خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

صورتم را به شانه اش گذاشتم و گفتم دلم می خواهد ماه من و تو همیشه پشت ابر بماند و هیچ کس از عشق ما باخبر نشود. آدم ها حسودند، زمانه بخیل است، و دنیا عاشق کش است...

سال بلوا

«مرشد و مارگاریتا» رمانی است که فانتزی، طنز، فلسفه و نقد اجتماعی را در روایتی عجیب و چندلایه به هم پیوند می‌دهد. بولگاکف با حضور شیطان و همراهانش در مسکو، تصویری هجوآمیز و گاه تلخ از ترس، ریاکاری، جاه‌طلبی و فساد انسانی ارائه می‌کند. در کنار فضای مسکو، داستان مرشد و مارگاریتا و روایت پونتیوس پیلاطس، به رمان عمقی فلسفی درباره عشق، آزادی، حقیقت و رستگاری می‌دهد. بزرگ‌ترین نقطه قوت کتاب، همین چندلایگی و ترکیب بی‌پروا و خلاقانه ژانرهاست؛ هرچند همین ویژگی ممکن است برای بعضی خوانندگان باعث پراکندگی یا دشواری در دنبال کردن روایت شود. امتیاز من: ۴.۵ از ۵

در جایی میان برف ها قلب شکسته اش را میبیند که دو تکه شده. هر دو تکه میدرخشیدن و زیر ان همه برف سفید میتپیدند.

کتاب دزد

قرار بود زندگی ام را پس بگیرم. شاید ای اتفاق بلافاصله پیش نمیاید اما بلاخره پیش میاید.

داستان راهبه‌ای است که گاه ساکن دیر است و گاه در نفش یک زن زیبا با درجه‌ی شوالیه‌ شمشیر می‌زند. زنی که دل تمامی مردان اطراف را ربوده و خود دل در گرو شوالیه آژیلوف دارد. آژیلوف ناموجود است، یک زره توخالی سفید و همیشه تمیز و براق بر تن دارد و همیشه هر کاری را بی‌نقص و مانند به انجام می‌رساند. کالوینو در این کتاب جنگ و جنگیدن برای مذهب را به سخره می‌گیرد و در این میان جوانمردی و وفاداری و نام نیک و پاکدامنی را به تصویر می‌کشد. در یک کلام؟ کتاب خواندنی‌ست، دلنشین و لطیف، از دست مگذاریدش.

ریلکه در ۱۸۸۵ در پراگ به دنیا آمد سال‌هایی از زندگانی خود را در فرانسه گذراند و در سال ۱۹۲۶ در پاریس درگذشت. او از پیشگامان و پیشوایان بزرگ طرفدار شعر ناب بود. این کتاب ترجمه‌ای است از نامه‌هایی که ریلکه به شاعر جوانی به نام فرانز گزاور کاپوس نوشته بود. فرانز از ریلکه درخواست کمک و راهنمایی داشت. این نوشته‌ها به فرانسه ترجمه شد و روزنامه‌ها انتشار آن را واقعه‌ی مهم ادبی نامیدند. آثار ریلکه به زبان آلمانی نگاشته شده‌اند، او همچنین دیوان اشعاری به زبان فرانسه سراییده است.

دقیقا همون داستانی که با وصل شدن برق دوچرخه ثابت به نتفلیکس وتماشای فیلم اون فرد لاغر شد تمام موارد کتاب شدنی هست وپر از قاعده هاییه که تو همه جای زندگی میشه پیاده کرد

عادت های اتمی

در این کتاب سه روایت موازی را می‌خوانیم. داستان سعید دانشجوی مسلمان و اقلیما همکلاسی یهودی‌تبارش. روایت قدیس شِدرَک با نثر کهن یهودی و سرگذشت احمد بشیری با نثر کلاسیک فارسی. هر سه روایت محوری مشترک دارند، پرسش از جایگاه قداست و کلام در تاریخ بشر. مرز میان واقعیت و خیال مدام جابه‌جا می‌شود و میان این سه روایت در خوانش در حرکتیم. شخصیت‌ها رمزآلود و گاه مرتبط با تاریخ کهن‌اند. ساختار رمان پیچیده‌است و چون تکه‌های پازل هنگام خواندن باید کنار هم چیده شوند تا واقعیت را دریافت. قدرت نوشتن هر کاتب در هر یک از این روایات جهان را آن‌گونه برای ما می‌سازد که راوی خود آن را می‌خواهد.

اسفار کاتبان

در سفر کردن به عنوان مسافر / گردشگر همه ی ما در یک لحظه " در حال طی کردن سفر مشابهی درون فضا هستیم در عین حال که سفرهای متفاوتی داریم." به عنوان کسی که به سفر همیشه نه فقط به چشم لذت، بلکه به چشم راهی برای تجربه، و کشف معنا نگاه می کنه این کتاب برام خیلی جالب بود. هر سفری خودش معنا داره ، به شما معنا میده و در خلال اون باعث میشه معناهای بسیاری هم برای شما رمزگشایی بشه.

در زمانه ای که همه به دنبال نور می دوند و لحظه ای تحمل تاریکی ندارند، تو لحظه ای در این تاریکی بنشین، زیر سایه ای تا اتفاقا در تاریکی ها دقیق تر ببینی. نوع نگاه این کتاب به دوگانه ی نور-تاریکی بسیار جالبه. این کتاب این ایده ی کلیشه ای رو زیر سوال می بره که همیشه نور استعاره ای از تمامی چیزهای مثبت و تاریکی استعاره ای از تمامی چیزهای منفی است.

از بهترین کتاب هایی که خوندم و قطعا توصیه ش می کنم. "روح پراگ| تلاشیه برای درک فضای شهر با درنظر گرفتن بسترهای اجتماعی سیاسی و خاص دوره ی خودش. "پراگ"، که جزو زیباترین شهرهای اروپا شناخته میشه تاریخ عجیبی رو پشت سر گذاشته و تمام این ها تاثیر در فضای این شهر داره یک شهر پر از اندوه و امید همزمان، پر از زیبایی و تناقض و پر از تاریخی که در تک تک قسمت های اون جریان داره.

روح پراگ

«همکار» یک تریلر روان‌شناختی پرتعلیق است که از یک موقعیت ظاهراً معمولی در محیط کار، فضایی پر از شک، راز و بی‌اعتمادی می‌سازد. نقطه قوت کتاب، بازی با برداشت خواننده از شخصیت‌هاست؛ هرچه داستان جلوتر می‌رود، اطلاعات جدید باعث می‌شود به قضاوت‌های قبلی خود شک کنیم. ریتم داستان خوب است و رازها به‌تدریج آشکار می‌شوند، هرچند برخی پیچش‌ها و رفتارهای شخصیت‌ها می‌توانست طبیعی‌تر و ظریف‌تر پرداخت شود. در مجموع، کتابی سرگرم‌کننده و خوش‌خوان برای علاقه‌مندان به تریلرهای روان‌شناختی و داستان‌های رازآلود است. امتیاز من: ۴ از ۵

همکار

«خدمتکار» با ترکیب راز، تعلیق و بازی روانی با خواننده، داستانی است که به‌راحتی نمی‌توان آن را کنار گذاشت. نقطه قوت اصلی کتاب، ایجاد سؤال‌های مداوم و تغییر قضاوت خواننده درباره شخصیت‌هاست؛ هرچه بیشتر پیش می‌رویم، مرز میان قربانی و مقصر مبهم‌تر می‌شود. ریتم داستان سریع و فصل‌ها کوتاه و کشش‌زا هستند، هرچند بعضی پیچش‌ها کمی بیش از حد برای غافلگیر کردن طراحی شده‌اند و از نظر منطقی می‌توانستند ظریف‌تر باشند. در مجموع، «خدمتکار» یک تریلر روان‌شناختی سرگرم‌کننده و پرکشش است و برای کسانی که از رازهای خانوادگی، شخصیت‌های دوپهلو و پایان‌های غافلگیرکننده لذت می‌برند، انتخاب مناسبی است. امتیاز من: ۴.۵ از ۵

خدمتکار‮

«دروغ پنهان شوهر بیوه‌زن» یک معمای خانوادگی خوش‌ریتم است که با تکیه بر رازهای قدیمی، دروغ و بی‌اعتمادی، خواننده را تا پایان درگیر نگه می‌دارد. نقطه قوت کتاب، ایجاد حس کنجکاوی و آشکار کردن تدریجی اطلاعاتی است که باعث می‌شود درباره شخصیت‌ها و انگیزه‌هایشان مدام تجدیدنظر کنیم. با این حال، بعضی از پیچش‌های داستانی کمی قابل پیش‌بینی‌اند و شخصیت‌پردازی می‌توانست عمق بیشتری داشته باشد. در مجموع، کتابی سرگرم‌کننده و مناسب علاقه‌مندان به معماهای خانوادگی و رازهای پنهان است. امتیاز من: ۴ از ۵

در عین سادگی با یه کتاب فلسفی که با تمثیل میره جلو روبرویین که از معنویت زندگی شخصی حرف میزنه شاید خیلیا بگن کلیشه ایه ولی بیشتر به نگاه خودتون به کائنات برمیگرده

کیمیاگر