خیلی بد. واقعا بد.
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
کتاب خیلی خوبیه مثلا برای خوندن چن دقیقه و اگر ریدینگ اسلامپ شده باشین از ریدینیگ اسلامپی در تون میاره من لذت بردم و برای یه بعد از ظهر کتاب خیلی عالییی هستت پیشنهاد میشهه
کتاب سنگینی هست ، ولی اگر وقت بذارید براش پشیمون نمیشید.
بیگانه بیش از هر چیز دربارهی صداقت انسانی در جهانی پر از تظاهر و قضاوت است. مورسو حتی برای مرگ مادرش هم احساساتی را که ندارد به نمایش نمیگذارد، مادرم امروز مرد، شاید هم دیروز نه لزوماً نشانهی بیاهمیتی، بلکه نشانهی صادقبودن اوست. انگار کامو میپرسد: در جهانی که از ما میخواهد نقش آدم درست را بازی کنیم، سرنوشت کسی که حاضر نیست تظاهر کند چیست؟ و پاسخ، تلخ است: گاهی جامعه آدم صادق را نه به خاطر دروغهایش، بلکه به خاطر بازی نکردنش مجازات میکند.
رمان خیلی قشنگی بود و البته داستان خیای قشنگی هم داشت من خیبی خوشم اومد از این کتاب مخصوصا کل کل های کای و پیدین 🤣🥹
این کتاب برام فراتر از یه اثر روانشناسی بود؛ فرانکل با تجربهی مستقیم از اردوگاههای نازی نشون میده که حتی در قلب رنج هم میشه معنا ساخت، و همین معناست که در برابر مثلث رواننژندی جمعی (افسردگی، پرخاشگری، اعتیاد) از انسان محافظت میکنه. با مرور تجربههای خودم از سختیهای تحصیل و مالی و جسمی، فهمیدم این نگرش رو ناخودآگاه همیشه داشتم؛ این کتاب فقط بهش اسم و چارچوب داد. اما به نظرم لوگوتراپی یه مرز مشخص داره: برای تحمل و عبور از رنجهای آگاهانهی وجودی عالی عمل میکنه، ولی برای الگوهای ناخودآگاهی که ریشه در تروماهای کودکی و دلبستگی دارن، کافی نیست و نیاز به ریشهیابی واقعی و عمیقتری داره که از جنس کار روانکاویه، نه صرفاً معناسازی. در نهایت این کتاب یه دیدگاه ضروری و انسانی به رنجه، اما ابزاریه، نه جایگزین کامل برای فهم عمیق ناخوداگاه.
درونمایه کتاب مربوط ب وطن و شجاعت بود اما با توصیف یک داستان عاشقانه در دل جنگ…
یکیاز بهترین جناییهایی که تا حالا خوندم. داخل پلاتتوییستها باز هم پلاتتوییست بود. واقعا برای اولین اثر نویسنده خیلی شاهکاره. به شدت پیشنهاد میکنم.
رمان خوبی بود ولی یکم داستان غافلگیر کننده ای داشت و داستان مثلا یه دفعه اتفاق می افتاد و ادم رو غافلگیر میکرد و اخرش یکم بد تمون شد
خیلی کتاب خاص و قشنگیه، جزئیات فوق العاده ای داره و داستانش جدید و فانتزیه و جدا از همه ی این ها حس کنجکاوی و غلغلک میده تا ادامه بدی و بفهمی داستان چیه.🥹
رمان عاشقانه ای که افکار بهم ریخته سن بلوغ رو نشون میده، درگیری ها و دغدغه های رابین بین آدما عاشقانه قشنگی بود و قلم خیلی خوبی داره از عمق داستان هم مسئله مهمی رو میتونین به خودتون یادآور بشین که کل پوینت داستان همونه.
يكی از زيباترين كتاب هایی بود كه خوندم؛ هميشه اين رو بايد سرلوحه خودمون قرار بديم: carpe diem يا دم را غنيمت شمار. «مثل ناكس برای خواسته هامون تلاش كنیم و به خودمون فرصت بدیم تا به دستشون بياریم. » « مثل چارلی جسور باشیم، حتي اگه دنيا باهامون سر جنگ داشته باشه. » «مثل تاد اندرسون حق هيچ مظلوم و بی گناهی رو پايمال نكنیم حتی اگه آسايش خودمون به خطر بيفته.» و مثل نيل.. « حتی اگه شده يك دم… اون چیزی باشیم كه قلبمون ميگه… » ⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️
از سری کتاب هایی که قلب آدم و از سینه اش بیرون میکشه.واقعا خیلی قشنگ بود حتما بخونیدش.
بعضیا خیلی با این کتاب مشکل داشتن و انتظاراتشون خیلی بالا بود، ولی خب این یک رمان عاشقانه هست چه انتظار خاصی میشه ازش داشت؟ داستان سرگرم کننده ای بود و به موضوع خوبی پرداخته بود، اینکه ما همیشه میگیم زن چرا ظلم رو تحمل میکنه و هیچوقت نمیگیم مرده چرا بهش ظلم کرده، به نظرم موضوع مهمیه که توی قلب داستان بازش کرده. اگر داستان عاشقانه دوست دارید بخونیدش.
«گربهای که ذن یاد میداد» دربارهی **آرامش، زندگی در لحظه و رها کردن نگرانیها**ست؛ گربه با رفتار سادهاش به انسان یاد میدهد کمتر فکر کند و بیشتر زندگی کند
با ترجمه آقای رستگار در حال خوندن کتاب هستم و به نظرم از ترجمه خانم آهی روان تر هست و من خیلی راضی ام البته ترجمه خانم آهی ادبی تر هست
کتاب خیلی قشنگی بود من لذت بردم از جلد یک قشنگ تر بود
کتاب **«تکههایی از یک کل منسجم»** نوشتهی پونه مقیمی، دربارهی خودشناسی، احساسات و روابط انسانی است و به ما کمک میکند خودمان و احساساتمان را بهتر بشناسیم و بپذیریم.
کتاب ملایم و قشنگی بود ما همیشه با خودمون میگیم "نه اگه اینجوری بود زندگیم خوشحال تر بودم یت قلان کار رو میکردم" این کتاب یادآوری میکنه که هیچ زندگی ای بی نقص نیست ارزش خوندن داشت
«وحشتناکترین نوع آدمخواری، خوردنِ گوشتِ بدن نیست؛ وحشتناکترین نوع آن، بلعیدنِ روح و معنای زندگیِ دیگری است، آن هم با لبخندی از سرِ بیتفاوتی.» فکر میکنم ژان تولی علاوه بر خشونت فیزیکی خشونت روانی رو هم توی این کتاب به خوبی به تصویر کشیده.
