«از خیابان میگذرم اما اینبار دستی نیست که مرا نگه دارد(:»
صفحه ی آخر
They Both Die at the End
«هر دو در نهایت میمیرند» رمانی احساسی و پرتعلیق از آدام سیلورا است که در جهانی میگذرد که در آن، خبر مرگ هر انسان از قبل معلوم میشود. داستان با همین ایده تکاندهنده آغاز میشود و از دل آن، روایتی درباره ترس، انتخاب، تنهایی و ارزشِ لحظههای باقیمانده شکل میگیرد. در مرکز این رمان، دو نوجوان قرار دارند که هر کدام با اضطرابِ آخرین روز زندگیشان روبهرو هستند. آشنایی آنها در شبی آغاز میشود که میدانند پایان نزدیک است، اما همین آگاهی بهانهای میشود برای نزدیکتر شدن، فهمیدن خود و بازنگری در چیزهایی که تا امروز به تعویق افتاده بود. فضای کتاب تلخ، انسانی و در عین حال امیدبخش است؛ اثری که هم به مرگ فکر میکند و هم به زندگی، هم به فقدان و هم به پیوند. اگر به رمانهای نوجوان و جوانپسند با حالوهوای عاطفی، مفهومی و شخصیتمحور علاقه دارید، این کتاب میتواند تجربهای متفاوت و ماندگار باشد.

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: میلاد بابانژاد
ناشر: نون
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: ملیکا بیگی
ناشر: اندیشه بیگی
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: میلاد بابانژاد
ناشر: نون
نوع جلد: جلد سخت
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: فهیمه قاسمی
ناشر: یوشیتا
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید
جملههای ماندگار
«از خیابان میگذرم اما اینبار دستی نیست که مرا نگه دارد(:»
صفحه ی آخر
«جای کشتی در بندرگاه امن است اما این چیزی نیست که کشتی برای آن ساخته شده باشد!»
@daryakiani · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
«زندگی کردن نادرترین اتفاق جهان هستی است. بیشتر مردم فقط وجود دارند، همین.»
«یاد گرفته بودم که همیشه صادق باشم، اما حقیقت گاهی وقت ها، میتواند پیچیده باشد. مهم نیست که حقیقت تلخ باشد یا شیرین. گاهی وقت ها، حقیقت تا وقتی که تنها نباشی، بروز پیدا نمیکند. حتی در این هم تضمینی نیست. گاهی وقت ها، حقیقت رازی است که آن را از خودت هم مخفی میکنی، چرا که زندگی با یک دروغ، ساده تر است.»
صفحه ۱۱۰
@daryakiani · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
«مطمئنم هر دو نفری که با هم رابطه دارند -چه در شهر، چه در آنور دنیا- با هم، سر چیزهای کوچک و بزرگ، مشکل پیدا میکنند، اما آنهایی که به هم نزدیکترند راهی برای حل مشکلاتشان پیدا میکنند.»