به سختی خودم را راضی کردم که کتاب را تا انتها بخوانم ....داستان تکراری ، بسیار کسالت آور و ....برای من تجربه خوبی نبود. کتاب را دوست نداشتم.
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
از اون کتابهایی که وقتی موضوعش رو میشنوی شاید اونقدر چشم رو نگیره ولی به محض اینکه فصل اولش رو شروع کنی دیگه نمیتونی ازش دست بکشی. اسکورسیزی هم از روش فیلم ساخته. حتما بخونیدش و لذت ببرید.
کتابی بینظیر، جذاب، تفربرانگیز و استعارهای از روزمرگی ما.
این کتاب شاهکاره. از همون فصل اول که نه، از عنوان فصل اول شما رو با خودش میبره و دیگه نمیتونین زمین بذارینش.
واقعا جالب بود سوالایی که تو ذهن هر ادم متفکری ممکنه بیاد و براشون جوابی نیست رو پاسخ داده
برخلاف تمام نظرهای مثبتی که در مورد این کتاب دیدم خیلی متوسط بود
قول راستگویی بدهید و به بهترین وجه ممکن دروغ بگویید!
او مسافر زمانی است که در ماشین خودش گیر افتاده است.
همان هایی که این قدر در اسارت بوده اند که حتی وقتی همه ی میله های قفس را هم برداری هیچ تلاشی برای فرار نمی کنند. هر موجود زنده ای که مدتی طولانی پشت میله ها باشد از ناشناخته بیشتر میترسد تا اسارت.
عالی
شجاع باش شجاعت سلاح توِ
شاید خیلی ها اجساد هزاران سربازی را که زیر این خاک ها خوابیدهاند فراموش کنند اما من فراموش نمی کنم ...
کتاب بی نظیر و از اون دست کتاب هایی ک ی جاهایی ب خودتون میگید چقدر این شخصیت شبیه منه و شما را با لایه های دیگه وجودتون اشنا میکنه.یکی از بهترین کتاب های اروین دیالوم.
مذهب همه چیز را همسو با خود دارد:وحی،پیشگویی های پیامبران،حفاظت از حکومت،برترین شکوه و شهرت و افزون بر اینها این امتیاز گران بها را که آموزه هایش را در دوران حساس کودکی در ذهن حک کند.جایی که ب اندیشه های ذاتی و سرشتی بدل می شوند.
هستی تان را ب تمامی زندگی کنید و بعد از ان بمیرید.هیچ زندگی نا زیسته ای پشت سر باقی نگذارید.
کسی که با احساسش زیسته است از شبح روزهایی که بازنمیگردند به اضطراب میافتد و دیگر هیچچیز شیفتهاش نمیکند. بار خاطرات و پشیمانی میآزاردش
احساس میکنم این باران برای من میبارد. تو هم به خاطر من این این همه قشنگ شدهای. درختها هم به خاطر من جوانه زدهاند. ولی نمیدانم من برای چی زندهام.
تنهایی و غم غربت در جانش چنگ انداخت، غربتی که در میان شهر آشنا گریبانش را گرفته بود. چقدر انسان تنهاست. مثل پر کاه در هوای طوفانی.
سیاست یعنی حرامزادگی.
آدم میتواند تمام عمر منتظر دری بماند که شاید هیچوقت به رویش باز نشود
