خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

وقتی نخستین فرزندشان به دنیا آمد ، کرا به او گفت: حالا هر چیز دیگه ای که هستیم در درجه دوم قرار میگیره ، چون حالا دیگه در درجه ی اول پدر و مادریم!

این روزها بر بسیاری از پدیده‌ها نام انقلاب می‌نهیم؛ به تغییر سیاست‌های دولت در مورد ورزش، نوآوری‌ای تکنولوژیک یا حتی گرایشی تازه در بازاریابی - چندان که درک گستره موضوع این کتاب از همان آغاز برای خوانندگان شاید دشوار باشد. انقلاب روسیه دست کم از لحاظ تأثیراتش، یکی از بزرگترین رویدادهای تاریخ جهان به شمار می‌آید. یک نسل پس از استقرار قدرت شوروی یک سوم جمعیت جهان تحت حکومت رژیم‌هایی می‌زیستند که از شوروی الگوبرداری کرده بودند. انقلاب ۱۹۱۷ شکل دنیای معاصر را تعیین کرده است و ما تازه داریم از زیر سایه آن بیرون می‌آییم. این تنها یک انقلاب نبود، طغیان متراکم ۱۹۱۷ که این همه در کتاب‌های تاریخ به تصویر کشیده می‌شود بلکه مجموعه کاملی از انواع گوناگون انقلاب بود که در اواسط جنگ جهانی اول فوران کرد و واکنش‌های زنجیرهای انقلاب‌ها و جنگ‌های داخلی، قومی و ملی را به راه انداخت. آنگاه که انقلاب به انجام رسید، امپراتوری‌ای به وسعت یک ششم کره زمین را از هم گسیخت - و سپس دوباره اجزای از هم گسسته آن را به هم پیوند زد.

مدتی است که تصمیم گرفته‌ام که دیگر درمورد پول و هنر با کسی حرف نزنم. هرگاه این دو در کنار هم قرار می‌گیرند، یک جای کار می‌لنگد. هنر را یا گران خریداری می‌کنند یا ارزان

عقاید یک دلقک

مدتی است که تصمیم گرفته‌ام که دیگر درمورد پول و هنر با کسی حرف نزنم. هرگاه این دو در کنار هم قرار می‌گیرند، یک جای کار می‌لنگد. هنر را یا گران خریداری می‌کنند یا ارزان

عقاید یک دلقک

عشق قدرت ابر قهرمانی ما آدم هاست که همه هم دارند، اما همیشه نمیشه این قدرت رو کنترل کرد؛ مخصوصا وقتی آدم بزرگتر میشه. بعضی وقت ها ممکنه دیوونگی به نظر بیاد و نباید از اینکه این قدرتم خرج کسی شده که توقعش رو نداشتم، بترسم.

گفتم آدم هایی که سگ ها یا گربه ها را عقیم می کنند تا سروگوششان نجنبد و ول نگردند یا بوی بد ندهند جنایتکارند. حیوان ها را یا باید همان طور که هستند بپذیری یا دست از سرشان برداری.

روز رهایی

سلست همیشه می گوید : « فلاکت است » اما راستش را کسی نمی داند . بیگانه آلبر کامو

بیگانه

هوس کردم سیگاری بگیرانم . اما دو دل بودم . نمی دانستم می توانم جلوی مامان سیگار بکشم . فکری کردم . هیچ اهمیتی نداشت . سیگاری به سرایدار تعارف کردم و سیگار کشیدیم . بیگانه آلبر کامو

بیگانه

دلم می خواست به او می‌گفتم تقصیر من نبوده ، اما نگفتم چون فکر کردم این را قبلا به رئیسم گفته بودم . هیچ معنایی ندارد . به هر جهت ، همیشه کمی مقصریم . بیگانه البرکامو

بیگانه

انگار هر دویشان از یک نژاد بودند و با تمام اینها از همدیگر هم بیزار بودند . بیگانه آلبر کامو

بیگانه

دشنه بیش از آن است که فقط سازه ای فلزی باشد. انسان ها از ساختنش تنها یک هدف در سر پخته اند. دشنه ای که دیشب در بدن مردی فرو شد و دشنه هایی که باران وار بر تن سزار فرود آمدند از ازل تا به ابد یکی اند. دشنه میخواهد بکشد ، میخواهد در دم خون بریزد. دست که میبری بدان ، دست جان می گیرد ، زیرا که فلز جان می گیرد ، و هر بار که دستش میگیری ، خود را متصل به قاتلی حس میکند که اصلا از برای او ساخته شده است…

مردم یک دروغ ساده را ترجیح میدهند به یک راست پیچیده ، چون دروغ مزیتی دارد که شکست ناپذیرش میکند: حقیقت باید بتواند تمام جزئیات یک حادثه را باز کند و شرح دهد ، اما دروغ فقط کافی است باورکردنی باشد.

- تو دلت پسر میخواد یا دختر؟! + پسر - چرا؟! + چون برای پسرها شاید گاهی دنیا بر وفق مرادشون بچرخه ، اما دنیا تقریبا همیشه بر ضد ما دخترهاست…

و اگر یک بازیگر خوب باشد ، از دور داد میزند که خودش میداند خوب است و همین گند میزند به اش.

ناطور دشت

غزال آدم بی آزاری است ، ولی نه ، شاید کاملا هم بی آزار نباشد ؛ چون خدمت اربابی چون فولبر را پذیرفته و بر بی عدالتی ها چشم می بندد . قصر مالویل ، روبر مرل

قلعه ی مالویل