همیشه دنیا یا روی روشنایی متمرکز است یا تاریکی.
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
آنچه قسمت تو نیست، هزاران بار ناامیدت میکند تا بالاخره میفهمی که باید رهایش کنی.
زندگی برای همنوع، جایی که میل به زندگی برای خودم نیز ندارم چه معنایی دارد؟
ما همه، خاصه شما زنها، باید کشاکش زشت و بی معنای زندگی را تنها طی کنیم تا به اصل پاکیزه آن برسیم. کسی تجربه های دیگری را باور نمیکند و نمیپذیرد.
از یک سن خاص تقریبا تمام سوالهایی که ذهن یک انسان را به خود مشغول میکنند، حول یک سوال خاص میگردد: راه و رسم زندگی کردن چگونه است؟
تو دلم گفتم کاش آدم بتواند دنیا را بالا بیاورد و این همه دروغ و ریا نبیند. دنیا به دست دروغگوها و پشتهماندازها و حقهبازها اداره میشود، مردهشورش ببرد.
روش طبیعت اینه که با مشکلها به ما میفهمونه باید یه مسیر دیگه رو امتحان کنیم.
ذهن یه جورایی خیلی شبیه باغه؛ نیاز به مراقبت و توجه داره، زحمت داره. اگه به حال خودش رها بشه، خیلی زود پر از علف هرز میشه، و جایی که علف هرز زیاد باشه گُلها نمیتون رشد کنن.
ترس مانع مردن نمیشه، ولی میتونه مانع زندگی کردن بشه.
انگار هرچی بیشتر مشتم رو باز میکنم، دنیا چیزهای بیشتری توش میذاره.
برای مارکسیستها از دیرباز هیچ چیز بدیهیتر از این نبود که مارکسیسم، انقلابیترین نظریه سیاسی است که برایش در درجه نخست مهم است جهان را تغییر دهد و به سلطه وضعیت اجتماعی ناگواری که تاکنون بر انسانها حاکم بوده است، پایان دهد؛ البته نه با مطالبات صرف، بلکه با تحلیل کاپیتالیسم و با پردهبرداری از گرایشهایی که درون کاپیتالیسم گذار به سوسیالیسم و اجتماع بشری بیطبقه و بیحکومت آتی را همواره میکرد؛ سوسیالیسمی که قرار بود ارمغانآور صلح در جهان باشد. بنابراین مارکسیسم پنداشت خود را به منزله سوسیالیسم علمی، از این رهگذر در برابر سوسیالیسم آرمانشهری، پیشامارکسیستی قرار میداد که نگاه سلبی محض نسبت به واقعیت تاریخی را کنار میگذاشت و نیروی بالقوة انقلابی را در واقعیت ظاهرأ ارتجاعی محض کشف میکرد. در مارکسیسم، بر خلاف بیشتر سوسیالیستهای نخستین، توصیفاتی عینی درباره جامعه سوسیالیستی آتی تقریبا وجود ندارد.
همیشه دلیلی برای موندن هست ،همیشه دلیلی برای برگشت هست
اگه از شرایطی که شما رو ناراحت میکند دوری کنید بی فایده است. خودتونو تو چنین شرایطی قرار بدید اما رفتار درست را انتخاب کنید. حتی عمدا با خیلی از این شرایط رو در رو شوید.
شایعه، برای کسی که میخواد از رازش محافظت کنه، مثل زره میمونه.
اگه خودمون زندگیمونو اولویت بندی نکنیم افراد دیگه ای این کار رو میکنن.
من و خوشبختی هیچ موقع باهم آبمون تو یه جوب نمیره.
من چون خلا و عدمی بودم که کسی ممکن نبود به وجود آن پی ببرد، ولی باز در سر راه همه سدی سدید بودم.
مردها همیشه خیال می کنند که بهتر میدانند.
"فاجعه هر روز اتفاق میفته، نه فقط ۵۰ سال پیش، که همین حالا، نه خیلی دور که همینجا، ورِ دلِ آبادانِ سبز و امن و شیک و مدرن. در ضمن حق با توئه، طفلک خاتون، طفلک همهی آدما"
اگر یار ما امنیت دارد و برای ما تلاش می کند ، پس منتظر چه معجزه یا توهمی از عشق و رابطه هستیم؟! همین ها کافی نیست که کمی آرام بگیریم در آغوشی که امن است؟!
