خانه کتاب بی

هر دو در نهایت می میرند

They Both Die at the End

نویسنده:آدام سیلورا
ناشر: شیرمحمدی
۵۵۸ بازدید

معرفی کتاب هر دو در نهایت می میرند

«هر دو در نهایت می‌میرند» رمانی احساسی و پرتعلیق از آدام سیلورا است که در جهانی می‌گذرد که در آن، خبر مرگ هر انسان از قبل معلوم می‌شود. داستان با همین ایده تکان‌دهنده آغاز می‌شود و از دل آن، روایتی درباره ترس، انتخاب، تنهایی و ارزشِ لحظه‌های باقی‌مانده شکل می‌گیرد. در مرکز این رمان، دو نوجوان قرار دارند که هر کدام با اضطرابِ آخرین روز زندگی‌شان روبه‌رو هستند. آشنایی آن‌ها در شبی آغاز می‌شود که می‌دانند پایان نزدیک است، اما همین آگاهی بهانه‌ای می‌شود برای نزدیک‌تر شدن، فهمیدن خود و بازنگری در چیزهایی که تا امروز به تعویق افتاده بود. فضای کتاب تلخ، انسانی و در عین حال امیدبخش است؛ اثری که هم به مرگ فکر می‌کند و هم به زندگی، هم به فقدان و هم به پیوند. اگر به رمان‌های نوجوان و جوان‌پسند با حال‌وهوای عاطفی، مفهومی و شخصیت‌محور علاقه دارید، این کتاب می‌تواند تجربه‌ای متفاوت و ماندگار باشد.

مشخصات این نسخه

صفحات
240
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
قطع
-
ISBN
9786227597370
تاریخ چاپ
۱۴۰۴
محل دسترسی
فروشگاه
وضعیت فروش
ناموجود برای خرید

نسخه‌ها و ترجمه‌های دیگر

درباره آدام سیلورا

تصویر آدام سیلورا

آدام سیلورا

Adam Silvera

آدام سیلورا نویسنده آمریکاییِ ادبیات نوجوان و جوانان است که بیشتر با رمان‌های احساسی و شخصیت‌محورش شناخته می‌شود. او در آثارش معمولاً به موضوع‌هایی مثل سوگ، هویت، عشق، دوستی و تجربه‌های دشوارِ نوجوانی می‌پردازد و همین نگاه صمیمی و پر احساس، نوشته‌هایش را برای خوانندگان جوان بسیار قابل‌لمس کرده است. از شناخته‌شده‌ترین آثار او می‌توان به رمان‌های «هر دو در پایان می‌میرند» و «تاریخچه‌ای از آینده» اشاره کرد. سیلورا در داستان‌پردازی، به روابط انسانی و لحظه‌های تلخ‌وشیرین زندگی توجه ویژه‌ای دارد و نثرش ساده، روان و در عین حال تاثیرگذار است.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های هر دو در نهایت می میرند

افزودن جمله
Nooshin

@witty · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«از خیابان میگذرم اما اینبار دستی نیست که مرا نگه دارد(:»

صفحه ی آخر

Nooshin

@witty · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«جای کشتی در بندرگاه امن است اما این چیزی نیست که کشتی برای آن ساخته شده باشد!»

D

@daryakiani · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«زندگی کردن نادرترین اتفاق جهان هستی است. بیشتر مردم فقط وجود دارند، همین.»

🌱𝗔𝗠𝗜𝗥𝗔𝗟𝗜

@amir_ali · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«یاد گرفته بودم که همیشه صادق باشم، اما حقیقت گاهی وقت ها، می‌تواند پیچیده باشد. مهم نیست که حقیقت تلخ باشد یا شیرین. گاهی وقت ها، حقیقت تا وقتی که تنها نباشی، بروز پیدا نمی‌کند. حتی در این هم تضمینی نیست. گاهی وقت ها، حقیقت رازی است که آن را از خودت هم مخفی می‌کنی، چرا که زندگی با یک دروغ، ساده تر است.»

صفحه ۱۱۰

D

@daryakiani · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«مطمئنم هر دو نفری که با هم رابطه دارند -چه در شهر، چه در آن‌ور دنیا- با هم، سر چیزهای کوچک و بزرگ، مشکل پیدا می‌کنند، اما آن‌هایی که به هم نزدیک‌ترند راهی برای حل مشکلاتشان پیدا می‌کنند.»

دیدن همه‌ی جمله‌ها

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب هر دو در نهایت می میرند

Parnian

۱۴۰۵/۴/۲۷

بنظرم باید ورژن انگلیسیش رو بخونین

Zhal

۱۴۰۵/۴/۱۰

اگر مدتیه که اشکتون در نیومده، قطعا بخونیدش. ایده ی قشنگ + قلم قشنگ = اشک های تمام نشدنی 😂

Ruy

۱۴۰۵/۵/۲۴

من با این کتاب گریه کردم.

Shervin

۱۴۰۵/۵/۲۴

فوق العادس اگه تونستین زبان اصلیشو بخونین عالی میشه ولی اگر نتونستین هم چیز خاصی رو از دست ندادین اونقدرا هم سانسور نشده فکر کنم

RASTA

۱۴۰۵/۵/۲۴

قشنگ ترین عشق رو توش دیدم

Narges

۱۴۰۵/۴/۲۲

به قدر کافی احساساتتونو قلقلک میده

Shervin

۱۴۰۵/۵/۲۴

این کناب جلد دو هم داره که بنظر من خیلیییییی جالبه حتما اونم بخونین