جز کتاب هایی که حتماً برای کودکان مفید است. 💫🪷
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
سال های زیادی از مطالعه این کتاب میگذره. اما من همچنان علاقهی بیش از اندازه ای نسبت به این کتاب دارم. چرا که تأثیر این کتاب به طور مستقیم رو رشد من در زمینه های مختلف بوده. بدون شک مطالعه این کتاب جز با ارزش ترین دستآورد های یک انسان اهل مطالعه خواهد بود.
کتابی که در طول تاریخ در دسته پرفروش ترین ها قرار داشته و مطالعهش برای برخی افراد ( به دلیل بهرهمندی از صفات و رفتارهایی که در کتاب ذکر شده ) آزاردهنده است. مطالعه این کتاب در اولین سال های نوجوانی برای من سرشار از درس بود، که به شناخت من از افرادی که در آینده با اون ها ملاقات داشتم کمک بسیار کرد. 💫🪷
از اواسط کتاب به پیشنهاد یک منتقد ادبی که از آشنایانم بود صرفاً قسمت هایی که در رابطه با مولانا و شمس(و وابستگان) نوشته شده بود رو مطالعه کردم. و قیمت های مربوط به زندگی شخصی نویسنده رو کنار گذاشتم. و اینگونه این کتاب برای من درس های بیشتری داشت. 🪷💫
بنظرم واقعا قشنگ بود و فضای جالبی داشت:)
در داستان قلب ضعیف، در نهایت کشف رازی عمیق است که خواننده را به فکر فرو میبرد. و در داستان بوبوک، بسته به ارتباط خواننده با داستان برداشت های متفاوتی قابل مشاهده است که این داستان را از دیدگاه های متفاوتی مورد بررسی قرار میدهد. اگر پیش از مطالعه این کتاب با آثار دیگر داستایفسکی آشنایی نداشتهاید، مطالعه این کتاب را توصیه نمیکنم. اما بعد از مطالعه چند عنوان دیگر از این نویسنده، مطالعه دو داستان قلب ضعیف و بوبوک خالی از لطف نیست. 🪷💫
همهی احمقها از اینکه بهشان بگویی احمق زورشان میگیرد.
گاهی زیادی آدمها را دست میاندازم تا حوصلهی خودم سر نرود.
آره پسر جون زندگی بازیه. یه بازی که باید بر اساس قواعدش پیش بری.
آدمی گاهی درست در لحظهایی که بیش از همیشه محتاج عشق است، بیش از همیشه تنهاست.
گاهی ترحم و عشق آنقدر به هم شبیه میشوند که دیگر نمیدانی برای نجات کسی به او نزدیک شدهای یا برای نابود کردن خودت.
رنج کشیدن برای کسی که دوستش داری، آسانتر از دیدن رنج کشیدن اوست.
آدمی گاهی از شدت رنج، به چیزی میخندد که اگر اندکی بیشتر فکر کند، باید برایش گریه کند
آنچه برای او لذت بود، برای من رنج بود؛ و هرچی بیشتر دوستش داشتم بیشتر میترسیدم از دستش بدهم
آدمی بخاطر عشق میتواند از خودش بگذرد، اما نمیتواند از حسادتش فرار کند
من همهچیزا را برای تو میخواهم؛ اما نمیدانم چرا همین خواستن، مرا نابود میکند
او میخواست بداند از کجا آمدهاست، تا شاید بفهمد به کجا میرود
فقر به او آموخته بود که زندگی را بدون واسطه دوستداشته باشد
زندگی کردن یعنی؛ پذیرفتن اینکه مرگ همیشه در پایان راه ایستادهاست
خوشبختی، نه در جستجوی معنا، بلکه در زیستن کامل لحظهاست
