خانه کتاب بی
3

صدرا

@sad_mkh

خواننده جدی

...I'm a melancholy man, That's what I am https://www.goodreads.com/sad_mkh https://t.me/Melenzzi http://boxd.it/dvwu3

جایگاه کاربر در کتاب بی

سطح فعلی
سطح 3 · خواننده جدی
3
475 امتیازتا سطح بعدی: 2025
نشان‌های تازه
📖عضو فعال✍️منتقد تازه‌کارشروع جدی
8
نظرها
0
حلقه‌ها
475
امتیاز
3
سطح
3
نشان‌ها

نشان‌ها و افتخارها

📖

عضو فعال

bronze

به ۳۰۰ امتیاز رسیدی.

✍️

منتقد تازه‌کار

bronze

۳ نظر برای کتاب‌ها نوشتی.

شروع جدی

bronze

به ۱۰۰ امتیاز رسیدی.

در حال بارگذاری آمار مطالعه...

لیست مطالعه

کتابی در لیست مطالعه نداره.

کتاب‌های خوانده‌شده

جلد کتاب سلوک

سلوک

محمود دولت آبادی

بدون امتیاز
جلد کتاب طریق بسمل شدن

طریق بسمل شدن

محمود دولت آبادی

بدون امتیاز
جلد کتاب جای خالی سلوچ

جای خالی سلوچ

محمود دولت آبادی

بدون امتیاز
جلد کتاب بنی آدم

بنی آدم

محمود دولت آبادی

بدون امتیاز
جلد کتاب تهوع

تهوع

ژان پل سارتر

بدون امتیاز
جلد کتاب دست های آلوده

دست های آلوده

ژان پل سارتر

بدون امتیاز
جلد کتاب مگس ها

مگس ها

ژان پل سارتر

بدون امتیاز
جلد کتاب سن عقل

سن عقل

ژان پل سارتر

بدون امتیاز
جلد کتاب مغازه ی خودکشی

مغازه ی خودکشی

ژان تولی

بدون امتیاز
جلد کتاب آدم خواران

آدم خواران

ژان تولی

بدون امتیاز
جلد کتاب سمفونی مردگان

سمفونی مردگان

عباس معروفی

بدون امتیاز
جلد کتاب موش ها و آدم ها

موش ها و آدم ها

جان اشتاین بک

بدون امتیاز
جلد کتاب Burmese Days

Burmese Days

جورج اورول

بدون امتیاز
جلد کتاب دختر کشیش

دختر کشیش

جورج اورول

بدون امتیاز
جلد کتاب 1984

1984

جورج اورول

بدون امتیاز
جلد کتاب قلعه حیوانات

قلعه حیوانات

جورج اورول

بدون امتیاز
جلد کتاب مزرعه حیوانات

مزرعه حیوانات

جورج اورول

بدون امتیاز
جلد کتاب اسطوره سیزیف

اسطوره سیزیف

آلبر کامو

بدون امتیاز
جلد کتاب کالیگولا

کالیگولا

آلبر کامو

بدون امتیاز
جلد کتاب مرگ شادمانه

مرگ شادمانه

آلبر کامو

بدون امتیاز
جلد کتاب مرگ خوش

مرگ خوش

آلبر کامو

بدون امتیاز
جلد کتاب حکومت نظامی

حکومت نظامی

آلبر کامو، خوسه دونوسو

بدون امتیاز
جلد کتاب آدم اول

آدم اول

آلبر کامو

بدون امتیاز
جلد کتاب خموشان

خموشان

آلبر کامو

بدون امتیاز
جلد کتاب The first man

The first man

آلبر کامو

بدون امتیاز
جلد کتاب سقوط

سقوط

آلبر کامو، تی جی نیومن

بدون امتیاز
جلد کتاب عشق در زمان وبا

عشق در زمان وبا

گابریل گارسیا مارکز

بدون امتیاز
جلد کتاب پاییز پدرسالار

پاییز پدرسالار

گابریل گارسیا مارکز

بدون امتیاز
جلد کتاب صد سال تنهایی

صد سال تنهایی

گابریل گارسیا مارکز، گروهی از دانش آموختگان دانشگاه هاروارد

بدون امتیاز
جلد کتاب جاناتان مرغ دریایی

جاناتان مرغ دریایی

ریچارد باخ

بدون امتیاز
جلد کتاب باشگاه پنج صبحی ها

باشگاه پنج صبحی ها

رابین شارما

بدون امتیاز
جلد کتاب شازده کوچولو

شازده کوچولو

آنتوان دو سنت اگزوپری

بدون امتیاز
جلد کتاب جنایت و مکافات

جنایت و مکافات

فئودور داستایفسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب یادداشت های زیرزمینی

یادداشت های زیرزمینی

فئودور داستایفسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب قمارباز

قمارباز

فئودور داستایفسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب برادران کارامازوف- قابدار

برادران کارامازوف- قابدار

فئودور داستایفسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب بیچارگان

بیچارگان

فئودور داستایفسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب یک اتفاق مسخره

یک اتفاق مسخره

فئودور داستایفسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب یادداشت های خانه بی روح

یادداشت های خانه بی روح

فئودور داستایفسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب خاطرات خانه اموات

خاطرات خانه اموات

فئودور داستایفسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب همزاد

همزاد

فئودور داستایفسکی، ژوزه ساراماگو

بدون امتیاز
جلد کتاب رویای آدم مضحک

رویای آدم مضحک

فئودور داستایفسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب نازنین و بوبوک

نازنین و بوبوک

فئودور داستایفسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب همیشه شوهر

همیشه شوهر

فئودور داستایفسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب ابله

ابله

فئودور داستایفسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب یادداشت های زیرزمین و شب های روشن

یادداشت های زیرزمین و شب های روشن

فئودور داستایفسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب رویای عموجان

رویای عموجان

فئودور داستایفسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب تمساح

تمساح

فئودور داستایفسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب شب های روشن

شب های روشن

فئودور داستایفسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب رویای یک مرد مضحک و کروکودیل

رویای یک مرد مضحک و کروکودیل

فئودور داستایفسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب قلب ضعیف و بوبوک

قلب ضعیف و بوبوک

فئودور داستایفسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب نازنین

نازنین

فئودور داستایفسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب عادت های اتمی

عادت های اتمی

جیمز کلیر

بدون امتیاز
جلد کتاب کتابخانه نیمه شب

کتابخانه نیمه شب

مت هیگ

بدون امتیاز
جلد کتاب سعادت زناشویی

سعادت زناشویی

لئو تولستوی

بدون امتیاز
جلد کتاب رستاخیز

رستاخیز

لئو تولستوی

بدون امتیاز
جلد کتاب جنگ و صلح

جنگ و صلح

لئو تولستوی

بدون امتیاز
جلد کتاب آناکارنینا

آناکارنینا

لئو تولستوی

بدون امتیاز
جلد کتاب پدر سرگی

پدر سرگی

لئو تولستوی

بدون امتیاز
جلد کتاب بابا سرگی و دو داستان دیگر

بابا سرگی و دو داستان دیگر

لئو تولستوی

بدون امتیاز
جلد کتاب مرگ ایوان ایلیچ

مرگ ایوان ایلیچ

لئو تولستوی

بدون امتیاز
جلد کتاب بیگانه

بیگانه

آلبر کامو

بدون امتیاز
جلد کتاب طاعون

طاعون

آلبر کامو

بدون امتیاز

آخرین نظرها و امتیازها

جلد کتاب جای خالی سلوچ
جای خالی سلوچ
★★★★

"زخمی اگر بر قلب بنشیند ؛ تو ، نه می‌توانی زخم را از قلبت وابکنی و نه می‌توانی قلبت را دور بیندازی . زخم تکه ای از قلب توست . زخم اگر نباشد ، قلبت هم نیست . زخم اگر نخواهی باشد ، قلبت را باید بتوانی دور بیندازی . قلبت را چگونه دور می اندازی ؟ زخم و قلبت یکی هستند..."

جلد کتاب تونل
تونل
بدون امتیاز عددی

بعضی وقت‌ها احساس می‌کنم که هیچ چیز معنی ندارد. در سیاره‌ای که میلیون‌ها سال است با شتاب به سوی فراموشی می‌رود، ما در میان غم زاده شده‌ایم؛ بزرگ می‌شویم، تلاش و تقلا می‌کنیم، بیمار می‌شویم، رنج می‌بریم، سبب رنج دیگران می‌شویم، گریه و مویه می‌کنیم، می‌میریم، دیگران هم می‌میرند، و موجودات دیگری به دنیا می‌آیند تا این کمدی بی‌معنی را از سر گیرند...

جلد کتاب موش ها و آدم ها
موش ها و آدم ها
★★★★

آلبرکامو در جایی می‌نویسد: " عادت به ناامیدی، از خود ناامیدی نیز بدتر است!" اما گمان می‌کنم که ناامیدی از امید واهی داشتن، به مراتب بهتر است. " الیَأسُ حُرٌّ "، یأس، آزادی است... تا وقتی که امیدی وجود داشته باشد، ترس از شکست، آزاردهنده خواهد بود؛ و بدتر از آن، شکست‌هایی که در پس امیدواری‌ها رخ می‌دهند، بدگمانی، بی‌اعتمادی، خشم و در نهایت تنفر را به دنبال خواهند داشت. پس اگر امیدی وجود نداشته باشد، هرگز شکستی در کار نخواهد بود. امید اسارت است و یأس، آزادی. پس آیا انسان نباید امید داشته باشد؟ مگر می‌شود؟! مگر می‌تواند؟! مگر این شیطان درون می‌گذارد؟ کارش امید واهی دادن است؛ امید فردای بهتر، اتفاقات بهتر، آدم‌های بهتر، شادی، خوشحالی، سرزندگی، شکوفایی... و این انسان مغموم، خام و ساده، باور می‌کند؛ به رغم هشدارها؛ " چه می‌گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد! فریبت می‌دهد، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست! حریفا، گوش سرما برده است این؛ یادگار سیلی سرد زمستان است... " گاه حتی می‌داند که دارد اغفال می‌شود، می‌فهمد که دارد مضحکه و بازیچه دستِ این فلک لعبت‌باز می‌شود، اما... عاجزانه، سر فرود می‌آورد؛ دلیلش واضح است؛ چونان که تن به آب و غذا نیاز دارد، روحِ دردمند نیز، تشنه امید است. وعده بهشت برای چیست؟ مگر جز برای ارضاء کردن این روحِ آرزومند؟ انسان آزادی را دوست ندارد، چون برده آفریده شده است؛ برده زندگی! آزاد که باشد، حوصله‌اش سر می‌رود و می‌افتد به دنبال غل و زنجیرش... آه که چه ترحم‌برانگیز است این انسان! و چون، مادامی که ترحم در کار باشد، چهره نفرت، از لابه‌لای شاخه‌های آن سر بر می‌آورد، پس باید گفت، چه نفرت‌انگیز است این انسان... جان استاین‌بک عادت دارد که تلخ بنویسد و عادت دارد که انسان را، رو در روی حقایق بنشاند؛ در نگاشتن موش‌ها و آدم‌ها هم که دیگر سنگ تمام گذاشته است! هر بار که به یاد سیر این داستان می‌افتم، قلبم می‌گیرد؛ چه حکایت دردناکیست این موش‌ها و آدم‌ها؛ یا به عبارت دیگر، آدم‌ها و آرزوهایشان، یا آدم‌ها و امیدهایشان؛ و یا به تعبیر دقیق‌تر، آدم‌ها و شکست‌هایشان...

جلد کتاب اسطوره سیزیف
اسطوره سیزیف
★★★★

تنها یک مسئله فلسفی واقعا جدی وجود دارد و آن هم خودکشی است. تشخیص اینکه زندگی ارزش دارد یا به زحمت زیستنش نمی ارزد در واقع پاسخ صحیح است به مساله اساسی فلسفه. باقی چیزها، مثلا اینکه جهان دارای سه بعد و عقل دارای نه یا دوازده مقوله است مسائل بعدی و دست دوم را تشکیل می دهد. این ها بازی است. نخست باید پاسخ قبلی را داد.

جلد کتاب سقوط
سقوط
★★★★

"فکرش را بکنید وقتی دارید از روی پل رد می شوید، یک نفر خودش را در آب بیندازد. آن وقت از دو حال خارج نیست. یا شما برای نجاتش خود را در آب می اندازید و در فصل سرما به عواقب بسیار سختی دچار می شوید؛ یا او را به حال خودش می گذارید و می روید. ولی... شیرجه های نرفته گاهی کوفتگی های عجیبی به جا می گذارد!"

جلد کتاب شیطان
شیطان
★★★★★

سومین تجربه کوتاه و جذاب از آقای تولستوی بعد از مرگ ایوان ایلیچ و پدر سرگی این دقیقا ایده‌آل من برای یک داستانه بدون توضیحات اضافی و خسته‌کننده شخصیت‌پردازی قوی موضوعی جالب و البته دغدغه‌مند تنها نکته‌ایش رو که خوشم نیومد وجود دو تا پایان متفاوت بود پایان اول برای من بسیار عالی و بهترین پایان ممکن بود اما حتی اگه بدم می‌بود، بازم دوست نداشتم که سراغ پایان دیگه‌ای برم کلا از این متنفرم و به نظرم کج سلیقگیه باعث میشه که قصه رو تموم نشده ببینم البته نه تموم نشده به معنای پایان‌ باز؛ چون پایان باز هم اگه در جای مناسبش استفاده بشه (که بهترین مثالش فیلمای اصغر فرهادیه) به نوبه خود می‌تونه بهترین شیوه باشه اما این داستانای چند پایانه به من میگه که نویسنده خودش نتونسته با خودش به جمع‌بندی برسه و این کار رو به عهده مخاطب گذاشته البته ظاهرا تولستوی پایان دوم رو بعدها جایگزین پایان اول کرده و اصلا قصدش نبوده که دو تا پایان بذاره ولی خب به هر حال برای من یک قصه دو پایانه هست و اما بپردازیم به دغدغه کتاب که به نظر من بسیار جذاب و مهمه کشمکش میان میل/شهوت/هوس و اخلاق/وجدان/تعهد موضوع اصلی کتاب شیطان، بررسی و واکاوی یه واقعیت عمیق و جهان‌شموله تو زندگی انسان: کشمکش دائمی بین میل و اخلاق، یا به بیان دیگه، جدال همیشگی بین خواسته‌های غریزی و الزام‌های وجدان و تعهد. در واقع میشه شیطان رو نه به عنوان موجودی ماورایی، بلکه به عنوان نیرویی درونی و روان‌شناختی پذیرفت. نیرویی که ریشه در تمایلات سرکوب‌شده، کشش‌های شهوانی و میل به لذت داره. این شیطان (نفس اماره) بخشی از طبیعت انسانه که در لحظه‌های خاص، مخصوصاً وقتی عقل یا ارزش‌های اخلاقی تو موقعیت ضعف قرار می‌گیرن، بر اراده غلبه می‌کنه. دغدغه تولستوی اینه که نشون بده چطور این نیروی درونی، اگه نادیده گرفته بشه یا فقط سرکوب بشه، نه تنها از بین نمی‌ره، بلکه پنهان و قوی‌تر می‌شه و آخرش می‌تونه به رفتارهایی ویرانگر منجر بشه. حالا جالب میشه اگه گریزی بزنیم به روانشناسی یونگ و ایده سایه. سایه در روان‌شناسی تحلیلی یونگ، به اون بخش از شخصیت انسان گفته می‌شه که شامل ویژگی‌ها، میل‌ها و افکاریه که ما یا خودمون قبولشون نداریم یا جامعه و فرهنگ اطرافمون اون‌ها رو نامطلوب می‌دونن، برای همین اون‌ها رو سرکوب می‌کنیم و به ناخودآگاه می‌فرستیم. این ویژگی‌ها می‌تونن منفی باشن، مثل خشم، شهوت، حرص یا میل انتقام و حتی مثبت، مثل استعداد یا شجاعتی که به خاطر ترس از قضاوت یا طرد شدن پنهانش کردیم. از بچگی یاد می‌گیریم برای پذیرفته شدن، بعضی احساسات و رفتارها رو نشون ندیم؛ این بخش‌ها به مرور جمع می‌شن و هویت سایه رو می‌سازن. سایه معمولاً مستقیم و آشکار خودش رو نشون نمی‌ده، بلکه از راه‌هایی مثل فرافکنی ظاهر می‌شه؛ یعنی ما ویژگی‌هایی رو که تو خودمون سرکوب کردیم، تو دیگران می‌بینیم و به شدت قضاوتشون می‌کنیم یا حتی ازشون متنفر می‌شیم (مثالش در کتاب اونجاست که یوگنی میگه این زن خود شیطانه!). مشکل اصلی اینه که چون سایه در ناخودآگاهه، تا وقتی انسان باهاش روبه‌رو نشه، می‌تونه کنترل رفتار رو در لحظات خاص به دست بگیره و باعث تصمیم‌های ناگهانی یا حتی ویرانگر بشه. یونگ تأکید می‌کنه که سایه ذاتاً بد نیست، بلکه بخشی از تمامیت وجود ماست و اگر بهش آگاه بشیم و بتونیم ادغامش کنیم، انرژی نهفته‌ش می‌تونه به شکلی سالم و سازنده وارد زندگی بشه. فرآیند ادغام سایه یعنی شجاعت دیدن و پذیرفتن این بخش تاریک و یاد گرفتن این‌که چطور بدون آسیب زدن به خود یا دیگران، از نیروش استفاده کنیم. از نگاه یونگ، شیطانی که تولستوی در این کتاب ازش حرف می‌زنه، درواقع همون سایه‌ست که شخصیت اصلی داستان برای مقابله با اون، به جای حل مسئله، پاک کردن صورت مسئله رو انتخاب می‌کنه و چه بند جذابی رو تولستوی میاره "و به راستی اگر یوگنی اورتنیف را هنگام ارتکاب این جنایت دیوانه بشماریم همه‌ مردم را باید دیوانه بدانیم. و دیوانه‌تر از همه بی‌تردید کسانی هستند که در دیگران آثار جنونی را می‌بینند که در خود نمی‌بینند..."

نویسنده‌های دنبال‌شده

کسی رو دنبال نکرده.