خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

خیلی احمقانه است که بگویی نمیتوانم آنچه را سرنوشت برایم رقم زده ، تحمل کنم

جین ایر

بهتر است صبورانه درد و رنجی را که هیچکس متوجهش نمی شود ، تحمل کنی تا این که با یک عمل عجولانه هم خودت و هم بستگانت را به دردسر بیندازی .

جین ایر

هنوز اینجا بوی خون می‌دهد، تمام عطرهای عربستان هم به این دست کوچک بوی دیگری نخواهد داد

مکبث

- مکبث: این دست‌ها جنایت بزرگی مرتکب شده‌اند. آیا خون آن‌ها پاک خواهند شد؟ آیا الههٔ اقیانوس‌ها می‌تواند خون را از دستان من بشوید؟ نه، این دست‌ها می‌توانند هر اقیانوسی را قرمز کنند. - لیدی مکبث: اکنون دستان من هم به سرخی دستان توست. اما قلب من مانند قلب تو سفید نیست. ترس را رها کن. از دروازهٔ جنوبی صدای کوبیدن در می‌آید. با کمی آب دستان ما پاک خواهد شد. تنها باید از شر افکار خود خلاص شوی و از غرق شدن در آن‌ها جلوگیری کنی.

مکبث

فردا و فردا و فردا با گام‌های کوتاه و شمرده‌ی روزان پیش می‌خزد تا آخرین بخش‌بخشِ زمانِ نگاشته؛ و دیروزها همه‌سر ابلهان را راه نموده است به‌سوی مرگِ خاک‌آلود. فرومیر، آی، ای شمعک، فرومیر، آی، که نباشد زندگانی هیچ الا سایه‌ای لغزان و بازی‌های بازی‌پیشه‌ای نادان که بازد چند گاهی پر خروش و جوش نقشی اندرین میدان و آنگه هیچ! زندگی افسانه‌ای‌ست کز لب شوریده‌مغزی گفته آید، سر به سر خشم و خروش و غرش و غوغا، لیک بی‌معنا از ترجمه داریوش آشوری

مکبث

کاردن: ((هرچقدر که دوست داری مسخرم کن . مهم نیست که اونموقع چه تصوراتی داشتم ، الان من هستم که واسه یه حرف محبت آمیز از دهن تو التماس میکنم.))...(( درکنار تو من همیشه پر از خواهشم. ))

تصویر پروفایل HoseinHosein@hosenجمله

چرا پیرمردها این‌قدر زود بیدار می‌شوند؟ آیا برای این است که روز طولانی‌تری داشته باشند؟

پیرمرد و دریا

«هیچ مدرسه، هیچ جلسهٔ درمانی، هیچ میزان پولی وجود ندارد که شما بتوانید خرد و قدرتی را که پس از شکست و اشتباه به دست می‌آورید، به شما بدهد.» 👤راشل سیمولز مربی ارشد دانشگاه اسمیت

من دل و جرعت نداشتم آزادی را به بهای گزاف خفت و خواری ، به جان بخرم .

جین ایر

آن بشقاب دیگر ارزش سابق را برایم نداشت ، مانند تمام چیز هایی که مدت ها انتظارشان را می کشیم اما وقتی به دستشان می آوریم دیگر آن لطف و ارزش سابق را ندارند .

جین ایر
تصویر پروفایل ali23ali23@ali23جمله

من از خاک پای تو بالین کنم. /. ز فرمانت آرایش دین کنم ز. تو چشم آهرمنان دور باد. /. دل و جان تو خانه‌ی سور باد

شاهنامه
تصویر پروفایل ali23ali23@ali23جمله

اگر چرخ گردان کشد زین تو. /. سرانجام خشت است بالین تو

شاهنامه
تصویر پروفایل ali23ali23@ali23جمله

دریغ است ایران که ویران شود /. کنام پلنگان و شیران شود

شاهنامه
تصویر پروفایل ali23ali23@ali23جمله

نباشد بدایران ، تن من مباد / چنین دارم از موبد پاک یاد

شاهنامه

گرامشی، یک رهبر سوسیالیست اتحادیه‌ی کارگری را برای تمجید از پرولتاریا به مثابه‌ی طبقه‌ای «با دستانی پینه‌بسته و مغزی که با فرهنگ و بیماری مدرسی آلوده نشده است» به باد انتقاد گرفت. گرامشی اعتقاد داشت که طبقات استثمارشده بدون فرهنگ هرگز نمی‌توانند امیدوار باشند که نقش خود را در تاریخ یا حقوق یا وظایف خود را درک کنند. وی در ادامه توضیح داد که محرک آزادی و تغییر اجتماعی از فرایند «تأمل خردورزانه» نشئت می‌گیرد و به این دلیل است که «کار شدید انتقادی، نفوذ فرهنگی و گسترش ایده‌ها مقدم بر هر انقلابی قرار دارد…

حالا مالا هم مثل من از وطنش دور شده بود. آن‌هم فقط بخاطر ازدواج با من. حتم داشتم وقتی از هند بیرون می‌آمده، هیچ تصوری از جایی که می‌رود نداشته.

مترجم دردها