خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

مامان بودن یعنی مهربون بودن. یعنی عاشق بودن. یعنی قوی بودن. یعنی مراقبت کردن. یعنی خیلی چیزایی که فقط باید دختر باشی که بفهمی. چرا دختر؟ چون یه چیزی توی وجود دخترا هست، که دست و پا و چشم و گوش و مغز و قلبِ همه‌‌ی آدما اونجا درست می‌شه! یعنی خونه‌ی خدا اونجاست؟! یکی از خونه‌هاش اونجاست!

- مامان بودن چجوریه؟ + مامانا احساسشون خیلی قویه! - من که بلد نیستم احساسم قوی باشه! + بلد شدنی نیست. به دنیا اومده باهات. - فقط با من؟ + نه. با همه‌ی دخترا به دنیا میاد.

هیچ‌کس فکر نمی‌کنه خودش بی‌شرفه. چون دلیل داره واسه کاراش! اما از بیرون، همه‌مون بی‌شرفیم! یکی یه‌ذره بیشتر، یکی یه‌ذره کمتر.

در نگاه به گذشته، نخستین دموکراسی آلمان "جمهوری بدون جمهوری‌خواهان" نامیده می‌شود؛ "جمهوری‌ای محافظه‌کارانه"؛ "جمهوری‌ای ناخواسته" با "دموکراسی بداهه‌نواخته". این جمهوری به‌رغم آنکه تنها چهارده سال به طول انجامید، یعنی از پایان جنگ جهانی اول تا آغاز دیکتاتوری ناسیونال‌سوسیالیستی، دورانی از هر جهت منحصربه‌فرد را به نمایش می‌گذارد که در همۀ وجوه و مراحل تکاملش به یکی از موضوعات کانونی و بسیار جذاب پژوهش در علم تاریخ بدل شده است.

«دیگر بزرگ شده‌ایم شبانه. دورهٔ آرزوهای بزرگ و شادی‌های عجیب‌وغریب‌مان گذشته. به‌نظرت زندگی باید چه‌طور باشد؟ همه‌اش یک مشت چیز کوچک معمولی است. اگر قرار باشد خوشحال باشیم باید با همین‌ها خوشحال باشیم.»

چرا هیچ چیز این روز ها دیگر مرا نمی خنداند؟! به خاطر بی کاری است حتما. باید چیزی داشته باشم که مرا فرو ببرد توی خودش و نگذارد بفهمم کجا هستم. باید روزهایم را بگذراند. باید حواسم را پرت کند به همه چیز. حواسم که به چیزی پرت نمی شود ، فکر ها پیدایشان می شود.

با خود گفت : (اگر من با یقین به تباه کردن نعمت هایی که به من داده شده بود بروم و هیچ راهی برای اصلاح این حال نباشد ، انوقت چه ؟)

با خود گفت : (اگر من با یقین به تباه کردن نعمت هایی که به من داده شده بود بروم و هیچ راهی برای اصلاح این حال نباشد ، انوقت چه ؟)

با خود گفت : (اگر من با یقین به تباه کردن نعمت هایی که به من داده شده بود بروم و هیچ راهی برای اصلاح این حال نباشد ، انوقت چه ؟)

با خود گفت : (اگر من با یقین به تباه کردن نعمت هایی که به من داده شده بود بروم و هیچ راهی برای اصلاح این حال نباشد ، انوقت چه ؟)

با خود گفت : (اگر من با یقین به تباه کردن نعمت هایی که به من داده شده بود بروم و هیچ راهی برای اصلاح این حال نباشد ، انوقت چه ؟)

با خود گفت : (اگر من با یقین به تباه کردن نعمت هایی که به من داده شده بود بروم و هیچ راهی برای اصلاح این حال نباشد ، انوقت چه ؟)

برای پولدار شدن دو‌ زمان وجود دارد:یکی موقع آبادی و دیگری موقع ویرانی. موقع آباد کردن به کندی پول گیرت‌می آید ولی موقع فروپاشی و ویرانی سریع پولدار میشوی.

گوسفندان: انبوه جمعیت دنباله‌رو که بدون هیچ تفکّری فقط شعارهای رهبران را تکرار می‌کنند.