«واژه فوق العادهای کشف کردم. زیادی، فکر نمیکنم دیگران از این واژه برای توصیف خودشان استفاده کنند، مردم خشمگین، مهربان، عاقل، احمق، آرام و یا ناآراماند اما زیادی... نه. قطعاً بدون همهی این مردم نیز، دنیا شادمانه به گردشاش ادامه میدهد اما بدون شک زیادیبودن نقطهی برجستهی شخصیت و وجه تمایزشان نیست و زمانی که دربارهی آن ها صحبت میکنی، اولین واژهای که بر زبانت جاری میشود، واژهی «زیادی» نیست، اما دربارهی من هیچچیز نمیتوان گفت، جز زیادی. بله انسان زیادی، همین و بس.»
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
هر جرمی شکل متفاوتی از دزدیه،قتل هم همینطور.کسی را ک می کشی زندگی را ازش می دزدی.گمونم واسه همین من یک دزد حسابیم.
«در کمال خونسردی» اثر ترومن کاپوتی، یک رمان جنایی معمولی نیست؛ یک رمان مستند است که بر اساس یک جنایت واقعی نوشته شده. کاپوتی ماجرای قتل یک خانواده در کانزاس را روایت میکند و در کنار بازسازی دقیق حادثه، به زندگی قربانیان، قاتلان و فضای اجتماعی آن زمان هم میپردازد. چیزی که برای من جذاب بود، سبک روایت کاپوتی بود؛ نه کاملاً گزارشگونه است و نه شبیه یک رمان تخیلی. واقعیت را با تکنیکهای داستاننویسی روایت میکند و همین باعث میشود کتاب، با اینکه میدانی اتفاقاتش واقعیاند، حالوهوای یک داستان پرکشش را داشته باشد. و فیلم سینمایی ازش ساخته شد ککاملا ب کتاب وفاداره و میتونید کامل فضای اون زمان را حس کنید.
با صفحه به صفحه اش سردم شد
برای ادم هایی که راکت هستن کاملا مناسبه
من سیزده سالگی این کتابو خوندم و احساس میکنم یکم برای اون سن سنگین بود اما روند داستان رو دوستداشتم
بلام صحنهای را روایت میکند که روزولت پس از بازگشت از تهران دربارهی خطر حضور جاسوسان آلمانی در شهر صحبت میکند: در جایی مثل تهران، احتمالا صدها جاسوس آلمانی در اطراف ما هستند. تصور میکنم اگر میتوانستند هر سهی ما را هنگام عبور از خیابانها گیر بیندازند، شکار بسیار خوبی نصیبشان میشد.
گاهی برای اینکه مطمئن بشی چیزی دوباره تکرار نمیشه باید جلوش ایستاد حتی اگر همراه با درد و خون باشد.
نویسنده در روایت خود طرح نازیها برای ترور سه رهبر متفقین را در بستر کنفرانس تهران دنبال میکند و تلاش دارد جزئیات این نقشه و سازوکار شکلگیری آن را از دل اسناد و روایتهای تاریخی بازسازی کند. یکی از جنبههای قابل توجه کتاب، تمرکز بر نقش اطلاعات در جنگ است. در چنین سطحی از منازعه، دانستن اینکه دشمن چه میداند و چه چیزی را نمیداند، گاهی به اندازهی قدرت نظامی اهمیت پیدا میکند. کنفرانس تهران، مجموعهای از محاسبات امنیتی و اطلاعاتی نیز پیرامون آن شکل گرفته بود که نشان میداد، دیپلماسی در دوران جنگ تا چه اندازه با فعالیتهای پنهانی درهمتنیده بود. بلام همچنین به شبکهای از مأموران، سازمانهای اطلاعاتی و نیروهایی میپردازد که اجرای یک طرح پیچیده به آنها وابسته بود. همین تغییر زاویه، مفهوم قدرت را از چهرههای مشهور سیاسی جدا میکند و به ساختاری گستردهتر از افراد و نهادهایی میرساند که تصمیمهای کلان را به عملیات واقعی تبدیل میکنند. اهمیت دیگر کتاب در مسئلهی اطلاعات و عدم قطعیت است. در یک عملیات مخفی، هیچیک از طرفین به تصویر کاملی از موقعیت دسترسی ندارند و هر تصمیم بر اساس اطلاعاتی ناقص، گزارشهای متعارض و ارزیابی احتمالها گرفته میشود. کتاب نیز از این جهت خواندنی است که یک واقعهی مشخص را به پنجرهای برای دیدن سازوکارهای پنهان جنگ تبدیل میکند. جنگ جهانی دوم در اینجا شبکهای از اطلاعات، عملیات محرمانه، تصمیمهای فردی و محاسبات امنیتی است که در کنار وقایع آشکار، مسیر تاریخ را شکل میدهند.
«زنان در آینههایی عظیمتر از اندازهی طبیعی، تصویر مردان را دو برابر بزرگتر از واقعیت نشان میدهند.»
«شب مثل اتاقیست که خاطرهها در آن بیدار میمانند.»
تصویر درون آینه اهمیت بسزایی دارد، زیرا نیروی حیات را بر میانگیزد، و دستگاه عصبی را تحریک میکند. آن را از مرد بگیرید و ممکن است بمیرد، مثل معتاد مفلوکی که از کوکائین محروم شده باشد.
کمیکلیشه ای . اگر فیلم رو با بازی رابین ویلیامز فقید ببینید چیزی از کتاب از دست ندادی
صد حیف که این رمان کامل نوشته نشده ولی بسیار خواندی هست
یک وحشی بالفطره. داستانی روانشناختی و میخکوب کننده .
تلفیق احساس و علم ریاضیات بسیار خواندنی
ایان رید جوان با استعدادی که من از این کتابش واقعا لذت بردم. داستان بسیار با کششی داره. فیلمی با همین اسم هم ساخته شده که متاسفانه حق مطلب رو ادا نکرده.
به نظرم اگه دنبال یک کتاب با چارچوب های ذهنی رمان هستید به درد شما نمیخوره. این کتاب بیشتر تم روانشناسانه داره و روایت خطی یک دوره از زندگی سوکورو روتعریف میکنه. کتاب اصلا فراز و فرود داستانی نداره
من در کل از نویسندگان ضد جریان مرسوم جامعه خوشم میاد. این کتاب هم مثل آثار بوکوفسکی بزرگ برام جذابیت های خاص خودش رو داشت . گرچه در بعضی از جاها کمی کسل کننده میشد
داستان جالبی بود ودر سیستم آموزشی هر معلمی که با دانش اموزانش رفیق بود وخواست راه ورسم زندگی خوبروبهشون آموزش بده حذف شد💔🥹
