راستش من خیلی با این کتاب ارتباط نگرفتم. شروعش برام جذاب بود، ولی هرچی جلوتر رفتم ریتم داستان برام کند شد و اون هیجان و غافلگیریای که انتظار داشتم رو نداشت. در کل جزو کتابایی نیست که پیشنهادش کنم.
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
راستش این کتاب از اون کتابایی بود که خیلی بیشتر از چیزی که انتظار داشتم دوستش داشتم. 🤍 از همون اول داستان یه حس عجیبی داشتم که انگار قراره مدام یه چیزی رو کشف کنم و هرچی جلوتر میرفتم، بیشتر درگیرش میشدم. چیزی که بیشتر از همه دوست داشتم، شخصیت اصلی و نوع فکر کردنش بود. اینکه فقط منتظر نمیمونه بقیه حقیقت رو پیدا کنن؛ خودش دنبال جواب میره، شک میکنه، سرنخها رو کنار هم میذاره و برای چیزی که باور داره میجنگه. همین باعث شد خیلی راحت باهاش همراه بشم. فضای معمایی داستان هم واقعاً منو جذب کرد. چند بار فکر کردم فهمیدم قضیه چیه، ولی داستان یه جوری مسیر رو عوض میکرد که دوباره به همهچیز شک میکردم. هیجانش رو دوست داشتم، ولی چیزی که بیشتر از هیجان برام جذاب بود، حس کنجکاویای بود که تا آخر ولم نمیکرد. در کل برای من «من هنوز نمردهام» فقط یه داستان جنایی نبود؛ یه کتاب پر از شک، ترس، امید و تلاش برای رسیدن به حقیقت بود.
همیشه باید بجنگی، مخصوصاً اگه فکر میکنی قراره ببازی. اتفاقاً همون موقع ست که باید سخت تر از همیشه بجنگی.
تفسیر دنیاهای چندگانه فیزیک کوانتوم اینطور می گه که: بی نهایت جهان موازی منشعب از همدیگر روی هم قرار دارند. اصلا هیچ زندگی متفاوتی وجود داره؟ یا فقط دکوراسیون خونه و محیط اطرافمون عوض می شه؟! آن زندگی را تجربه کن که تصور کرده ای. زندگی را به سادگی یک تیشرت انتخاب کنید.
حقیقت هیچوقت اون چیزی نیست که دوستداشته باشی بدونی.
همیشه دنیا یا روی روشنایی متمرکز است یا تاریکی.
آنچه قسمت تو نیست، هزاران بار ناامیدت میکند تا بالاخره میفهمی که باید رهایش کنی.
بسیار خواندنی،جذاب و گیرا بود. از نشر ثالث خوندمش ترجمه عالی و روان
من ایدشو دوست داشتم واقعا ب نظرم خیلی جالب بود
میتونست خیلی بهتر باشه اما اخر کتاب خیلی یهویی و در اوج نصفه انگار تموم شد!!!
بیشتر از دو تا اثر دیگه تولتز تونستم با این اثر ارتباط بگیرم، هر چند جایی خوندم که محبوبیت دو کتاب دیگه رو نداره.
زندگی برای همنوع، جایی که میل به زندگی برای خودم نیز ندارم چه معنایی دارد؟
ما همه، خاصه شما زنها، باید کشاکش زشت و بی معنای زندگی را تنها طی کنیم تا به اصل پاکیزه آن برسیم. کسی تجربه های دیگری را باور نمیکند و نمیپذیرد.
از یک سن خاص تقریبا تمام سوالهایی که ذهن یک انسان را به خود مشغول میکنند، حول یک سوال خاص میگردد: راه و رسم زندگی کردن چگونه است؟
تو آثار جین آستین احساس میکنم این اثرش متوسط بود
جز آخرین کتبی بود که از آستین خوندم و بیشتر از آثار دیگهش ازش لذت بردم و خوشم اومد
کتابی که وقتی خوندمش بعدش بعد از مدتها به صورت مداوم مطالعه رو از سر گرفتم و از نشر نی خوندمش و اولین رمان کلاسیک و اولین اثری بود که از آستین خوندم بسیار زیبا بود
تو دلم گفتم کاش آدم بتواند دنیا را بالا بیاورد و این همه دروغ و ریا نبیند. دنیا به دست دروغگوها و پشتهماندازها و حقهبازها اداره میشود، مردهشورش ببرد.
سال بلوا برای من از اون کتابهایی بود که اولش بیشتر از اینکه جذبم کنه، گیجم کرد. پرشهای زمانی و روایت غیرخطیش تا صفحهی ۳۰ و خوردهای کمی اذیتم میکرد، اما کمکم یاد گرفتم با ذهن و خاطرات نوشا همراه بشم و بعد دیگه یه وقتایی نمیتونستم از فضای سنگین و تلخ داستان دل بکنم. چیزی که بیشتر از همه الان ذهنم رو درگیر کرده، سرنوشت حسینا و حس ناتموم موندن اون بود؛ دوست داشتم بفهمم که چه اتفاقاتی رو از سر گذرونده. و من حالا مثل همیشه که کتابی رو تموم میکنم بغضی شدم و احساس میکنم دلم برای نوشا، حسینا، میرزاحسن و حتی جاوید قصهی سال بلوا تنگ میشه🥲📖💙
روش طبیعت اینه که با مشکلها به ما میفهمونه باید یه مسیر دیگه رو امتحان کنیم.
