کلیشهای در دنیای موسیقی هست که میگوید هنگام پیانونوازی هیچ نُتی اشتباهی نیست. اما زندگیِ نورا ترکیبی از تمام سروصداهای ناموزون بود؛ قطعهای که میتوانست به اشکال زیبایی نواخته شود، اما در بدترین مسیر پیش رفت.
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
لحظات خوش هم اگر بهاندازهٔ کافی مهلت داشته باشند، میتوانند به درد تبدیل بشوند.
چیزای زیادی از این کتاب یاد گرفتم ولی ساده ترینش اینه که وقتی با کسی یا چیزی «رابطه» برقرار میکنی، برای تو «منحصر به فرد» میشه؛ حتی اگه هزاران گل مثل گلِ تو در جهان وجود داشته باشه، همون گل برای تو یگانه ست چون براش وقت صرف کردهی و برات غیر قابل جایگزینه.
چیزهای اساسی را چشم نمیبیند، فقط با دل میشود خوب دید.
از دوستداشتنیترین رومانهایی بوده که خوندم و زیاد به دوستام پیشنهاد دادم که بخونن یا بهشون کتابو هدیه دادم. اوایل که کتابو خونده بودم از پایان داستان واقعا متعجب بودم که چرا آنت با کسی که عاشقش بود اون کارو کرد ولی بعدها وقتی یسری احساساتو در زندگیم تجربه کردم یاد اخرین تصمیم آنت افتادم و واقعا بهش حق دادم...
وقتی عاشق میشویم، هیچ توضیحی برای آنچه احساس میکنیم پیدا نمیکنیم.
اصلا شاهد یه عاشقانه معمولی نیستین بلکه عاشقانه ی فلسفی ای رو میخونین که تقابل بین عشق زمینی و معنویه
جایی بین بودن و نمود پیدا کردن، وجود داشتن یا دیده شدن. هویت اصلی انسان تو کدومه ؟ بدن؟ روح؟ و چه چیزی باعث میشه ما از سوژه به ابژه تبدیل بشیم و بالعکس؟ این ها سوالاتی بود که موقع خوندن این کتاب برام ایجاد شد.
خوبی مردن همینه، وقتی چیزی برای از دست دادن نداری، به هر خطری که دلت می خواهد تن میدی.
مسخو دوبار خوندم و هر دوبار قلبمو فشرده کرد. واقعا دلم به حال گرگور بیچاره میسوخت، اینکه چطور کاملا خودشو وقف خانوادهش کرد و وقتی برای خانوادهش بیمنفعت شده بود و شاید حالا بهشون نیاز پیدا کرده بود از سمتشون طرد شد.شخصیت پدرش واقعا برام منفور بود.
کتاب طولانیه ولی اصلا حوصله سر بر نیست و گاها دلم میخواست برای اجرای عدالت که به گرفتن انتقام بدل میشه جای شخصیت داستان بودم و تو زندگی واقعیم انجامش میدادم
من با ترجمه پیمان خاکسار خوندمش ولی ترجمه آقای غبرایی به نسبت تعریفش رو بیشتر شنیدم. مخصوصا در آثار سلین و حتی دیگر اثار دیگر. سفری ماجراجویانه از زندگی سلین.. حس میکنید هر فصل تو یه دنیای عجیب هستید و واقعا همه رو تجربه کردید.
فکر کرد شاید نباید ماهیگیر میشدم. اما من برای همین کار به دنیا آمدهام.
شاهماهی من بالاخره باید یک جایی باشد.
با طنز سیاهش تصویری از یه انسان مدرن که دچار بحران هویت و پوچی شده ساخته. فضای کتاب به شدت دارکه و واقعا غصهتون میگیره ولی یکم یاد وضعیت کنونی خودمونم میوفتیم که باید شرایطمونو تغییر بدیم ولی نمیدونیم کی و کجا و چجوری:)
برای طرفداران استیو تولتز کتاب جذابی میتونه باشه. تولتز واقعا در به تصویر کشیدن زندگی انسان هایی که به مرور رو به نابودی میرن و چه اتفاقاتی براشون تو این مسیر میوفته و چه تفکر و خانواده ای دارن، واقعا مهارت داره. گاهی احساس میکنم این انسان ها قهرمان هایی در زندگی ما هستند. شاید آنها زندگی را برده اند و ما باختیم.. نمیدانم
احساسات همچون کودکانی درون ما هستند که با مقصود و پیامی خاص، ما را به سود خود فرا میخوانند. رنج، آن کودک آسیب دیده و گریان است که کمک و توجه ما را می طلبد.
حسی ناشناخته و درونی به او ندا میدهد که همهی رنج ها، تجربه ها، شکستها، پیروزیها و تاب آوریهای او در سراسر عمرش بی چیزی نبوده و نیست
کتابی بود که توی یه روز میشه تمومش کرد حرف های دلی ..
کتاب جذاب برای علاقمندان به مباحث سیاسی و جامعه شناختی. این کتاب را نصفه خواندم و همچنان جلو چشممه که آماده اش رو بخونم
