خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

DDina@dina_6جمله

امید از هرچیزی که توی مهمانی سرو می‌کردند بیشتر آدم را کیفور می‌کند.

جناح چهارم
DDina@dina_6جمله

نباید بمیرد نه فقط برای اینکه اگر بمیرد احتمالا من هم زنده نمی‌مانم نباید بمیرد چون می‌دانم بدون او زنده هم که بمانم نمیتوانم زندگی کنم.

جناح چهارم
DDina@dina_6جمله

تا وقتی ناخودآگاه خود را به خودآگاه تبدیل نکنید زندگی شمارا هدایت خواهد کرد و هر آنچه برای شما رخ دهد به عنوان سرنوشت خود در نظر خواهید گرفت.

عادت های اتمی

همه باید سخت بکوشیم تا آن روز فرا رسد، هر چند که پیش از دمیدنِ آن خواهیم مُرد. هان ای گاوها و اسب ها، هان ای غازها و بوقلمون ها، همه باید چه خون دل ها بخوریم از برای آزادی.

تصویر پروفایل LunaLuna@tilunixجمله

ممکن است که لباس و زبان و رسوم و آداب و معتقدات مردم عوض شود ولی حماقت آنها عوض نخواهد شد ودر تمام اعصار می‌توان به وسیلهٔ گفته‌ها و نوشته‌های دروغ مردم را فریفت.

تصویر پروفایل LunaLuna@tilunixجمله

دانایی مثل تیزاب است و قلب انسان را می‌خورد و مرد دانا نمی‌تواند مثل دیگران نادان شود و خود را به حماقت بزند. کسی که به‌ذاته احمق است، از نادانی خود رنج نمی‌برد، ولی آن کس که حقیقتی را دریافته نمی‌تواند خود را همرنگ احمق‌ها نماید.

مهم‌ترین نمایندگان اقتصاد کلاسیک، آدام اسمیت و دیوید ریکاردو، به‌رغم اهمیت بنیادی نوشته‌هایشان، به طور مستقل و مستقیم دربارهٔ روش‌شناسی علم اقتصاد چیزی نگفته بودند. نسل دوم از کلاسیک‌ها یعنی ناسو سِنیور، جان الیوت کِیرنِس و جان استوارت میل بودند که به این مهم پرداختند. بدون طرح مبسوط دیدگاه‌های روش‌شناختیِ این اقتصاددانان سدهٔ نوزدهم، اشاره می‌کنیم که در مباحثِ جملگی آنها، پوزیتیوسم به عنوان تنها روش علمی معتبر که آگوست کُنت مطرح کرده و به صورت فراگیری در قارهٔ اروپا و نیز انگلستان مورد استقبال قرار گرفته بود، هیچ جایی ندارد.

خاما از کمی دورتر می خندید و سر تکان می داد و من فکر می کردم راست می گوید. آدمی وقتی کنارِ کسی که دوستش دارد،باشد هیچ وقت آنقدر دوست اش ندارد که ازش دور باشد یا بشود.

خاما

آدمی وقتی از همه چیز دور می شود، مغزش بیشتر و بهتر حرکت می کند و تازه می فهمد قلبش نمی فهمیده است.

خاما

دلم می‌خواهد کمی با تو درددل کنم و از چیزهایی بگویم که در این لحظه فکرم را به خود مشغول کرده‌اند؛ با تمام جزئیات روزها ساعت‌هایی که با هم گذرانده‌ایم. این برای تو نیز فرصتی است که مرا به یاد بیاوری.

دختر پرتقالی

همانطور که مادرم میگفت، تنها راهی که دو نفر می توانند یک راز را نگه دارند این است که یکی از آنها مرده باشد.

مدیر مدرسه میگفت داشتن چشم و ندیدن زیبایی، داشتن گوش و نشنیدن موسیقی، داشتن شعور اما تشخیص ندادن حقیقت،و داشتن قلبی که هرگز برانگیخته نمیشود و در نتیجه هرگز آتشی به پا نمی‌کند، برای انسان امری وحشتناک است.

کسی که در عمرش گرسنگی نکشیده، کسی که از سرما نلرزیده، کسی که شب تا سحر بی‌خواب نمانده، چگونه ممکن است از سیری، از گرما، از پرتو آفتاب صبح لذت ببرد.

چشم هایش

لیلا، تو دختر خیلی باهوشی هستی و می‌توانی به هر چیزی که بخواهی، برسی. من مطمئنم موقعی که جنگ تمام شود، افغانستان مثل مردهایش به تو هم نیاز دارد یا حتی بیشتر از آن. چون اگر در یک جامعه زن‌هایش تحصیل نکنند، شانس موفقیت ندارد

تصویر پروفایل FaFa@fa_readsجمله

تو هیچ وقت، آن طور که من دوستت دارم، دوستم نداشته ای؛ هیچ وقت، هیچ وقت! قلبت، پرشور و احساس نیست و در شعله ها نمی سوزد! تو در کل، یک جور شبح یا پری هستی، نه یک زن!

جود گمنام

کاپیتالیسم یا اقتصاد بازار نوعی نظام همکاری و تقسیم کار اجتماعی است که بر مالکیت خصوصی بر ابزارهای تولید استوار است. عوامل مادی تولید در مالکیت هر یک از شهروندان، سرمایه‌داران و زمینداران قرار دارد. کارخانه‌ها و مزارع را شرکت‌داران و کشاورزان اداره می‌کنند؛ یعنی افراد و اتحادیه‌هایی متشکل از افراد که سرمایه و زمین یا متعلق به خود آن‌هاست یا مالکانی دیگر این زمین و سرمایه را به آن‌ها قرض یا اجاره داده‌اند. شرکت‌داری آزاد ویژگی شاخص کاپیتالیسم است. هدف هر یک از شرکت‌داران، چه کاسب و چه زارع، کسب سود است. سرمایه‌داران، یعنی شرکت‌داران و زارعان، ابزار ادارۀ امور اقتصادی‌اند. آن‌ها سکان‌دارند و کشتی را هدایت می‌کنند. اما جهت را آن‌ها تعیین نمی‌کنند. آن‌ها جایگاه بالادست را در اختیار ندارند، بلکه فقط سکان‌دارانی‌اند که فرمان‌های کاپیتان را بی‌‌قیدوشرط اطلاعات می‌کنند. کاپیتان کیست؟ مصرف‌کننده. نه کاپیتالیست، نه شرکتدار و نه زارع، هیچ‌یک تعیین نمی‌کنند چه چیز باید تولید شود. این را مصرف‌کننده تعیین می‌کند. تولیدکنندگان برای مصرف شخصی خودشان تولید نمی‌کنند، بلکه برای بازار انبوه تولید می‌کنند. آن‌ها فقط می‌خواهند محصولات‌شان را بفروشند.

بوروکراسی

بهتره سفر رو شروع کنی، یه اشتباه هایی هم بکنی و مسیرت رو اصلاح کنی، به جای اینکه منتظر بشینی تا همه چی عالی بشه و هیچ وقت شروع نکنی.