خانه کتاب بی

اشراف ‍زاده ای در مسکو

نویسنده:امور تولز
هنوز امتیازی ثبت نشده
۵۸ بازدید

معرفی کتاب اشراف ‍زاده ای در مسکو

«اشراف‌زاده‌ای در مسکو» رمانی خوش‌پرداخت و دلنشین از امور تولز است که در فضای پرجزئیات و محدودکننده‌ی هتل متروپل، در مسکوِ پس از انقلاب روسیه می‌گذرد. داستان مردی از طبقه اشراف را دنبال می‌کند که ناگهان با جهانی تازه و آشفته روبه‌رو می‌شود؛ جهانی که در آن شأن اجتماعی گذشته دیگر معنای سابق را ندارد و باید راهی برای زیستن در زمانه‌ای جدید پیدا کرد. رمان بیش از آن‌که بر حادثه‌های بیرونی تکیه کند، بر روابط انسانی، عادت‌های روزمره، خاطره، انزوا و سازگاری تمرکز دارد. شخصیت اصلی با حضور در فضایی بسته اما زنده، میان مهمان‌ها، کارکنان هتل و دگرگونی‌های سیاسیِ بیرون از دیوارهای آن، آرام‌آرام وجهی تازه از خودش را کشف می‌کند. همین تضاد میان وقار قدیمی و واقعیت پرهیاهوی زمانه، به کتاب حال‌وهوایی صمیمی، هوشمندانه و گاه طنزآلود می‌دهد. اگر به رمان‌هایی علاقه دارید که هم شخصیت‌محور باشند و هم لایه‌ای از تاریخ و تغییرات اجتماعی را در خود داشته باشند، این کتاب انتخاب جذابی است. نثر روان، جزئیات دقیق و فضای گرم و انسانی اثر باعث می‌شود «اشراف‌زاده‌ای در مسکو» هم برای خواندنِ آرام مناسب باشد و هم برای فکر کردن به معنای خانه، هویت و ادامه‌دادن زندگی در میانه‌ی تحول.

مشخصات کتاب اشراف ‍زاده ای در مسکو

صفحات
559
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
ISBN
-
چاپ اول
2016

نسخه‌ها و ترجمه‌های موجود

درباره امور تولز

تصویر امور تولز

امور تولز

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های اشراف ‍زاده ای در مسکو

افزودن جمله
Luna

@tilunix · ۲۶ شهریور ۱۴۰۵

«از جوانى بايد ياد بگيريم كه با دوستان وخانواده مان خدا حافظى كنيم. والدين و خواهر و برادرمان را از دور در ايستكاه مىبينيم؛ به ملاقات عموزاده هايمان میرويم، به مدرسه میرويم، به نظام میپیونديم؛ ازدواج میکنيم يا به خارج از كشور سفر میكنيم،اين بخشى از تجربه ى بشرى است. که دائما شانه هاى يك دوست خوب را مىگيريم و براى او ارزوى سلامتى میكنيم و با تصور اينكه زود به زود خبرى ازاو به ما مى رسد، خود را تسلى مى دهيم، اما تجربه كمتربه ما مى آموزد كه چگونه با عزيزترين دارایی هايمان وداع كنيم، اكر چنین میکرد، ما از چنين آموزه اى استقبال نمیكرديم، چون درنهايت عزيزترين دارايى هايمان را سفت تراز دوستانمان مى چسبيديم، با صرف هزينه و زحمت بسيار آنها را ازاينجا به آنجا میبرديم؛گردگيریشان میکرديم و جلايشان مىداديم و كودكانى كه نزديك آنها بازى میکردند سرزنش میكرديم.»

Luna

@tilunix · ۲۶ شهریور ۱۴۰۵

«"پادشاه پشت قلعه اش سنگر می‌گیرد و اشراف زاده پشت میز تحریزش"»

صفحه ۲۵ · سفیر

دیدن همه‌ی جمله‌ها

فعالیت خواننده‌ها

۱ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب اشراف ‍زاده ای در مسکو

هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.