتخاب کنیم که در برابر اون شرایط چه واکنشی داشته باشیم. معنا هم لزوماً چیزی نیست که خودمون از هیچ بسازیم؛ گاهی باید در دلِ یک موقعیت، رابطه، مسئولیت یا حتی یک رنجِ اجتناب‌ناپذیر کشفش کنیم. شاید آزادی واقعی از جایی شروع می‌شه که دیگه نمی‌تونیم شرایط رو تغییر بدیم، ولی هنوز می‌تونیم انتخاب کنیم که در برابرش چه کسی باشیم.پیشنهاد میکنم این کتاب رو حتما بخونید و تو کتابخونه قشنگتون داشته باشیدش♥️

این همون کتابیه که با هوش مصنوعی ترجمش کردن؟ و مترجمش اصلا آشنایی به زبان مبدا نداره و هیچ ترجه رسمی انگلیسی ازش نیومده؟ پاسخ: بله

قصه ی کاهو

من این کتاب رو نخوندم، ولی اینهمه تبلیغ و معرفی یکباره در سوشال حس مثبتی بهم نداد. برای همین سرچ کوچیکی کردم و مطمئن شدم این یه کتاب بازاریه تا کتابی که بخواد عمیق باشه و چیزی منتقل کنه.

این حجم از حرف زدنِ یک‌نفره گاهی اذیتم می کرد، ولی حرف‌هاش ا‌نقدر درگیرکننده بود که نتونستم بی‌تفاوت از کنارش بگذرم

سقوط

همیشه برام عجیب بود چرا اسم این کتاب رو «آیین زندگی» گذاشتن. توی ایران این اسم آدم رو یاد کتاب‌های دانشگاهی با محتوای دینی میندازه و ممکنه خیلی‌ها به اشتباه سراغش نرن. کاش اسم دقیق‌تری انتخاب می‌کردن تا افراد بیشتری این کتاب رو می‌خوندن. اسم اصلی کتاب: How to Stop Worrying and Start Living (چگونه از نگرانی دست برداریم و زندگی کنیم)

ناطور دشت بیشتر شبیه پرتره‌ای از یک ذهن ناآرام است تا یک رمان پرحادثه. اگر با انتظار داستانی پرکشش سراغش برویم، احتمالاً ناامیدکننده خواهد بود؛ اما اگر آن را مطالعه‌ای روی ذهن یک نوجوان در آستانه‌ی فروپاشی ببینیم، می‌تواند تجربه‌ای قابل تأمل باشد.

ناطور دشت

بخشی از من به نوعی شب زنده داری نومیدانه ادامه می‌دهد و همزمان بخشی دیگر در تقلا است تا ناچیزترین امورم را به شیوه‌ای نظم بخشد. این را به مثابه یک بیماری تجربه می‌کنم. نگویید سوگواری. سوگوار نیستم، رنج می‌کشم.

خیلی کتاب خوبی بود و با اینکه پایان خوشی نداشت اما جزو کتاب هایی بود که من باهاش زندگی کردم و همیشه جزو یکی از کتای های مورد علاقه من میمونه

سنگدل

برای من کتاب نسبتاً سخت‌خوانی بود، ولی حرف‌ها و ایده‌هاش تأمل‌برانگیز بود و ارزش فکر کردن داشت.

بازی بلند مدت

کتابی که بیشتر از آنکه تأثیرگذار باشه ، تلاش می‌کرد تأثیرگذار به نظر برسه .

بادام

کامو بی نظیره برای منی که فلسفم و طرز فکریم باهاش هم‌مسیره قلمشو به شدت درک میکنم

بیگانه

نظم اجتماعی مدرن و رقابت دائمی سر جایگاه های اجتماعی باعث شده اظطرابی شدیدی رو این روزها تجربه کنیم. اضطراب مداومی ناشی از این که جایگاهمون از نظر دیگران چطور دیده میشه. آیا دیگران ما رو فردی بازنده یا موفق می دونند؟ ما حضور نگاه های دائمی افراد رو در تک تک مسائل و تصمیماتمون حس می کنیم و این نگاه رو درونی می کنیم. حتی زمانی که اون ها نیستند ما با عینک دیگران خودمون رو میبینیم و برامون مهمه آیا چیزهایی که داریم از نظر جامعه پذیرفته، مقبول و ارزشمند هست یا نه. تو این کتاب آلن دوباتن علاوه بر بررسی علت های این موضوع راهکار هم ارائه میده.

اضطراب وضعیت
تصویر پروفایل KimiaKimia@kimia1جمله

قبلا همه ی دغدغه ام این بود که در دیده ی دیگران چطور به نظر میرسم . حالا نگاهم فقط و فقط به خودم است . خب این هم همان قدر اهمیت دارد ، نه ؟

شاید اگر در زمینه بشر، یا امید به ایجاد تغییرات در سطح جهانی و بشری خود را بدبین بی انگاریم، بتوان این کتاب را کورسوی امید جهت درک و دریافت آنچه پشت این پرده سیاه تیاتر بشری است، نامید.