«وتا هزاران سال خون همه، به كين ما خواهدجوشيد ،كاكا! جامش را سر كشيد وادامه داد: خون سياووشان!»
سووشون
Savushun
معرفی کتاب سووشون
«سووشون» رمانی است ریشهدار در تاریخ و زندگی اجتماعی ایران که در فضای شیرازِ سالهای پرتنش جنگ جهانی دوم میگذرد. سیمین دانشور با نثری روان و تصویری، خانهای اشرافی را در دل شهری ناآرام پیش چشم میگذارد؛ جایی که ترس، سیاست، ناامنی و فشارهای بیرونی آرامآرام به زندگی روزمره راه پیدا میکنند. در مرکز داستان، زنی قرار دارد که میان وفاداری، عشق، مسئولیت و نگاه مستقل خودش به جهان ایستاده است. «سووشون» فقط روایت یک خانواده نیست؛ قصهی آدمهایی است که زیر سایهی تحولات سیاسی و اجتماعی، ناچارند با انتخابهای دشوار، فقدان و مقاومت روبهرو شوند. همین ترکیبِ زندگی شخصی و تاریخ، به رمان حالوهوایی تلخ اما درگیرکننده میدهد. فضای اثر سرشار از جزئیات بومی، حس مکان و شخصیتهایی است که هرکدام بخشی از جامعهی زمانه را نمایندگی میکنند. اگر به رمانهایی علاقه دارید که هم داستانی خواندنی داشته باشند و هم لایههای اجتماعی و تاریخیشان قابل تأمل باشد، «سووشون» انتخابی ماندگار است.
مشخصات این نسخه
نسخهها و ترجمههای دیگر
جملههای ماندگار
نقلقولهای سووشون
«من از بیگانگان هرگز ننالم...که هرچه کرد با من اشنا کرد»
«نژاد شریف انسانیت را می شناسم! این طور که شنیده ام غیراز کشت و کشتار و ضعیف چزانی هنری ندارد🙂💔»
صفحه ۲۲۸ · فصل۱۹
«آدمیزادچیست؟! یکامید کوچک یکواقعه خوش چهزود میتواند از نو دست ودلش را به زندگی بخواند؟ اما وقتی همه اش تو دهنی ونومیدی است آدم احساس میکند که مثل تفاله شده لاشه ای مرداری است که در لجنافتاده 💔»
صفحه ۱۴۶ · 13
«پدر گفت : دوست داشتن که عیب نیست بابا جان دوست داشتن دل آدم را روشن میکند …..»
«در خانه ات درختى خواهد روييد ودرختهايى در شهرت وبسيار درختان در سرزمينت. وباد پیغام هر درختى را به درخت دیگر خواهد رسانيد و درختها ازباد خواهندپرسيد: در راه كه مى آمدى سحر را نديدى!»
«من شعری برای یک درخت که در خاک بروید گفته ام. نام این درخت، درخت استقلال است. این درخت را باید در خون آبیاری کرد نه با آب ، با آب خشک میشود.»
««اما ما غیر از آرزوهای بزرگ، تقصیری نداشتیم.»»
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب سووشون
۱۴۰۵/۷/۷
من زیاد با آثار ایرانی ارتباط نمیگیرم مگه اینکه داستانش قشنگ باشه، این کتابم بد نبود من بیشتر به علاقه بین زری و یوسف جذب شدم.
۱۴۰۵/۶/۲۴
بر خلاف باقی کتاب های ادبیات فارسی با این کتاب کمتر تونستم ارتباط بگیرم و قلم نویسنده و روند داستانی برام جذاب نبود .
۱۴۰۵/۶/۲۰
سووشون حتما آغازگر درخشان رمان فرهنگی-اجتماعی فارسی معاصر است که اتفاقا از تعریف قصهاش بر یک بستر سیاسی تاریخی زیستهی مردم ایران هراس ندارد
۱۴۰۵/۶/۱۸
با ذوق خوندم وتمومش کردم اما واقعا غم انگیز بود و شخصیت زن داستان زری میشد گاهی باهاش ارتباط گرفت وحس هاشو درک کردن دقیقا خیلی از ترس هاش ومشکلاتش درگیری های زن امروزی هم بود وواقعا تلخ بود 💔🥺
۱۴۰۵/۶/۱۵
کاش دنیا دست زنها بود، زنها ک زاییدهاند یعنی خلق کردهاند و قدر مخلوق خودشان را میدانند. قدر تحمل و حوصله و یکنواختی و برای خود هیچکاری نتوانستن را. شاید مردها چون هیچوقت عملا خالق نبودهاند، آنقدر خود را ب آب و آتش میزنند تا چیزی بیافرینند اگر دنیا دست زنها بود جنگ کجا بود؟
۱۴۰۵/۶/۴
سووشون؛ وقتی یک مرگ، دیگر فقط یک مرگ نیست «سووشون» از همان نامش چیزی بیشتر از یک داستان را وعده میدهد. سوگ سیاوش، پیش از آنکه وارد جزئیات زندگی یوسف و زری شویم، به ما میگوید با مرگی روبهرو هستیم که قرار نیست در همان لحظه تمام شود. سیاوش فقط کشته نمیشود؛ مرگش در حافظه میماند، روایت میشود، سوگواری میشود و هر بار در زمان دیگری معنای تازهای پیدا میکند. به همین دلیل، به نظرم مهمترین سؤال «سووشون» این نیست که چرا یوسف کشته میشود؛ سؤال مهمتر این است که بعد از کشته شدن او، چه چیزی در آدمهای باقیمانده تغییر میکند. از این زاویه، یوسف شاید آنقدر که در نگاه اول به نظر میرسد قهرمان اصلی رمان نباشد. او از ابتدا تقریباً میداند چه میخواهد، مرزهایش را میشناسد و حاضر نیست برای حفظ آسایش خود از آنها عبور کند. شخصیت او بیشتر شبیه یک حقیقت آماده است؛ حقیقتی که دیگران هنوز توان دیدنش را ندارند. حتی مرگش هم پایان مسیر او نیست. اتفاق اصلی بعد از مرگ او برای زری رخ میدهد. زری در ابتدای رمان بیشتر از آنکه بخواهد جهان را تغییر دهد، میخواهد جهان کوچک خودش را حفظ کند. خانه، فرزندان، همسر و امنیت خانواده برایش مهمتر از درگیری با دنیایی است که هر روز خطرناکتر میشود. او الزاماً ترسو نیست؛ بیشتر میترسد چیزی را که دوست دارد از دست بدهد. همین تفاوت مهم است. ترس زری از جنس ضعف نیست، از جنس دلبستگی است. و شاید همینجا یکی از ظریفترین کارهای دانشور اتفاق میافتد: جهان بیرون آرامآرام وارد همان محدودهای میشود که زری تصور میکند میتواند از آن محافظت کند. ابتدا چیزهایی کوچکتر از جان آدمها به حریم خانه وارد میشوند؛ بعد فشار، تهدید، مرگ و در نهایت خودِ تاریخ. خانه دیگر جای امنی نیست. زری هرچه بیشتر تلاش میکند زندگی خصوصیاش را از جهان بیرون جدا نگه دارد، بیشتر متوجه میشود چنین جداییای اصلاً ممکن نیست. این حرکت تدریجی زری بارها مورد توجه منتقدان هم قرار گرفته، اما به نظرم میشود یک قدم جلوتر رفت: مسئله فقط «بیدار شدن» زری نیست؛ مسئله فرو ریختن مرزی است که او میان «زندگی من» و «زندگی دیگران» کشیده بود. برای همین، سیاوش در «سووشون» فقط یک نماد برای یوسف نیست. سیاوش نوعی حافظه است؛ حافظهای که قبل از یوسف وجود داشته و بعد از او هم باقی میماند. زری ابتدا این حافظه را نمیشناسد، اما وقتی یوسف کشته میشود، ناگهان چیزی از گذشته در ذهنش زنده میشود. او تازه میتواند معنای آن سوگ قدیمی را بفهمد. روایت سووشون در همین نقطه از یک داستان شخصی فراتر میرود و به چیزی شبیه حافظه جمعی تبدیل میشود؛ انگار آدمها برای فهمیدن بعضی مرگها، به قصههای بسیار قدیمیتر از خودشان احتیاج دارند. پیوند میان سوگ سیاوش و تجربه زری نیز دقیقاً در همین مسیر شکل میگیرد. شاید به همین دلیل است که مرگ یوسف، برخلاف بسیاری از مرگها در داستان، پایان شخصیت او نیست. بعد از مرگش، او تازه در ذهن زری معنای دیگری پیدا میکند. چیزی که در زندگی مشترکشان شاید فقط یک اختلاف نظر یا تفاوت در میزان خطرپذیری به نظر میرسید، بعد از مرگ تبدیل به میراث میشود. و اینجاست که عنوان رمان برای من معنای عمیقتری پیدا میکند. «سووشون» فقط مراسم سوگ یک مرد نیست؛ سوگواری برای چیزی است که با مرگ یک نفر از بین نمیرود. شاید حتی برعکس، مرگ باعث میشود آن چیز از محدوده زندگی یک نفر خارج شود و وارد حافظه دیگران شود. در این خوانش، زری نیز فقط زنی نیست که از ترس به شجاعت میرسد. او زنی است که مجبور میشود معنای «ادامه دادن» را یاد بگیرد. یوسف میتواند بمیرد، اما زری باید بماند. باید بچهها را بزرگ کند، خانه را تحمل کند، فقدان را با خودش حمل کند و در عین حال تصمیم بگیرد با آنچه از یوسف در او باقی مانده چه کند. قهرمانی او شاید دقیقاً در همین «ماندن» باشد؛ در تحمل کردن زندگی بعد از یک فقدان، نه فقط در لحظهای که باید شجاع بود. به همین دلیل، پایان «سووشون» برای من بیشتر از آنکه پایان داستان یوسف باشد، آغاز داستان زری است. مرگ یک نفر، زندگی نفر دیگری را از نو تعریف میکند. و شاید این همان نقطهای باشد که اسطوره از تاریخ جدا نمیماند و وارد زندگی روزمره میشود: سیاوش یکبار کشته نشده است؛ هر نسلی میتواند قصه او را دوباره به یاد بیاورد، اما هر بار از زاویهای تازه. «سووشون» را میتوان رمانی درباره اشغال، قدرت، مقاومت یا حتی بیداری یک زن دانست؛ همه این خوانشها جای خودشان را دارند. اما برای من، چیزی که کتاب را ماندگارتر میکند، همین ایده ساده و تلخ است: بعضی آدمها با مرگشان از زندگی ما حذف نمیشوند؛ تبدیل به بخشی از حافظه ما میشوند. و شاید به همین دلیل است که «سووشون» بیش از آنکه داستان مرگ یوسف باشد، داستانِ چیزی است که پس از مرگ او در زری آغاز میشود.
۱۴۰۵/۵/۲۸
«سووشون» فقط روایت یک خانواده در روزهای اشغال ایران نیست؛ داستانی درباره ترس، مقاومت، اخلاق و انتخاب در زمانهای است که سکوت میتواند به اندازه خیانت معنا داشته باشد. سیمین دانشور با محور قرار دادن زری، تغییر تدریجی زنی را نشان میدهد که از تلاش برای حفظ امنیت خانواده به درک مسئولیت اجتماعی و ایستادگی میرسد. فضای تاریخی رمان بهخوبی با زندگی شخصی شخصیتها گره خورده و باعث میشود سیاست و تاریخ، چیزی جدا از زندگی روزمره نباشند. نقطه قوت کتاب، شخصیتپردازی و فضای ملموس آن است، هرچند در بخشهایی ریتم روایت کند میشود. در مجموع، «سووشون» رمانی ماندگار درباره هزینه انتخاب اخلاقی در شرایطی است که بیطرف ماندن هم خودش یک انتخاب محسوب میشود. امتیاز: ۴.۵ از ۵
۱۴۰۵/۵/۲۷
بنظرم واقعا یه کتاب اورریتدده در کمال احترام برای تعریف و تمجید خیلیا درسته که این اثر نوشته یه زن ایرانیه دوره معاثره ولی باید بگم شما قبل خوندنش فک میکنی چون تو دوره ی مهم و سخت تاریخ ایرانه خیلی باید به بخش سیاسی و تاریخیش پرداخته بشه،اصلا شاید دلیل انتخابت از این کتاب برای همین موضوع باشه ولی نویسنده ده درصد کتاب رو به مقاومت در برابر فشار بیگانگان و استعمار میپردازه بقیش صرفا روزمرگیه این خانوادست که اونم وقت بذارین فیلمشو ببینید خیلی براتون جالت تره
۱۴۰۵/۵/۲۴
سووشون بیشتر از اینکه فقط یک رمان درباره اشغال ایران باشد، درباره انتخاب آدمها در شرایط بحرانی است؛ اینکه وقتی امنیت و مسئولیت اخلاقی روبهروی هم قرار میگیرند، چه انتخابی میکنیم. فقط یه داستان خانوادگی نیست؛ توی دل داستان، ردّ استعمار و دخالت بیگانهها توی زندگی مردم هم خیلی پررنگه. از طرفی میشه کتاب رو از نگاه پسااستعماری هم دید؛ اینکه آدمها چطور با سلطه، از دست دادن اختیار و حفظ هویت خودشون درگیر میشن. تغییر زری هم خیلی جذاب و مهمه، زنی که کمکم از ترس و محافظهکاری فاصله میگیره و به سمت آگاهی و ایستادگی میره.
۱۴۰۵/۴/۲۷
افرادی که این کتاب رو میخونن به 2 دسته تبدیل تقسیم میشن، یا دوستش دارن یا خیلی معمولیه این کتاب از نظرشون. من نتونستم این کتاب رو تموم کنم. برام جذابیتی نداشت
۱۴۰۵/۴/۱۰
تو دوره تاریخی مهمی بود که به داستان کتاب هم ربط داشت اما نمیدونم چرا نویسنده تصمیم گرفت هیچی از تاریخ و اتفاقایی که داشت میوفتاد نگه. به نظرم ارزش این همه تعریف رو نداره با کمال احترام
















