«چرا بعضی از دخترها باید همه چیز گیرشان میآمد و بعضی دیگر هیچی؟ عادلانه نبود!»
قصر آبی
The Blue Castle
معرفی کتاب قصر آبی
«قصر آبی» رمانی دلنشین و آرامگیر از ال. ام. مونتگمری است که با حالوهوای روستایی، نثر لطیف و شخصیتپردازی ظریفش شناخته میشود. داستان درباره زنی جوان به نام والنسیا است که سالها در فضای خشک، محدود و تحقیرآمیز خانوادهاش زندگی کرده و حالا در آستانه تغییری مهم، فرصت پیدا میکند دوباره به خودش و خواستههایش فکر کند. فضای رمان میان روزمرگیهای تلخ، خیالپردازیهای شیرین و امیدی آرام نوسان دارد. مونتگمری با مهارت، تنهایی، رهایی، عشق و حقِ زیستن برای خود را در مرکز روایت قرار میدهد؛ بیآنکه لحن اثر را سنگین یا موعظهگر کند. حضور طبیعت، سکوتهای معنادار و نگاه انسانی نویسنده باعث شده «قصر آبی» هم احساسی باشد و هم تأملبرانگیز. اگر به رمانهایی علاقه دارید که از دل محدودیت، راهی به سوی روشنایی باز میکنند و شخصیت اصلیشان قدمبهقدم دگرگون میشود، این کتاب انتخابی بسیار مناسب است. «قصر آبی» بیشتر از آنکه بر حادثه تکیه کند، بر حس، فضا و بیدارشدن درونی یک زن تمرکز دارد و همین ویژگی آن را به اثری ماندگار و خواندنی تبدیل کرده است.
مشخصات این نسخه
نسخهها و ترجمههای دیگر
جملههای ماندگار
نقلقولهای قصر آبی
«وقتی نمیتوانی طعمه به قُلاب کنی، رفتن پی ماهیگیری بیفایده است.»
«يک بشقاب سيب، آتش شومينه ويک كتاب خوب براى خواندن جایگزین خوبى براى بهشت است.»
«عشق! این تسخیر جسم و روح و ذهن عجب گزنده، عذابآور و بیاندازه شیرین بود!»
«دانستم که بدون تو نمی توانم زندگی کنم.»
«دنیا دوباره خوب شد، چون تو در آن بودی عزیزم. دلم می خواست برای همیشه همان طور که بودیم به زندگی ادامه دهیم.»
صفحه ۴۱۱
«تو باعث شدی دوباره به واقعی بودن عشق و دوستی ایمان بیاورم.»
صفحه ۴۱۱
«کسی را یافته بود که به او نیاز داشت.»
صفحه ۱۶۴
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب قصر آبی
۱۴۰۵/۵/۲۴
برای من از بقیه کتاب های کلاسیک متفاوت بود. انگار حتی نویسنده هم به دنبال رهایی از قید و بند دنیای ادبیات کلاسیک بوده. دوستش داشتم هرچقدر بیشتر به پایان کتاب نزدیک میشد برام جذاب تر میشد.
۱۴۰۵/۴/۱۱
من از ژانر کلاسیک فراریم اما این کتاب تونست منو تا اخرش بکشونه و نزاره جند بار ولش کنمو از اول بخونم. در کل فوق العاده نیست اما خوبه و ارزش یه بار خوندن داره.
۱۴۰۵/۴/۱۰
یک اثر کلاسیک که اسمش کنار بزرگان این ژانره ولی واقعا به بزرگی اسمش نیست. داستان قشنگ و راحت خوانیه ولی اگر بعد آثاری مثل جین ایر و بلندی های بادگیر میاید سراغش، شاید نتونه راضیتون کنه. ولی به خوندنش، میرزه.
۱۴۰۵/۵/۳۰
دلنشین بود , دختری معمولی که یک با یک اشتباه جسارت زندگی کردن رو به دست میاره و چقدر زیبا نشون میده انسانها بابت قضاوت نابجا دیگران فرصتهای زندگی متفاوتی که حتی ممکن هست خیلی بهتر هم باشه رو از خودشون دریغ میکنن.
۱۴۰۵/۶/۸
قصر آبی؛ روایت شهامت در زندگی «قصر آبی» روایت دختریست که شاید بتوان گفت بهواسطهی یک اشتباه، شهامت تغییر کردن و ساختن زندگی دلخواهش را پیدا میکند. داستان تا حدی کلیشههای رایج قصهها را به هم میزند و همین باعث میشود مسیرش متفاوت و دوستداشتنی باشد. فضای شیرین و صمیمی کتاب هم از همان ابتدا مخاطب را با خودش همراه میکند و باعث میشود بهراحتی جذب داستان شوید. برای من، یکی از نقاط ضعف کتاب توصیفات بیش از اندازهی محیط بود. تشبیههای مداوم دربارهی شب و روز، طبیعت، فضا، زمستان و… از جایی به بعد کمی کلافهکننده میشد و احساس میکردم میتوانست مختصرتر باشد. اما در مقابل، پایان زیبای داستان یکی از نقاط قوتش بود. کتاب خوشبختانه گرفتار اطنابهای بیهوده، دوریهای طولانی و اتفاقات آبکی و خستهکننده نمیشود؛ و همین باعث میشود وقتی به صفحهی آخر میرسید، با آسودگی خاطر کتاب را ببندید. برای من، «قصر آبی» بیش از هر چیز، داستان جسارت بود؛ جسارتِ اینکه یک روز از زندگیای که دیگر دوستش نداری بیرون بیایی و بالاخره انتخاب کنی زندگی را آنطور که خودت میخواهی زندگی کنی.
















