فولبروک، فهم تاریخ وایمار را به رابطهی میان ساختارهای تاریخی و کنش انسانها پیوند میدهد و تأکید میکند که شرایط اجتماعی و سیاسی، امکانهای پیش روی افراد را شکل میدهند، اما رفتار و تصمیم شخصیتهای تاریخی نیز میتواند مسیر این شرایط را تغییر دهد. از این منظر، تاریخ نه محصول ساختارهایی کاملاً مستقل از انسان است و نه حاصل ارادهی چند فرد؛ بلکه از تعامل مداوم میان زمینهی تاریخی و کنش انسانها شکل میگیرد.
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
اين چشم هاى تو بالاخره مرا وادار به يك خبط بزرگی در زندگی خواهد كرد.» گفتم : اين خبط شما آرزوى من است.» 🍒🫀🫀🫀
اژدهایی در من نهفته است، تمام عمر با او در زد و خورد بوده ام. اوست كه از داخل مرا مى خورد و در ظاهر خوى درنده رابر من تحميل مى كند...
خنده اش مانند آفتاب بهارى كه برفهاى سركوه را آب مى كند دل آدم را شاد مى كرد.🫀🍒
در شهر کوران یک چشمی شاه است 🫣
مى خواسته است به زنى كه با چشم هايش او را اسير كرده بود، بگوید که من تورا شناختم، به طورى كه خودت نتوانستهاى خويشتن را بشناسى، و من مى دانم تو باعث شدى كه من امروز زجر بكشم. شايد هم مى خواهد بگویم :‹ای چشم ها، اگر صاحب شما با من بود، من تاب مى آوردم وكامياب مى شدم.»
زمان چیزی نیست جز رودخانهای برای صید کردن.
همیشه در دریای زندگانی مردم، یک دماغهی هورن قرار دارد که یا به سلامت از آن میگذرند یا به صخره میخورند و از بین میروند.
دلجویی از یک قلب تهی کاری خستهکننده است.
دنیای خوبی است ولی آدمهایی که توش زندگی میکنن اونو بد میکنن.
اگر معنی بخشیدن این است که دربارهی آن سخن نگویی، بدون تردید من قادر به انجام دادنش هستم ولی همواره محبوس کردن خاطرهای زشت در ذهن کار عاقلانهای نیست، چون آن خاطره در درونت میروید و میروید و تمام بدنت را فرا میگیرد.
ما همگی مجموعهای از خاطرات داریم که دوست داریم با خوشحالی آنها را به دست فراموشی بسپاریم ولی موضوعاتی هستند که خودبهخود در ضمیر انسان میمانند.
شخصیت یک انسان تنها مسئلهی موجود دربارهی اوست که میشود روی آن حساب کرد.
نخل در رویای کاج است و کاج در رویای نخل.
برای بالا رفتن از نردبان بلند هنر، سر نترس و پشتکار لازم بود.
قدم به قدم حرکت کردم تا دوباره به یک انسان تبدیل شوم.
همهی انسانها اشتباه میکنند. چیزی که شخصیت مارا میسازد، اشتباهات ما نیست، بلکه نحوهی برخوردمان با ان اشتباهات و درس گرفتن از انها، به جای توجیه تراشی است
میدونم مُرده خیال میکنی حواسم نیست؟ ولی هنوزم میتونم دوسش داشته باشم نمیتونم؟ چون یکی مُرده دلیل نمیشه که دیگه دوسش نداشته باشی... مخصوصاً اگه هزار بار از جماعت زنده بهتر باشه :)
لازم نیست حتماً آدم بدی باشی تا کسی رو ناراحت کنی. گاهی میتونی آدم خوبی باشی و دیگرونو ناراحت کنی.
خدا کند وقتی مُردم بندازنم تو رودخانهای جایی. اصلاً هرجا، هرجا غیر از قبرستان. دوست ندارم مردم یکشنبهها بیایند رو قبرم گل بگذارند و اشک بریزند. وقتی مُردی گل به چه کارت میآید؟ به هیچ کارت.
