«برای تو، هزار بار.»
بادبادک باز
The Kite Runner
معرفی کتاب بادبادک باز
«بادبادکباز» رمانی است درباره دوستی، گناه، وفاداری و زخمی که سالها در دل میماند. داستان در فضای افغانستانِ پیش از جنگ و سپس سالهای آشوبزدهٔ مهاجرت پیش میرود و از چشمانداز پسری به نام امیر، رابطهٔ پیچیدهاش با حسن و سایهٔ سنگین یک خطای قدیمی را روایت میکند. خالد حسینی با نثری روان و احساسی، جهانی میسازد که در آن هم صمیمیت کودکی هست و هم تلخیِ فقدان، ترس و پشیمانی. بادبادکها در این رمان فقط یک عنصر بومی یا خاطرهانگیز نیستند؛ نمادیاند از رقابت، رؤیا، شکست و تلاشی دیرهنگام برای جبران گذشته. این کتاب برای کسانی مناسب است که رمانهای شخصیتمحور و داستانهای عمیق و تأملبرانگیز را دوست دارند. «بادبادکباز» هم یک روایت انسانی از رفاقت و خیانت است و هم سفری احساسی به درون حافظه، هویت و امکانِ دوباره برخاستن از دلِ زخمها.
مشخصات این نسخه
نسخهها و ترجمههای دیگر
جملههای ماندگار
نقلقولهای بادبادک باز
«گفت: خیلی می ترسم و من گفتم: چرا؟ او گفت: چون از ته دل خوشحالم دکتر رسول. خوشحالی این شکلی وحشتناک است. وقتی دست سرنوشت بخواهد چیزی را ازت بگیرد، می گذارد این طور خوشحال باشی.»
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب بادبادک باز
۱۴۰۵/۵/۲۴
اسم این کتاب که میاد من قلبم متلاشی میشه.به کسی که روحیه حساسی داره اصلا پیشنهاد نمیشه.
۱۴۰۵/۴/۲۳
با خوندن این کتاب، من دوباره کتاب خوندن رو شروع کردم. زندگی دلخراش یک انسان در کشور افغانستان.در دنیا امروز خیلی از مشکلات این چنینی پر رنگ هست.
۱۴۰۵/۴/۲۳
با خوندن این کتاب، من دوباره کتاب خوندن رو شروع کردم. زندگی دلخراش یک انسان در کشور افغانستان.در دنیا امروز خیلی از مشکلات این چنینی پر رنگ هست.


















