خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

نشان آدم ناپخته اين است كه مى خواهد در راه یک آرمان، شرافتمندانه بميرد و نشان آدم پخته اينكه مى خواهد در راه يک آرمان، خاضعانه زندگی كند.

ناطور دشت

متاسفانه پاداش رک گویی غالبا تکبر و یا سوء تفاهم نسبت به منظور گوینده است.

جین ایر

بگذارید مساله ای را روشن کنم ؛ من نمی خواهم با شما همچون زیر دستانم رفتار کنم. منظورم این است که من فقط از این جهت خود را نسبت به شما برتر می دانم که بیست سال از شما بزرگ تر هستم و تجربه بیشتری دارم…

جین ایر

بیهوده است که دلباختگی را پیوند میان اذهان و افکار بدانیم. ماجرا به آتش افتادن هم زمان دو روحی است که هر کدام مستقلا درگیر بالیدن‌اند و غلیان عواطف نتیجه‌ی انفجاری است که بی‌صدا درونمان اتفاق می‌افتد و دل‌باخته ، حول و حوش این اتفاق، بهت‌زده و پریشان‌حواس، می‌جنبد تا تجربه خود را بیآزماید. اویی که دوستش داریم صرفا کسی است که هم‌زمان و خودشیفته‌وار در تجربه‌مان شریک است و میل نزدیک بودن به این موجود عزیز هم از ابتدا به قصد تصاحب او نیست، به قصد مقایسه دو برداشت از یک اتفاق واحد است، مثل مقایسه تصویر سوژه‌ای واحد در آینه‌های مختلف. همه این‌ها مقدم است بر اولین نگاه، بوسه یا لمس، مقدم است بر جاه طلبی، غرور یا حسادت و مقدم است بر اولین ابراز علاقه‌هایی که نقطه عطف رابطه‌اند، چون از این‌جاست که عشق به عادت، به مالکیت، تنزل میابد و به تنهایی بر‌می‌گردد.

من زمانی که هم سن شما بودم یک آدم خوش قلب و ساده لوح بودم ؛ دلم برای آدم های بی پناه ، گرسنه و بیچاره میسوخت . اما سرنوشت یک روز من را به زمین زد و حتی به این هم اکتفا نکرد ؛ پس از آن ، مرا زیر مشت و لگد گرفت و اکنون من خوشحالم از این که آدم سنگدل و خشنی شده ام . با وجود این هنوز هم در وجود به ظاهر نفوذناپذیرم یکی دو روزنه پیدا می شود و در میان این توده ی سفت و سخت هنوز هم یک نقطه حساس وجود دارد.

جین ایر

احترام زیادی برای زیبایی ، وقار و رفتار مودبانه قائل بودم اما اگر این خصایص در هیبت یک مرد تجسم می یافت ، می فهمیدم که آن مرد به هیچ چیز در وجود من علاقه ای ندارد و نخواهد داشت. خیلی خوب می دانستم که باید از این آدم ها روی برگردانم ؛ همانطور که انسان از آتش ، نور و یا هر چیز براق دیگری که چشم را می آزارد ، روی بر می گرداند.

جین ایر

از هر چيز بگذریم، تاريخ جهان از سرنوشت تمام افراد بشر تشكيل شده. اينطور نيست؟ نه تنها مردانى كه حكم اعدام امضاء مى نمايند و يا آنکه توپ هاى سنگین براى شكست ملتها به كار مى برند تاريخ جهان را بنا مى كنند، بلكه گمان مى كنم اشخاص ديگر و آنهايى كه سر خود را باخته و يا تيرباران شده اند بنيان تاريخ جهان را ريخته اند. وهر مرد و زنى كه زنده است اميد دارد، عشق مى ورزد و مى ميرد تاريخ جهان رابه وجود مى‌آورد.

دزیره 1

هیچکس نمیداند در کنار شورشیان سیاسی ، چند نفر دیگر از مردم در برابر تقدیرشان شورش کرده اند!

جین ایر
HH.j@jubinجمله

یک قطره از زهر جنون کافیست تا خمره چندین نسل از نوادگان را بیالاید.

تنگنا
HH.j@jubinجمله

پدر و مادر بودن باعث می‌شود احساس کنی پتویی هستی که کوچک‌تر از آنی است که باید باشد؛ مهم نیست چقدر سعی کنی همه را بپوشانی، همیشه کسی هست که سردش است.

شهر خرس

انسان گاهی بر سزاوارِ خود خروش می کند زیرا تابِ تقدیر را نمی آورد.

ابله

هیچ‌کس بی‌گناه نیست، اما جهان حتی به گناهانمان هم اهمیت نمی‌دهد. خورشید می‌تابد، مرگ می‌رسد، و ما در میانه‌ی این دو، فقط تماشاگرِ بی‌احساسِ خودمانیم.

بیگانه

به گمانم امر ناممکن از طریق زندگی کردن به وقوع می‌پیوندد. آیا زندگی من به شکل معجزه آسایی از درد،یأس،اندوه،دلشکستگی،رنج،تنهایی و افسردگی آزاد می‌شود؟ نه. اما آیا دلم می‌خواهد زندگی کنم؟ بله

ولی نگران نباشید ، حالا دیگر دیر شده است .خوشبختانه همیشه دیر خواهر بود .

سقوط

خاما نباید نوشته می شد. یک بار یکی خیلی سال قبل او را زندگی کرد و در شبی ، این راز مگو را گفت و دیگر به سخن در نیامد.لال شد.

خاما