خانه کتاب بی

آئورا

Aura

ناشر: نشر نی
۱۲۷ بازدید

معرفی کتاب آئورا

«آئورا» رمان کوتاه و رازآلود کارلوس فوئنتس، خواننده را به خانه‌ای قدیمی و نیمه‌تاریک در مکزیکوسیتی می‌برد؛ جایی که زمان، حافظه و واقعیت مدام در هم می‌لغزند. داستان با ورود یک تاریخ‌نگار جوان به خانه‌ای مرموز آغاز می‌شود و کم‌کم فضایی می‌سازد که در آن مرز میان گذشته و حال، دلبستگی و وسواس، و رؤیا و بیداری از هم می‌پاشد. در مرکز این روایت، زنی سالخورده به نام کنسوئلو و دختر-همزادگونه‌اش آئورا قرار دارند؛ شخصیت‌هایی که حضورشان حال‌وهوای اثر را به سمت تعلیق، دلهره و جذابیتی وهم‌آلود می‌برد. فوئنتس با نثری فشرده و تصویری، خانه را به صحنه‌ای زنده تبدیل می‌کند؛ صحنه‌ای که هر اتاق و هر سایه‌اش چیزی از گذشته را پنهان کرده است. «آئورا» بیش از آن‌که فقط یک داستان عاشقانه یا معمایی باشد، تجربه‌ای ادبی درباره حافظه، هویت و میل است. اگر به رمان‌های کوتاه اما عمیق، فضای مرموز، و آثاری با رنگ‌وبوی رئالیسم جادویی و ادبیات آمریکای لاتین علاقه دارید، این کتاب انتخابی بسیار مناسب است.

مشخصات این نسخه

صفحات
94
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
قطع
-
ISBN
-
تاریخ چاپ
۱۴۰۴
محل دسترسی
فروشگاه
وضعیت فروش
ناموجود برای خرید

نسخه‌ها و ترجمه‌های دیگر

درباره کارلوس فوئنتس

تصویر کارلوس فوئنتس

کارلوس فوئنتس

Carlos Fuentes

کارلوس فوئنتس نویسنده، رمان‌نویس و اندیشمند برجستهٔ مکزیکی بود که در ادبیات اسپانیایی‌زبان جایگاهی مهم دارد. او با نگاهی ژرف به تاریخ، سیاست و هویت آمریکای لاتین می‌نوشت و آثارش اغلب میان واقعیت، خاطره و خیال حرکت می‌کنند. فوئنتس در نوشته‌هایش تلاش می‌کرد گذشتهٔ استعمارزدهٔ مکزیک و تنش‌های اجتماعی جهان معاصر را به زبانی ادبی و پرکشش بازتاب دهد. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به «مرگ آرتِمیو کروز» و «پوست انداختن» اشاره کرد. نثر او معمولاً چندلایه، تأمل‌برانگیز و آمیخته با دغدغه‌های تاریخی و فلسفی است. فوئنتس علاوه بر رمان‌نویسی، در عرصهٔ مقاله‌نویسی و نقد فرهنگی نیز فعال بود و در شکل‌دادن به چهرهٔ ادبیات مدرن مکزیک نقش پررنگی داشت.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های آئورا

افزودن جمله
هنوز جمله‌ای ثبت نشده؛ اولین جمله رو تو اضافه کن.

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب آئورا

ملیکا

۱۴۰۵/۶/۴

از راوی دوم شخص داستان خوشم نیومد حس هیپنوتیزم میداد انگار میخواست چیزی رو القا کنه. فضاسازی داستان و طرح موضوع و اتفاقی که افتاد خوب پرداخته شده بود و جالب بود ولی بی‌سروته بود به‌نظرم. شبیه به تمرین نویسندگی بود یا شبیه قسمتی از یه داستان. یجورایی ناقص بود؛ وقتی تموم شد فقط گفتم خب که چی؟! چیو میخواست به چالش بکشه؟ چی میخواست بگه؟

علیرضا

۱۴۰۵/۵/۲۴

یک داستان تمام عیار