«پسری که کتابی رو میسوزونه علیه پدرش و قوانینی که توی اون کتاب اومده قیام میکنه. ولی پدری که اثرش رو میسوزونه پسرش رو از اسم و قوانین خودش محروم میکنه. کتابسوزی اون نقطهایه که رشتهی پیوند پدر و پسر میبُره.»
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
قانون چهارم میگه، همیشه کمتر از حد نیاز صحبت کنید. دو دلیل اصلی این قانون ۱. حفظ ابهام و قدرت: وقتی کمتر حرف میزنی، افراد نمیتونند دست شما رو بخونند. سکوتت، یک هاله مرموز و قدرتمند بهت میده. ۲. جلوگیری از لو رفتن نقطه ضعف: هر چی کلمات بیشتری از دهانت خارج بشه، احتمال اینکه اطلاعات اضافهای بدی یا ناخواسته نقطه ضعفی رو فاش کنی، خیلی بیشتر میشه.
برای حذف کردن آدمهای سمی، هیچوقت احساس گناه، خجالت و پشیمونی نکنید، فرقی هم نمیکنه از بستگانتون باشه یا کسی که دوسش دارید یا یه آشنای تازه، مجبور نیستید کسی که باعث ناراحتی شما میشه جایی تو زندگیتون داشته باشه.
“We knew there was a chance we might die, yes, but privately we thought we’d be okay. We were anticipating defeat, but also, and at the same time, thinking that we might somehow manage to come through after all. This wasn’t just me; for most of us, especially the younger ones, our hopes outweighed our fears.”
- تو به عنوان یک کارآگاه سه تا چیز کم داری. + مثالا؟! - انگیزه ، مسیر و هدف.
Nothing was done to us—we were simply placed in a complete void, and everyone knows that nothing on earth exerts such pressure on the human soul as a void.
بعضیها میگن خدا خودش هوای آدمها رو داره! ولی خدا اصلا براش مهم نیست!
We get trapped in our own little bubbles, and even though the world is a wide and mysterious place, our bubbles keep us safe from that. To our detriment.
I hated the world that wouldn’t let me apply justice without the certain retaliation of injustice.
آدم ممکنه از حکومت متنفر باشه، ولی هیچوقت این حس رو به کشورش نداره. وطن آدم، وطنشه. همیشه.
فقط یک هنر را باید یاد بگیری و آن هم تحمل است ، تحمل.
حس کردم هر آنچه به زندگی وصلم میکند لز بین رفته. حس کردم از همهچیز گسستهام.
«من... من این کتابهای هری پاتر رو دیروز خریدم. فرصت نکردم زیاد پیش برم، اما، میدونی دیگه...» «چی باعث شد نظرت عوض بشه؟» «من... من مبدونم که هری پاتر برات مهمه» «هری پاتر برای همه مهمه.»
اگر آدمها را دوست نداشته باشی، نمیتوانند اذیتت کنند.
ما با درد و رنج رشد میکنیم. در شرایط سخت، رشد میکنیم. به همین دلیل است که باید سختیهای زندگی را در آغوش بگیری. من برای افرادی که هیچ مشکلی در زندگی ندارند، تاسف میخورم. کسانی که هیچوقت مجبور نمیشوند در شرایط سخت قرار بگیرند. آنها این موهبت را از دست میدهند. آنها جادو را از دست میدهند.
تنها صدا زدن نام او باعث میشود با او احساس صمیمیت داشته باشم، به نوعی به او احساس نزدیکی کنم. و حالا دلم میخواهد تا ابد نامش را بر زبان برانم تا روزی که از طعم و صدای آن مست شوم.
اکنون بر روی نیمی از جهان ، طبیعت مردهوار خفته است . و رویا های شریر در پی آزار خواب در پرده آرمیده اند . و تو ای زمین آسوده استوار ، تو نیز مشنو که گام هایم به کدامین سو رواناند . مبادا که سنگ هایت ، زبان به یاوهدرایی بگشایند و این وحشت را که در خور این ساعت است از آن بزدایند .
-قهوه ۱۵۰۰ وون بود. اون ها هم داشتن همون قهوه رو می خوردن. پس حتما می دونستن که قیمتش چنده. بهم بگو یعنی من لیاقت نوشیدن یه فنجون قهوه ۱۵۰۰ وونی رو ندارم؟ برای من فرقی نمی کنه ۱۵۰۰ وون یا ۱۵ میلیون وون. به کسی ربطی نداره که من با پولی که شوهرم درآورده چیکار می کنم. مگه ازت دزدی کردم؟ به شدت دارم عذاب میکشم که این بچه رو به دنیا آوردم. برنامه زندگی، حرفه، رویاها، تموم زندگیم، خودم، از همه چی گذشتم تا بچهمون رو بزرگ کنم. حالام تبدیل شدم به یه حشره موذی. باید چی کار کنم؟
- قدیما زندگی شخصی نویسنده ها از نوشته هاشون جالب تر بود. امروزه روز نه زندگی هاشون جذابه نه نوشته هاشون.
خون در زمین فرو نرفت. روی زمین پخش شد. از زیر هر سنگ جوشید و جوشید و به راه افتاد. هر کس آن را میدید میفهمید جایی بیگناهی را کشتهاند.
