«اگر من با یقین به تباه کردن نعمتهایی که به من داده شده بود از دنیا بروم و هیچ راهی برای اصلاح این حال نباشد، آن وقت چه؟»
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
کدام یک بهتر است، یک خوشبختی ارزان یا رنج و درد متعالی؟
گاهی جوان ها فکر میکنند که پیرها فقط دانش و حکمت کهنه و قدیمی را بلد هستند و از اونا طلب راهنمایی نمیکنند. اما باید بدانی آفتابی که امروز طلوع میکنه همون آفتابیه که موقع تولد پدرت طلوع کرد و همون آفتابی خواهد بود که موقع تولد نوه تو طلوع می کنه.
می گویند خورشید همه چیز را جان دوباره می دهد.حالا ببینید خورشید را،انگار خودش هم مرده مگر نه؟همه چیز مرده،هر جا را نگاه کنی جز نعش نمی بینی.فقط یک مشت ادم مانده اند و دورشان جز خاموشی هیچ نیست،این است دنیا.چه کسی می گفت :ادم ها ،اهای ادم ها همدیگر را دوست داشته باشید؟!
امان از طبیعت!درد این جاست ک آدمیزاد روی زمین تنهاست.پهلوان روسی بود ک عربده زد:روی این خاک یک ادم زنده پیدا می شود؟من پهلوان نیستم.اما همین را می پرسم و هیچ جوابی نمی اید.
تاریخ مدیون زنانی ست که روزی پا شدند، و برای گرفتنِ حقشان از زندگی، با سُرمههایشان برای مَردها خط و نشان کشیدند، وگرنه هنوز هم نام دخترانِ این سرزمین ضعیفه بود.
بدو گفت کاین بر من از من رسید زمانه به دست تو دادم کلید تو زین بیگناهی که این کوژپشت مرابرکشید و به زودی بکشت به بازی بکویند همسال من به خاک اندر آمد چنین یال من نشان داد مادر مرا از پدر ز مهر اندر آمد روانم بسر همین جستمش تا ببینمش روی چنین جان بدادم به دیدار اوی کنون گر تو در آب ماهی شوی و گر چون شب اندر سیاهی شوی وگر چون ستاره شوی بر سپهر ببری ز روی زمین پاک مهر بخواهد هم از تو پدر کین من چو بیند که خاکست بالین من ازین نامداران گردنکشان کسی هم برد سوی رستم نشان که سهراب کشتست و افگنده خوار ترا خواست کردن همی خواستار
عشق یعنی چی؟ - یعنی کشف زیبایی
هیچ ادمی نیست که نتوان نجاتش داد. این ادما هستند که از نجات هم دست میکشند
اما هنرمند واقعی آن کسی است که شخصیت خود را در هنرش کوفته و آمیخته باشد. بنابراین هنرمند در وهله اول باید انسان باشد.
دوستدار هنر از خود هنرمند بیشتر لذت میبرد. مسلما هر هنرمندی از کار خودش حتی اگر شاهکار هم باشد ناراضی است. همیشه میخواهد بهتر و زیباتر از آنچه که خلق کرده بسازد. همیشه میتواند عیوب آن را ببیند. هنرمند بهترین منقد آثارش است، اما تماشاچی غرق لذت میشود. اغلب مردم نواقص را آسان ادراک نمیکنند، فقط زیباییهای آن را میبینند.
قدرتهای غربی در جنگ جهانی اول، در چارچوب بخشی از تبلیغات جنگی، به خود میبالیدند که دشمنانشان، قدرتهایی مرتجع، خودکامه و غیردموکراتیکاند. البته بزرگترین مشکل این ادعا این بود که روسیه تزاری با آن فرمانروایی خودکامهاش، یار باوفای متفقین غربی بود، و همین نشان میداد این دوگانه دموکرات و غیردموکرات چندان صادقانه نبود و جنگ بیش از هر چیز سر قدرت و تقسیم جهان بود نه سر ارزشها.
شاید.شاید بیشتر ادمهای دنیا سعی نمی کنند آزاد باشند،کافکا.فقط فکر میکنند ک آزادند.همه اش توهم است.بیشتر ادمهای دنیا اگر آزادشان بگذاری،بد جور توی هچل می افتند.بهتر است یادت باشد .مردم عملا ترجیح میدهند ازاد نباشند.
- هیچ تصور نمیکردم دلت بخواد جواهر هدیه بگیری. - دلم نمیخواد. فقط فکر هدیه گرفتن رو دوست دارم و اینکه وقتی هدیهها کهنه میشن، آدم نگاهشون کنه و بهشون فکر کنه.
شاید خداوند آنقدر از ما و اعمال ما متاسف است که میخواهد آن را نادیده بگیرد و همانجور که غریبه به آیوِر گفته، وقتی خود خداوند نادیده بگیرد، چه جای تعجب که ما هم نگیریم.
به آدمها شبیه آدم نگاه کنید.....
همه آدمها حق انتخاب دارند؛ این جمله مهمی است. نباید فراموش کنیم که آدمها میتوانند تصمیم بگیرند که نباشند.
از جوانى بايد ياد بگيريم كه با دوستان وخانواده مان خدا حافظى كنيم. والدين و خواهر و برادرمان را از دور در ايستكاه مىبينيم؛ به ملاقات عموزاده هايمان میرويم، به مدرسه میرويم، به نظام میپیونديم؛ ازدواج میکنيم يا به خارج از كشور سفر میكنيم،اين بخشى از تجربه ى بشرى است. که دائما شانه هاى يك دوست خوب را مىگيريم و براى او ارزوى سلامتى میكنيم و با تصور اينكه زود به زود خبرى ازاو به ما مى رسد، خود را تسلى مى دهيم، اما تجربه كمتربه ما مى آموزد كه چگونه با عزيزترين دارایی هايمان وداع كنيم، اكر چنین میکرد، ما از چنين آموزه اى استقبال نمیكرديم، چون درنهايت عزيزترين دارايى هايمان را سفت تراز دوستانمان مى چسبيديم، با صرف هزينه و زحمت بسيار آنها را ازاينجا به آنجا میبرديم؛گردگيریشان میکرديم و جلايشان مىداديم و كودكانى كه نزديك آنها بازى میکردند سرزنش میكرديم.
"پادشاه پشت قلعه اش سنگر میگیرد و اشراف زاده پشت میز تحریزش"
اما اخر چرا مرگ را پذیرفتم؟ زندگی چه به دردم میخورد وقتی میبینم کسی که با تمام وجود دوستش دارم رویم هفتتیر کشیده است
